شنبه 31 شهريور 1397 | Saturday 22 September 2018

I. کلام اول – آمرزش.

"و چون به موضعی که آن را کاسه سر می‌گویند رسیدند، او را در آنجا با آن دو خطاکار، یکی بر طرف راست و دیگری بر چپ او مصلوب کردند. عیسی گفت: ای پدر اینها را بیامرز، زیرا که نمی‌دانند چه می‌کنند" (لوقا ۳۴-۲۳:۳۳).

به این دلیل بود که عیسی بسوی صلیب رفت – تا گناهان ما را ببخشد. او خیلی پیش از آنکه به اورشلیم برود می دانست که کشته می شد. عهد جدید می گوید که او عمداً اجازه داد که به صلیب کشیده بشود تا جزای گناه ما را بپردازد.

"زیرا که مسیح نیز برای گناهان یک بار زحمت کشید، یعنی عادلی برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بیاورد" (اول پطرس ۳:۱۸).

"مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مرد" (اول قرنتیان ۱۵:۳).

عیسی دعا کرد، "ای پدر اینها را بیامرز،" در حالیکه از صلیب آویخته شده بود. خدا جواب دعاهای او را داد. هر کسی که بطور کامل به عیسی اعتماد کند بخشیده خواهد شد. مرگ او بر صلیب جریمه گناه ما را می پردازد. خون او گناهان شما را شسته و پاک می کند.

II. کلام دوم – نجات.

دو خطاکار در دو طرف عیسی مصلوب شدند.

"و یکی از آن دو خطاکار [مجرم] مصلوب بر وی کفر گفت که اگر تو مسیح هستی خود را و ما را برهان. اما آن دیگری جواب داده، او را نهیب کرد و گفت: مگر تو از خدا نمی‌ترسی؟ چونکه تو نیز زیر همین حکمی؟ و اما ما به انصاف، چونکه جزای اعمال خود را یافته‌ایم، لیکن این شخص هیچ کار بی جا [خطا] نکرده است. پس به عیسی گفت: ای خداوند، مرا به یاد آور هنگامی که به ملکوت خود آیی. عیسی به وی گفت: هرآینه به تو می‌گویم امروز با من در فردوس خواهی بود" (لوقا ۴۳-۲۳:۳۹).

بازگشت خطاکار دوم کاملاً روشن است. این موضوع نشان می دهد

1. نجات از طریق تعمید یا عضویت کلیسا بدست نمی آید – آن خطاکار هیچکدام اینها را انجام نداده بود.

2. نجات با احساس خوب بدست نمی آید – آن خطاکار فقط احساسات بد داشت – هم مصلوب شده بود و هم تحت احساس محکومیت از گناه بود.

3. نجات با رفتن به سمت محراب کلیسا و بلند کردن دست بدست نمی آید – دستان و پاهای او به صلیب میخکوب شده بود.

4. نجات با "دعوت از عیسی برای ورود به قلبتان" انجام نمی گیرد. اگر به آن خطاکار می گفتید چنین کاری انجام بدهد حیرت زده می شد!

5. نجات با گفتن "دعای گناهکاران" بدست نمی آید. آن خطاکار این دعا را زمزمه نکرد. فقط از عیسی خواست که او را بیاد داشته باشد.

6. نجات با عوض کردن روش زندگی تان بدست نمی آید. آن خطاکار فرصت چنین کاری را نداشت.

این خطاکار به همان طریقی نجات پیدا کرد که شما باید نجات پیدا کنید:

"به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه‌ات نجات خواهید یافت" (اعمال ۱۶:۳۱).

از صمیم قلب به عیسی ایمان بیاور و او با خون و عادل بودنش تو را نجات خواهد داد، درست همانطور که آن دزد مصلوب شده را نجات داد.

III. کلام سوم – توجه و مراقبت.

"و پای صلیب عیسی، مادر او و خواهر مادرش، مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند. چون عیسی مادر خود را با آن شاگردی که دوست می‌داشت ایستاده دید، به مادر خود گفت: ای زن، اینک پسر تو! و به آن شاگرد گفت: اینک مادر تو! و در همان ساعت آن شاگرد او را به خانه خود برد" (یوحنا ۲۷-۱۹:۲۵).

عیسی به یوحنا گفت که از مادرش مراقبت کند. در زندگی مسیحی چیزهای زیادی بعد از نجات پیدا کردنتان وجود دارد. باید از شما مراقبت بعمل بیاید. مسیح مادر عزیزش را به یوحنای رسول سپرد. او شما را به کلیسای محلی می سپارد. هیچکس نمی تواند بدون مراقبت و توجه از سوی کلیسای محلی در زندگی مسیحی به جایی برسد. این حقیقتی است که گاه در روزگار ما به فراموشی سپرده می شود.

"و خداوند هر روز کسانی را که نجات می‌یافتند، به جمع ایشان می‌افزود‌" (اعمال رسولان ۲:۴۷).

IV. کلام چهارم – دلهره و اضطراب.

"از ظهر تا ساعت سه بعد از ظهر تاریکی تمام زمین را فرا گرفت‌. نزدیک ساعت سه عیسی با صدای بلند فریاد کرد: ایلی، ایلی، لما سبقتنی‌؟ یعنی، خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی‌؟" (متی ۴۶-۲۷:۴۵).

این فریاد مضطرب عیسی، حقیقت تثلیث و الوهیت را نشان می دهد. خدای پدر رویش را برگرداند، در حالیکه خدای پسر گناهان شما را روی صلیب بر خودش کشید. کتاب مقدس می گوید:

"زیرا یک خدا و یک واسطه بین خدا و انسان وجود دارد، یعنی شخص عیسی مسیح" (اول تیموتیوس ۲:۵).

V. کلام پنجم – رنج و عذاب.

"بعد از آن، وقتی عیسی دید که همه چیز انجام شده است گفت: تشنه‌ام. و بدین طریق پیشگویی کلام خدا تحقق یافت‌. خمره‌ای پر از شراب ترشیده در آنجا قرار داشت‌. آنها اسفنجی را به شراب آغشته کردند و آن را بر سر نی‌ای گذارده جلوی دهان او گرفتند‌" (یوحنا ۲۹-۱۹:۲۸).

این آیه رنج و عذاب شدیدی که عیسی تحمل کرد تا گناهان ما را بپردازد به ما نشان می دهد:

"و حال آنکه به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید" (اشعیا ۵۳:۵).

VI. کلام ششم – کفاره گناهان یسی سرکه را گرفت، گفت: تمام شد" (یوحنا ۱۹:۳۰).

بیشتر چیزهایی که تا اینجا گفتم یک کشیش کاتولیک هم می توانست بگوید. ولی در مورد این کلام ششم، اساس اصلاحات کلیسای پروتستان و ایمان باپتیست ها در طی اعصار مختلف قرار گرفته. عیسی گفت، "تمام شد."

آیا عیسی درست گفت وقتی اشاره کرد که "تمام شد"؟ کلیسای کاتولیک می گوید، "خیر." آنها می گویند که او باید در هر مراسم عشایی از نو مصلوب شود و از نو تقدیم گردد. ولی کتاب مقدس می گوید که این موضوع اشتباه است.

"و به این اراده مقدس شده‌ایم، به قربانی جسد عیسی مسیح، یک مرتبه فقط" (عبرانیان ۱۰:۱۰).

"از آنرو که به یک قربانی مقدسان را کامل گردانیده است تا ابدالآباد" (عبرانیان ۱۰:۱۴).

"و هر کاهن هر روزه به خدمت مشغول بوده، می‌ایستد و همان قربانی‌‌‌ها را مکرراً می‌گذراند که هرگز رفع گناهان را نمی‌تواند کرد. لکن او [عیسی] چون یک قربانی برای گناهان گذرانید، به دست راست خدا بنشست تا ابدالآباد" (عبرانیان ۱۲-۱۰:۱۱).

عیسی یک بار برای همیشه کفاره کامل گناهان ما را بر روی صلیب پرداخت.

عیسی همه را پرداخت،
   همه چیز را به او مدیونم؛
گناه لکه ای ارغوانی بجای گذاشت،
   او آنرا به سفیدی برف شست.
       (“Jesus Pait It All” by Elvina M. Hall, 1820-1889).

VII. کلام هفتم – تعهد نسبت به خدا.

"و عیسی به آواز بلند صدا زده، گفت: ای پدر به دستهای تو روح خود را می‌سپارم. این را بگفت و جان را تسلیم نمود" (لوقا ۲۳:۴۶).

عیسی تعهد کامل خود نسبت به خدای پدر را در کلام آخرش پیش از مرگ نشان داد. همانطور که اسپارژن بزرگ اشاره کرد، این عبارت بر اولین سخنانی که عیسی گفت دلالت می کند، "از بهـر چه مـرا طلـب می‌کردیـد، مگر [ندانسته‌اید] که باید من در امور پدر خود باشم؟" (لوقا ۲:۴۹). عیسی از ابتدا تا انتها، اراده خدا را به انجام رسانید.

یکی از افسران رومی خشنی که او را به صلیب زده بود، به این هفت کلام گوش داد. آن افسر به صلیب کشیده شدنهای زیادی را دیده بود، ولی هرگز ندیده بود کسی مثل عیسی بمیرد، یعنی در حالیکه خون او ریخته می شد چنین خطابه خارق العاده ای موعظه کند.

"اما یوزباشی چون این ماجرا را دید، خدا را تمجید کرده، گفت: در حقیقت، این مرد صالح بود" (لوقا ۲۳:۴۷).

آن افسر کمی بیشتر درباره عیسی فکر کرد و بعد گفت،

"فی‌الواقع این مرد، پسر خدا بود" (مرقس ۱۵:۳۹).

او پسر خدا است! او از مردگان برخاسته – زنده، با بدنش. به آسمان صعود کرده است. در دست راست خدا می نشیند. "به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه‌ات نجات خواهید یافت" (اعمال رسولان ۱۶:۳۱).

کسانی هستند که فکر می کنند ایمان به خدا کافی است. ولی اشتباه می کنند. هیچکس با صرف ایمان به خدا نجات پیدا نمی کند. خود عیسی گفت، "هیچ کس نزد پدر جز به وسیله من نمی‌آید." عیسی تنها فرد با خونی است که شما را از گناه پاک می سازد. آمین.

۲۳
پخش خبر خوش

پولُس رسول سفرهای زمینی و دریایی کرد تا خبر خوش را به همه موعظه کند.‏
پولُس پس از مسیحی شدن مشتاقانه خبر خوش پادشاهی خدا را اعلام کرد.‏ او سابقاً پیروان مسیح را آزار می‌داد.‏ اما بعد از آن که مسیحی شد خود نیز به دلیل بشارت بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفت.‏ این رسول پرطاقت چندین سفر میسیونری به جاهای دور کرد تا خبر خوش حکومتی را موعظه کند که مقصود اصلی خدا را برای بشر به تحقق خواهد رساند.‏
پولُس در طی اوّلین سفر میسیونری خود در لِسْتَرَه مردی را که از بدو تولّد لنگ بود شفا داد.‏ جمعیت با دیدن این معجزه با صدای بلند پولُس و بَرنابا را خدایان خواندند.‏ آن دو به سختی مردم را از اهدای قربانی برایشان بازداشتند.‏ همان جمعیت تحت تأثیر دشمنان،‏ پولُس را سنگسار و رها نمودند زیرا فکر کردند مرده است.‏ پولُس که از آن واقعه جان سالم به در برده بود به آن شهر برگشت و با سخنان خود شاگردان را تقویت کرد.‏
برخی از مسیحیان یهودی‌نژاد بحث می‌کردند که مسیحیان غیریهودی می‌باید بر طبق برخی از قوانین موسی عمل کنند.‏ پولُس به اورشلیم رفت تا آن موضوع را با رسولان و پیران مطرح کند.‏ ایشان پس از بررسی دقیق کتاب مقدّس و با هدایت روح‌القدس در نامه‌ای به جماعات توصیه کردند که از بت‌پرستی،‏ خوردن خون و گوشت حیوانی که خونش ریخته نشده و زنا بپرهیزند.‏ این فرامین برای مسیحیان ‹ضروری› است،‏ اما آن‌ها را ملزم نمی‌سازد که از شریعت موسی اطاعت کنند.‏ —‏ اَعمال ۱۵:‏۲۸،‏ ۲۹‏.‏
پولُس در طی دوّمین سفر میسیونری به شهر بیریه واقع در سرزمین یونان رفت.‏ یهودیان ساکن آنجا از موعظهٔ پولُس به خوبی استقبال کردند و هر روز آیات را بررسی می‌کردند تا درستی تعلیمات پولُس را دریابند.‏ پولُس باری دیگر به دلیل مخالفت شدید مجبور به سفر شد،‏ این بار به شهر آتن.‏ او در حضور اشخاص تحصیل‌کردهٔ آتن سخنرانی پرشوری ایراد کرد و در سنجیدگی،‏ فطانت و شیوایی کلام از خود الگویی به جا گذاشت.‏
پولُس بعد از سوّمین سفرش به اورشلیم برگشت.‏ وقتی که به معبد رفت برخی از یهودیانی که قصد کشتن او را داشتند شروع به آشوب کردند.‏ در نتیجه،‏ سربازان رومی مداخله کرده،‏ از پولُس بازجویی کردند.‏ پولُس که شهروند رومی بود در حضور فِلیکْس،‏ حاکم رومی از خود دفاع کرد.‏ ولی یهودیان نتوانستند اتهاماتی را که به پولُس زده بودند ثابت کنند.‏ پولُس برای این که حاکم رومی دیگر به نام فَستوس،‏ او را به یهودیان نسپارد گفت:‏ «به قیصر رفع دعوی می‌کنم.‏» فِلیکْس نیز پاسخ داد:‏ «به حضور قیصر خواهی رفت.‏» —‏ اَعمال ۲۵:‏۱۱،‏ ۱۲‏.‏

پس پولُس را برای محاکمه با کشتی به ایتالیا بردند.‏ در طی راه کشتی صدمه دید و پولُس مجبور شد زمستان را در جزیرهٔ مَلِیطَه یا مالتا به سر برد.‏ سرانجام وقتی که به روم رسید دو سال در خانه‌ای که برای او کرایه کرده بودند ماند.‏ با آن که تحت نگهبانی سربازان بود،‏ همچنان غیورانه به کسانی که به دیدنش می‌آمدند در بارهٔ حکومت خدا موعظه می‌کرد.‏
‏—‏بر اساس اَعمال ۱۱:‏۲۲ تا ۲۸:‏۳۱‏.‏
* پس از آن که پولُس مردی لنگ را در لِسْتَرَه شفا داد چه اتفاقی افتاد؟‏
* موضوعی که در رابطه با پیروی از شریعت موسی مطرح شده بود چگونه حل شد؟‏
* پولُس چگونه از روم سر در آورد و در آنجا چه کرد؟‏

رشد و نمو مسيحی - "اطمينان شخص مسيحی"
خدا برای نجات انسان كه مخلوق ويژه اوست، عيسی مسيح را که از لحاظ روحانی پسر يگانه‌اش می‌باشد به جهان فرستاد تا بر روی صليب بميرد، از مردگان قيام نمايد و نجات دهنده انسان باشد. مسيح بوسيله ريخته شدن خون و مرگ خود بر صليب، جريمه گناه جهانيان را پرداخت نمود و هر كس كه به او ايمان بياورد آمرزش گناهان و نجات و حيات جاويد يافته و فرزند روحانی خدا می‌شود.

اما شايد پرسيده شود، من كه به عيسی خداوند ايمان آورده‌ام چطور بايد از نجات خود مطمئن باشم؟ در اين درس می‌خواهيم در باره اطمينان شخص مسيحی بياموزيم، زيرا وقتی از نجات خود مطمئن باشيد، در زندگی تازه‌ای كه بعد از متحد شدن با مسيح شروع كرده‌ايد، پيشرفت روز افزون خواهيد داشت و شيطان دروغگو قادر نيست شما را فريب دهد. در ابتدا ببينيم که پايه و اساس اطمينان ايمانداران مسيحی چيست؟ چون اگر ما بخواهيم به شايستگی و يا تلاشهای انسانی خود تكيه كنيم، بارها به موقعيت‌مان در برابر خدا شک خواهيم کرد.

اطمينان ما مسيحيان، بر شخصيت عيسی مسيح خداوند و وعده‌های خدا بنا شده است. می‌دانيم كه اگر جهان زير و رو شود، خدا و وعده‌هايی كه او از روی محبت خود به ما داده است هرگز عوض نخواهند شد. وعده‌های خدا، در کتاب مقدس اعلام شده و ما لازم است اين وعده‌های عوض نشدنی خدا را بدانيم. كلام خدا می‌فرمايد: "اما به همه كسانی كه او (عيسی مسيح خداوند) را قبول کردند و به او ايمان آوردند اين امتياز را داد که فرزندان خدا شوند، که نه مانند تولدهای معمولی و نه در اثر تمايلات نفسانی يک پدر جسمانی بلکه از خدا تولد يافتند" (انجيل يوحنا فصل اول، آيات ١٢ و ١٣). "هر که پسر را دارد حيات دارد و هر که پسر را ندارد صاحب حيات نيست. اين نامه را نوشتم تا شما که به نام پسر خدا ايمان داريد، يقين بدانيد که حيات جاودانی داريد" (اول يوحنا فصل پنجم، آيات ١٢ و ١٣).

می‌بينيم كه كلام خدا صريحاً اعلام می‌كند كه هر كس به عيسی مسيح، پسر روحانی خدا ايمان داشته باشد، حيات جاودانی دارد. پس نجاتی كه داريم، به خاطر ايمان به عيسی مسيح به ما هديه داده شده است نه بخاطر لياقت و يا شايستگی خودمان. انسان در موقع تولد جسمانی، صاحب خيلی چيز‌ها می‌شود كه در آن موقع اطلاعی از آنها ندارد. نام و نام خانوادگی، امتيازات فرزند بودن، دارايی والدين، حمايت و مراقبت‌های خانواده و چيز‌های ديگر به فرزندی که به دنيا می‌آيد تعلق می‌گيرد. همينطور وقتی ما از راه ايمان به مسيح، تولد روحانی می‌يابيم فرزندان خدا می‌شويم، که در اينصورت تحت مراقبت و حمايت خدا می‌باشيم و ضمناً هر چه كه خدا دارد مال ما هم هست. خدا اين بركات را به سبب وعده‌های تغيير ناپذير خود به ما عطا می‌نمايد نه بخاطر اينكه ما لياقت و شايستگی داشته‌ايم. به آياتی چند از وعده‌هايی كه به ما ثابت می‌كنند در خداوند صاحب چه چيزهايی هستيم توجه کنيم. در انجيل شريف نوشته شده است: "از راه اتحاد با مسيح و بوسيله خون او است که ما رهايی يافتيم و گناهان ما بخشيده شد و چقدر بی حد و حصر است فيضی که خدا به فراوانی به ما بخشيده است" (افسسيان فصل اول، آيات ٧ و ٨). "بنا براين چون از راه ايمان در حضور خدا نيک شمرده شده‌ايم از صلح با خدا که بوسيله خداوند ما عيسی مسيح بر قرار گرديد بهره‌مند هستيم" (روميان فصل پنجم، آيه ١). "اما اکنون نيکی مطلق خدا که تورات و انبياء بر آن شهادت داده‌اند بظهور رسيده است. خدا بدون در نظر گرفتن شريعت و فقط از راه ايمان به عيسی مسيح همه ايمانداران را نيک می‌شمارد، . . ."‌ (روميان فصل سوم، آيات ٢١ و ٢٢). "خدا صلاح دانست که سر پر‌جلال و بی‌قياس خود را در ميان ملل غير‌يهود فاش سازد و آن سر اين است که مسيح در شما ساکن می‌باشد و اين حقيقت مايه اميد شما به سهيم شدن در جلال خداست" (کولسيان فصل اول، آيه ٢٧).

شايد پرسيده شود، ما از درستی وعده‌های خدا مطمئن شديم و فهميديم که تنها به خاطر ايمان به عيسی مسيح، خدا ما را به حضور خود پذيرفته و فرزندان خود نموده است، اما چه عواملی در ما نشان‌دهنده اين است كه حقيقتاً عيسی مسيح را می‌شناسيم؟ باز هم كلام خدا برای اين سؤال جواب دارد و اينطور می‌فرمايد: "فقط وقتی ما از احکام خدا اطاعت می‌کنيم می‌توانيم مطمئن باشيم که او را می‌شناسيم و اگر کسی بگويد که او را می‌شناسد، ولی طبق دستورات او عمل نمی‌کند دروغگو و از حقيقت دور است" (اول يوحنا فصل دوم، آيات ٣ و ٤). "ما می‌دانيم که از مرگ گذشته و به حيات رسيده‌ايم چون برادران خود را دوست می‌داريم. هر که ديگران را دوست ندارد هنوز در قلمرو مرگ زندگی می‌کند" (اول يوحنا فصل سوم، آيه ١٤). "روح خدا با روح ما با هم شهادت می‌دهند که ما فرزندان خدا هستيم" (روميان فصل هشتم، آيه ١٦). وقتی ما به عيسی مسيح ايمان می‌آوريم، روح خدا در قلب ما ساکن می‌شود و روح‌القدس در ما اطمينان ايجاد می‌كند كه متعلق به خدا هستيم.

در نتيجه مشتاقانه از احكام خدا اطاعت می‌كنيم و محبت او در ما جاری می‌شود و به همين خاطر می‌توانيم ديگران را دوست بداريم. همه اينها گواهی می‌دهند كه ما عيسی مسيح را می‌شناسيم و نجات يافته‌ايم و تا ابد با او خواهيم بود.

گفتيم كه اطمينان ما مسيحيان، بر شخصيت عيسی مسيح خداوند و وعده‌های خدا بنا شده است. به بعضی از وعده‌های خدا توجه كرديم كه ما را مطمئن می‌سازند در مسيح صاحب حيات جاودان هستيم. حالا ببينيم شخصيت عيسی مسيح چه نقشی در اطمينان مسيحی ما دارد. كلام خدا می‌فرمايد: "اما خدا محبت خود را نسبت به ما کاملاً ثابت کرده است زيرا در آن هنگام که ما هنوز گناهکار بوديم مسيح بخاطر ما مرد. ما که با ريختن خون او کاملاً نيک شمرده شديم چقدر بيشتر بوسيله خود او از غضب خدا خواهيم رست! وقتی ما با خدا دشمن بوديم او با مرگ پسر خويش دشمنی ما را به دوستی تبديل کرد، پس حالا که دوست او هستيم چقدر بيشتر زندگانی مسيح باعث نجات ما خواهد شد! نه تنها اين بلکه ما بوسيله خداوند ما عيسی مسيح که ما را دوستان خدا گردانيده در خدا شادی می‌کنيم" (روميان فصل پنجم، آيات ٨ تا ١١). عيسی مسيح در انجيل شريف می‌فرمايد: "من پشت در ايستاده در را می‌کوبم اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند وارد می‌شوم و با او شام خواهم خورد و او نيز با من" (مكاشفه فصل سوم، آيه ٢٠). قول عيسی مسيح زنده اين است كه هر كس قلب و زندگی خود را به روی او بگشايد، مسيح داخل شده و با او دوستی دائمی برقرار خواهد کرد، و كسی كه اين قول را داده، امين و وفادار است. باز در انجيل شريف می‌خوانيم که مسيح می‌فرمايد: ". . . کسی را که پيش من می‌آيد بيرون نخواهم کرد" (انجيل يوحنا فصل ششم، آيه ٣٧).

اگر زمزمه شيطان در گوش شما اين است كه با وجود اينكه به مسيح روی آورده‌ايد، نجات نيافته‌ايد و يا اين نجات پايدار و هميشگی نيست، به هيچوجه دروغ‌های او را باور نكنيد. بر اساس كلام خدا، هر كه به عيسی مسيح خداوند ايمان آورد نجات و حيات ابدی می‌يابد و برای هميشه در او محفوظ خواهد بود. پس در خداوند شاد باشيد، زيرا اگر با مرگ مسيح حيات را يافته‌ايم، چقدر بيشتر با زندگی پس از مرگ او و به خاطر حضور مسيح قيام نموده در زندگی‌مان، می‌توانيم از محفوظ ماندن نجاتمان مطمئن باشيم و همه روزه از بركات الهی بهره‌مند ‌شويم. يكی از بزرگترين وعده‌های عيسی مسيح که موجب اطمينان تمام کسانی است که زندگی خود را به او سپرده‌اند، اينست که او فرمود: "گوسفندان من صدای مرا می‌شنوند و من آنها را می‌شناسم و آنها بدنبال من می‌آيند. من به آنها حيات جاودان می‌بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هيچ کس نمی‌تواند آنها را از دست من بگيرد" (انجيل يوحنا فصل دهم، آيات ٢٧ و ٢٨). كسانی كه به عيسی مسيح تعلق دارند، صدای او را می‌شنوند و او را پيروی می‌کنند. مسيح آنها را می‌شناسد و توجهات پرمهر او ضامن امنيت و حيات جاودانی آنهاست و هرگز هلاک نخواهند شد.

عيسی مسيح نه تنها به خاطر نجات ما از گناهان بر روی صليب جان داد، بلكه سه روز پس از مرگ روحاً و جسماً از مردگان قيام نمود و بعد به آسمان صعود کرد تا شفيع و محافظ هميشگی ما باشد. زنده بودن عيسی مسيح و حيات و خدمت پس از مرگ او، اطمينان بزرگی برای ما است زيرا به شخصی ايمان نداريم که مرده و در قبر پوسيده است، بلکه زندگی ما در دست کسی است که بر مرگ پيروز شده و زنده است و دوباره بازگشت خواهد نمود. باز گشت دوباره مسيح، اميد واقعی تمام مسيحيان است. در آن موقع بر اساس انجيل شريف: ". . . اول كسانی كه در ايمان به مسيح مرده‌اند خواهند برخاست و سپس آن کسانی که از ميان ما زنده می‌مانند همراه با آنها در ابرها بالا برده خواهند شد تا در فضا با خداوند ملاقات نمايند و به اين ترتيب ما هميشه با خداوند خواهيم بود (اول تسالونيکيان فصل چهارم، آيات ١٦ و ١٧).

كلام خدا در روميان فصل هشتم، آيات ٣٨ و ٣٩ به ايمانداران به مسيح می‌فرمايد: "زيرا يقين دارم که نه موت و نه حيات، نه فرشتگان و نه نيروها و قدرتهای فوق بشری، نه پيشامدهای امروز و نه وقايع فردا، نه قدرتهای آسمانی و نه بلندی و نه پستی و خلاصه هيچ چيز در تمام آفرينش نمی‌تواند ما را از محبتی که خدا در خداوند ما عيسی مسيح آشکار نموده جدا سازد". پس ما نيز می‌توانيم يقين داشته و مطمئن باشيم که هيچ چيز قادر نيست ما را از محبت خدا جدا سازد و در مسيح خداوند برای هميشه نجات و حيات خواهيم داشت و محفوظ خواهيم بود.

در اينجا، اين مطلب را نيز اضافه نمائيم که اشخاصی که خود را مسيحی معرفی می‌کنند، اما قلب توبه‌کار و زندگی پاک و خداپسندانه‌ ندارند و در گناه زندگی می‌کنند، بر اساس کلام خدا هيچگاه نجات نيافته‌اند و ذات الهی در آنان نيست. در انجيل شريف می‌خوانيم: "اين دشمنان مسيح از بين ما رفته و از ميان ما بيرون رفتند. آنها در واقع هيچوقت به ما تعلق نداشته‌اند. اگر متعلق به ما می‌بودند، می‌ماندند،اما رفتند تا معلوم گردد که هيچيک از آنها در حقيقت از ما نبودند" (اول يوحنا فصل دوم، آيه ١٩). "هر که فرزند خدا است نمی‌تواند در گناه زندگی کند، زيرا ذات الهی در او است و نمی‌تواند در گناه بسر برد، زيرا خدا پدر اوست" (اول يوحنا فصل سوم، آيه ٩). "ما می‌دانيم که فرزندان خدا در گناه زندگی نمی‌کنند زيرا، پسر خدا آنها را حفظ خواهد کرد و شيطان به آنان دسترسی ندارد" (اول يوحنا فصل پنجم، آيه ١٨).

ايمانداران عزيز مسيحی، در خاتمه اميدواريم كه شما نيز زندگی سرشار از شادی، آرامش و اطمينان را در عيسی مسيح داشته باشيد. "اکنون بر آن کسی که قادر است شما را از لغزش نگاهدارد و شما را بی‌عيب و شادمان در پيشگاه جلالش قرار دهد، يعنی بر خدای يکتا که بوسيله عيسی مسيح خداوند ما، ما را نجات داده است جلال و عظمت، قوت و قدرت باد، از ازل تا به امروز و از امروز تا به ابد، آمين" (انجيل شريف، يهودا، آيات ٢٥
نقل از راديومژده

موعظه دلیرانه رسولان

جماعت مسیحی با وجود زجر و آزار به سرعت رشد کرد.‏
ده روز بعد از عروج عیسی،‏ ۱۲۰ شاگردش در خانه‌ای در اورشلیم به دور هم جمع شده بودند.‏ آن روز،‏ عید پَنْطیکاست یهودی در سال ۳۳ میلادی بود که ناگهان صدایی شبیه وزش باد شدید آمد و خانه را پر ساخت.‏ در همان لحظه شاگردان شروع به صحبت به زبان‌های مختلفی کردند که آن را نیاموخته بودند.‏ مفهوم این واقعهٔ عجیب چه بود؟‏ این بود که خدا روح‌القدس خود را به شاگردان عیسی عطا کرده است.‏
در بیرون خانه جمعیت عظیمی وجود داشت که از سرزمین‌های دیگر برای عید به آنجا آمده بودند.‏ وقتی آن جمعیت دیدند که شاگردان عیسی به زبان آنان صحبت می‌کنند بسیار متعجب شدند.‏ پِطْرُس با اشاره به پیشگویی یوئیل توضیح داد که خدا روح خود را بر آن‌ها ‹ریخته› است و دریافت‌کنندگانِ روح‌القدس چنین قدرت معجزه‌آسایی را به دست آورده‌اند.‏ (‏یوئیل ۲:‏۲۸،‏ ۲۹‏)‏ وجود روح‌القدس در آن‌ها اثبات محکمی بود بر این که تغییر بزرگی صورت گرفته است.‏ بلی،‏ خدا لطف خود را از اسرائیل گرفته و به جماعت مسیحیِ برپاشده داده بود.‏ آنانی که می‌خواستند مورد پذیرش خدا واقع شوند می‌بایست پیرو عیسی می‌گشتند.‏
در این مدت،‏ مخالفت‌ها شدّت یافت و دشمنان عیسی شاگردانش را به زندان انداختند.‏ اما شب هنگام،‏ فرشتهٔ یَهُوَه درهای زندان را باز کرد و به شاگردان گفت به موعظه ادامه دهند.‏ در سپیده‌دم آن روز شاگردان مطابق گفتهٔ فرشته عمل کردند.‏ آن‌ها وارد معبد اورشلیم شدند و خبر خوش رستاخیز عیسی را اعلام کرده،‏ در بارهٔ او تعلیم دادند.‏ رهبران دینی یهود از این موضوع بسیار خشمگین شدند و به آن‌ها دستور دادند که از موعظه دست بردارند.‏ رسولان بی‌هراس به آن‌ها گفتند:‏ «خدا را می‌باید بیشتر از انسان اطاعت نمود.‏» —‏ اَعمال ۵:‏۲۸،‏ ۲۹‏.‏
بعد از آن واقعه،‏ بر شدّت اذیت و آزار افزوده شد.‏ چند یهودی،‏ اِستیفانِ شاگرد را به کفرگویی متهم و سنگسار کردند.‏ مرد جوانی از اهالی طَرسُوس به نام شاؤل شاهد این جنایت بود و آن را تأیید کرد.‏ او سپس برای دستگیری پیروان مسیح به دمشق رفت که در راه نوری از آسمان دور او درخشید و صدایی به او گفت:‏ ‹ای شاؤل،‏ شاؤل،‏ برای چه بر من ظلم می‌کنی؟‏› شاؤل که در اثر نور نابینا شده بود پرسید:‏ «تو کیستی؟‏» جواب آمد:‏ ‹من عیسی هستم.‏› —‏ اَعمال ۹:‏۳-‏۵‏.‏
عیسی پس از سه روز،‏ حنانیای شاگرد را برای شفای شاؤل به نزدش فرستاد.‏ سپس شاؤل تعمید گرفت و با شجاعت شروع به موعظه در بارهٔ عیسی کرد.‏ بعدها،‏ او به پولُس رسول معروف و یکی از اعضای غیور جماعت مسیحی شد.‏
تا آن زمان،‏ شاگردان عیسی فقط به یهودیان و سامریان خبر خوش پادشاهی خدا را اعلام کرده بودند.‏ اما فرشته‌ای بر افسر رومی خداترسی به نام کُرنیلیوس ظاهر شد و به او گفت که کسی را به سراغ پِطْرُس رسول بفرستد.‏ پِطْرُس به همراه برخی از شاگردان،‏ به کُرنیلیوس و خانواده‌اش که غیریهودی بودند موعظه کرد.‏ وقتی پِطْرُس در حال صحبت بود روح‌القدس بر آنان ریخته شد.‏ پس گفت تا آن‌ها را به نام عیسی تعمید دهند.‏ از آن وقت راه رسیدن به زندگی ابدی به روی همهٔ ملت‌ها باز شد و جماعت مسیحی آماده بود که خبر خوش را به همه جا برساند.‏
‏—‏بر اساس اَعمال ۱:‏۱ تا ۱۱:‏۲۱‏.‏
* در عید پَنْطیکاست چه اتفاقی افتاد؟‏
* دشمنان چه واکنشی نسبت به موعظهٔ رسولان عیسی نشان دادند؟‏
* راه رسیدن به زندگی ابدی چگونه به روی همهٔ ملت‌ها باز شد؟‏



✨🕊خداوندا....
براي سالي كه در پيش داريم دعا مي كنيم كه ؛
طریق فرایض خود را بيشتر به ما بیاموزي
زيرا مي خواهيم آنها را تا به آخر نگاه داريم.
همچنين ما را فهم و حكمت عطا فرما تا كلام تو را اطاعت، و آن را به تمامی دل حفظ کنيم.

✨🕊اي پدر ....

ما را در طریقِ فرمانهای خود هدایت فرما،
زیرا قوت جان، و شادي دل ماست

✨🕊خداوند...

چشمانمان را از دیدن بطالت دور كن ،
تا در طریقهای تو،
تولدي دوباره داشته باشيم
درك کلام خود را با خادمانت تفهيم نما،
که آن را به ترسندگانت وعده فرموده‌ای.

هان در اشتیاق احکام تواَيم!
پس به روح خویش ما را زنده ساز!’

✨🕊اي خداي زنده و اي مالك زمين و آسمان
عيسي مسیح

 

 

 

۲۱
عیسی زنده است!‏
عیسی به شاگردانش ظاهر شد تا آنان را تعلیم دهد و تشویق کند.‏
سه روز بعد از مرگ عیسی،‏ تعدادی از زنانی که شاگردش بودند بر سر قبرش رفتند.‏ آنان دیدند که سنگِ جلوی قبر برداشته شده و قبر خالی است!‏
دو فرشته بر زنان ظاهر شدند.‏ یکی از دو فرشته بدیشان گفت:‏ ‹مگر به دنبال عیسای ناصری نمی‌گردید؟‏ او زنده شده است.‏› (‏مَرقُس ۱۶:‏۶‏،‏ تفس‏)‏ زنان بلافاصله دویدند تا موضوع را به رسولان خبر دهند.‏ ناگهان در راه با عیسی روبرو شدند.‏ عیسی به آن‌ها گفت:‏ «مترسید!‏ رفته،‏ برادرانم را بگویید که به جلیل بروند که در آنجا مرا خواهند دید.‏» —‏ متّیٰ ۲۸:‏۱۰‏.‏
در ادامهٔ آن روز،‏ دو شاگرد عیسی در حال رفتن از اورشلیم به روستای عِموآس بودند که در راه غریبه‌ای به آنان پیوست.‏ آن غریبه از آن‌ها پرسید در بارهٔ چه موضوعی صحبت می‌کنند.‏ آن دو شاگرد با چهره‌های غمگین جواب دادند که در بارهٔ عیسی گفتگو می‌کنند.‏ آن غریبه در واقع عیسای رستاخیزیافته بود.‏ از آنجایی که عیسی به شکلی دیگر ظاهر شده بود آن‌ها او را نشناخته بودند.‏ عیسی شروع به توضیح پیشگویی‌هایی کرد که در بارهٔ مسیح در کتاب مقدّس آمده بود.‏ بلی تک‌تک آن‌ها در عیسی تحقق یافته بود.‏
 
* وقتی دو شاگرد متوجه شدند که آن غریبه عیسای رستاخیزیافته است،‏ از چشم آن‌ها ناپدید شد.‏
آن دو شاگرد بلافاصله به اورشلیم برگشته،‏ پیش رسولان رفتند که در جایی جمع شده،‏ درها را به روی خود قفل کرده بودند.‏ در حینی که آن دو شاگرد اتفاق را برای رسولان بازگو می‌کردند عیسی ظاهر شد.‏ اما،‏ آن‌ها نمی‌توانستند باور کنند!‏ به همین دلیل عیسی گفت:‏ «چرا شک دارید و نمی‌خواهید باور کنید.‏» سپس گفت:‏ «در کتاب‌های انبیا نوشته شده بود که مسیح موعود باید رنج و زحمت ببیند،‏ جانش را فدا کند و روز سوّم زنده شود.‏» —‏ لوقا ۲۴:‏۳۸،‏ ۴۶‏،‏ تفس.‏
عیسی بعد از رستاخیزش در طی۴۰ روز چندین بار بر شاگردانش ظاهر شد.‏ در جایی دیگر او بر بیش از ۵۰۰ نفر ظاهر گشت!‏ احتمالاً،‏ در آنجا بود که این مسئولیت بسیار سنگین را به آن‌ها واگذار کرد:‏ «رفته،‏ همهٔ امّت‌ها را شاگرد سازید .‏ .‏ .‏ و ایشان را تعلیم دهید که همهٔ اموری را که به شما حکم کرده‌ام حفظ کنند.‏ و اینک من هر روزه تا انقضای عالَم همراه شما می‌باشم.‏» —‏ متّیٰ ۲۸:‏۱۹،‏ ۲۰‏.‏
عیسی در آخرین جلسه‌ای که با ۱۱ رسول وفادارش داشت چنین وعده داد:‏ وقتی ‹روح‌القدس بر شما آید،‏ قوّت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود تا اقصای جهان.‏› (‏اَعمال ۱:‏۸‏)‏ سپس هنگامی که عیسی به آسمان برده شد ابری او را از چشمان رسولان در ربود.‏
‏—‏بر اساس متّیٰ باب ۲۸‏؛‏ مَرقُس باب ۱۶‏؛‏ لوقا باب ۲۴‏؛‏ یوحنّا باب‌های ۲۰ و ۲۱‏؛‏ ۱قُرِنتیان ۱۵:‏۵،‏ ۶‏.‏
* شاگردان چگونه پی بردند که خدا عیسی را رستاخیز داده است؟‏
* عیسی به دو شاگردی که به روستای عِموآس می‌رفتند چه موضوعی را توضیح داد؟‏
* عیسی قبل از صعودش به آسمان چه دستورهایی به شاگردانش داد؟‏
روح‌القدس
روح‌القدس خدا پرقدرت‌ترین نیرو در عالَم هستی است.‏ یَهُوَه خدا با استفاده از روح‌القدس یا نیروی فعالش آسمان‌ها و زمین را آفرید و اشخاصی را هدایت کرد تا کتاب مقدّس را بنگارند.‏ در پس تمامی معجزاتی که تا کنون خواندیم روح‌القدس بوده است،‏ منجمله بزرگ‌ترین معجزه یعنی رستاخیز عیسی به مخلوق روحی‌ای پرقدرت.‏ —‏ پیدایش ۱:‏۲؛‏ ۲سموئیل ۲۳:‏۲؛‏ اَعمال ۱۰:‏۳۸؛‏ ۱پِطْرُس ۳:‏۱۸‏.‏

۲۰
کشته شدن عیسی مسیح

عیسی مراسم جدیدی را پایه گذاری کرد؛‏ به او خیانت و بر تیری چوبی به میخ کشیده شد.‏
عیسی آگاه بود که بعد از سه سال و نیم موعظه و تعلیم زندگی‌اش بر زمین به اتمام خواهد رسید.‏ رهبران دینی یهود در پی قتل او بودند.‏ اما از آشوب مردم می‌ترسیدند چرا که عیسی را پیامبر می‌دانستند.‏ در این مدت،‏ شیطان دل یکی از ۱۲ رسول عیسی را به نام یهودای اسخریوطی به دست آورد تا به او خیانت کند.‏ رهبران دینی قول دادند که در قبال خیانت به عیسی ۳۰ سکهٔ نقره به او بدهند.‏
عیسی در شب آخر عمرش رسولان خود را جمع کرد تا فِصَح را برگزار کنند.‏ او بعد از مرخص کردن یهودا مراسم جدیدی را پایه گذاری کرد که به شام آخر معروف است.‏ عیسی نانی را برداشت و بعد از دعا آن را در میان ۱۱ شاگردش پخش کرده،‏ گفت:‏ «این است جسد من که برای شما داده می‌شود؛‏ این را به یاد من به جا آرید.‏» سپس به همان نحو نیز شراب را برداشت و گفت:‏ «این پیاله عهد جدید است در خون من که برای شما ریخته می‌شود.‏» —‏ لوقا ۲۲:‏۱۹،‏ ۲۰‏.‏
عیسی در آن شب به رسولانش حرف‌های بسیاری گفت.‏ در آن میان،‏ به آن‌ها فرمانی جدید داد که از روی ایثار به یکدیگر محبت کنند.‏ او گفت که مردم با دیدن محبت شما به یکدیگر «خواهند فهمید که شاگرد من هستید.‏» (‏یوحنّا ۱۳:‏۳۴،‏ ۳۵‏)‏ سپس آن‌ها را آماده کرد تا وقایعی که قرار بود اتفاق افتد باعث اضطرابشان نشود.‏ بعد از آن که عیسی از ته دل برای آن‌ها دعا نمود با هم سرود خواندند و در دل شب به باغ جتسیمانی رفتند.‏
عیسی در باغ جتسیمانی زانو زد و سفرهٔ دل خود را در دعا نزد خدا باز کرد.‏ سپس،‏ گروهی از سربازان مسلّح،‏ کاهنان و دیگران برای دستگیری او آمدند.‏ یهودا به عیسی نزدیک شد و با بوسه‌ای او را به آن گروه نشان داد.‏ بعد از دستگیری عیسی رسولان فرار کردند.‏
عیسی در حضور دادگاه عالی یهود خود را به عنوان پسر خدا معرفی کرد.‏ دادگاه او را به اتهام کفرگویی محکوم به مرگ نمود.‏ پس،‏ عیسی را به پیش پنطیوس پیلاطُس حاکم رومی بردند.‏ آن حاکم رومی با این که در عیسی هیچ خلافی نیافت او را به دست آن جمعیت داد که با فریادهای خود خواهان مرگش بودند.‏
پس،‏ عیسی را به جُلْجُتا بردند جایی که سربازان رومی او را بر تیری چوبی به میخ کشیدند.‏ در آن موقع،‏ روزِ روشن به طور معجزه‌آسایی به تاریکی تبدیل شد.‏ عصر آن روز عیسی مُرد و در پی آن زلزلهٔ بزرگی رخ داد.‏ سپس جسد او را در قبری غار مانند گذاشتند.‏ روز بعد،‏ کاهنان غار را با سنگی بزرگ بستند و جلوی آن نگهبان قرار دادند.‏ آیا عیسی در آن قبر باقی ماند؟‏ خیر.‏ بعد از آن بزرگ‌ترین معجزه انجام شد.‏
‏—‏بر اساس متّیٰ باب‌های ۲۶ و ۲۷‏؛‏ مَرقُس باب‌های ۱۴ و ۱۵‏؛‏ لوقا باب‌های ۲۲ و ۲۳؛‏ یوحنّا باب‌های ۱۲ تا ۱۹‏.‏
* عیسی چه مراسم جدیدی را پایه گذاری کرد؟‏
* قبل از مرگ عیسی چه وقایعی رخ داد؟‏
نقش حیاتی عیسی
مرگ عیسی کلید اصلی در تحقق مقصود خدا است.‏ از آنجایی که نطفهٔ عیسی را روح‌القدس بست،‏ کامل متولّد شد و می‌توانست تا ابد بر روی زمین زندگی کند.‏ با این حال،‏ جان خود را قربانی کرد تا بشر فرصتی برای زندگی ابدی به دست آورد یعنی زندگی کاملی که آدم و حوّای نامطیع از دست دادند.‏
 
* —‏ متّیٰ ۲۰:‏۲۸؛‏ لوقا ۱:‏۳۴،‏ ۳۵؛‏ یوحنّا ۳:‏۱۶،‏ ۳۶؛‏ ۲پِطْرُس ۳:‏۱۳‏.‏

۱۹
پیشگویی عیسی در مورد وقایعی جهانی

عیسی در بارهٔ حضور خود در مقام پادشاه و پایان این سیستم پیشگویی کرد.‏
عیسی با چهار رسول خود بر سر کوه زیتون از جایی که شهر و معبد باشکوه اورشلیم دیده می‌شد نشسته بود.‏ عیسی مطرح کرده بود که معبد اورشلیم نابود خواهد شد.‏ قبل از آن نیز در بارهٔ پایان سیستم سخن گفته بود.‏ (‏متّیٰ ۱۳:‏۴۰،‏ ۴۹‏)‏ حال،‏ رسولان عیسی در این مورد از او می‌پرسند که نشان حضور تو و پایان سیستم چه خواهد بود؟‏ —‏ متّیٰ ۲۴:‏۳‏.‏
عیسی در پاسخ به آن‌ها وقایعی را شرح داد که قبل از نابودی اورشلیم در سال ۷۰ میلادی اتفاق افتاد.‏ اما سخنانش فراتر از آن را در برمی‌گرفت.‏ پیشگویی او تحققی جهانی خواهد داشت.‏ عیسی در پیشگویی خود نشانی داد که شامل مجموعه‌ای از وقایع و اتفاقات دنیا بود.‏ این نشان علامتی برای انسان‌ها خواهد بود بر این که عیسی در آسمان پادشاهی خود را شروع کرده است.‏ همچنین به این مفهوم خواهد بود که پادشاهی خدا به زودی شرارت را نابود و صلح را برای بشر برقرار خواهد کرد.‏ آنچه عیسی پیشگویی کرد علامتی است بر روزهای آخر سیستم دنیایی که هم‌اکنون وجود دارد،‏ یعنی نابودی سیستم دینی،‏ سیاسی و اجتماعی کنونی و شروع سیستمی جدید.‏
عیسی توضیح داد که در هنگام حضور خود به عنوان پادشاه در آسمان چه وقایعی بر زمین رخ خواهد داد؛‏ جنگ‌های بین‌المللی،‏ قحطی‌ها،‏ زمین‌لرزه‌های بزرگ و بیماری‌ها در ابعاد جهانی.‏ او همچنین اشاره کرد که هرج‌ومرج و بی‌قانونی در جهان افزایش خواهد یافت و شاگردان حقیقی‌اش خبر خوش پادشاهی خدا را در تمام جهان موعظه خواهند کرد.‏ همهٔ این وقایع به «مصیبت عظیمی» منتهی می‌شود که تا کنون روی نداده است.‏ —‏ متّیٰ ۲۴:‏۲۱‏.‏
شاگردان عیسی چگونه آگاه خواهند شد که این مصیبت نزدیک است؟‏ عیسی گفت:‏ ‹از درخت انجیر فراگیرید.‏› (‏متّیٰ ۲۴:‏۳۲‏)‏ ظاهر شدن برگ بر شاخه‌های درخت انجیر نشان قابل‌مشاهده‌ای می‌باشد بر این که تابستان نزدیک است.‏ به همان شکل،‏ مشاهدهٔ تمام وقایع پیشگویی‌شده در یک مدت زمان نشانی خواهد بود بر این که پایان سیستم نزدیک است.‏ او گفت که هیچ کس جز پدر از روز و ساعت شروع مصیبت عظیم مطلع نیست.‏ به همین دلیل،‏ شاگردانش را چنین ترغیب کرد:‏ ‹بیدار باشید زیرا نمی‌دانید که آن وقت کی فرا می‌رسد.‏› —‏ مَرقُس ۱۳:‏۳۳‏.‏
‏—‏بر اساس متّیٰ باب‌های ۲۴ و ۲۵‏؛‏ مَرقُس باب ۱۳‏؛‏ لوقا باب ۲۱‏.‏
* رسولان عیسی مایل بودند که در چه مورد اطلاعات بیشتری کسب کنند؟‏
* مفهوم نشانی که عیسی داد چیست و آن نشان شامل چه می‌شود؟‏
* عیسی چه پندی به شاگردانش داد؟‏
نشان حضور مسیح
عیسی نشانی را پیشگویی کرد تا بتوانیم نزدیک بودن زمان نابودی سیستم فاسد کنونی را تشخیص دهیم.‏ انسان‌ها از شروع جنگ جهانی اوّل شاهد تحقق پیشگویی‌های عیسی بوده‌اند.‏ تحوّلات دینی،‏ سیاسی و اجتماعی جهانی،‏ سیستم دنیا را به سرعت به پایان آن نزدیک می‌سازد و گریز از آن غیرقابل اجتناب است.‏ عیسی به شاگردانش تعلیم داد که برای نجات می‌باید ‹بیدار باشند› و مصممانه از حکومت خدا جانبداری کنند.‏
 
* —‏ لوقا ۲۱:‏۳۶؛‏ متّیٰ ۲۴:‏۳-‏۱۴‏.‏

۱۸
معجزات عیسی

عیسی با معجزاتش نشان داد که در مقام پادشاهی چگونه از قدرتش استفاده خواهد کرد.‏
خدا به عیسی قدرت انجام کارهایی را داد که انسان‌ها قادر به انجام آن نیستند.‏ عیسی معجزات بسیاری انجام داد و اغلب در جلوی چشم مردم.‏ این معجزات ثابت کردند که عیسی بر دشمنان و موانعی قدرت دارد که انسان‌های ناکامل هرگز نتوانسته‌اند بر آن‌ها غلبه کنند.‏ به برخی از آن‌ها توجه کنید.‏
قحطی.‏ اوّلین معجزهٔ عیسی تبدیل آب به شرابی ناب بود.‏ او در دو موقعیت دیگر با چند نان و ماهی هزاران گرسنه را سیر کرد.‏ در هر دو مورد،‏ غذا بیش از آنچه مردم می‌توانستند بخورند مهیا شد.‏
بیماری.‏ عیسی «هر مرض و هر درد» مردم را شفا داد.‏ (‏متّیٰ ۴:‏۲۳‏)‏ او اشخاص نابینا،‏ ناشنوا،‏ جذامی،‏ لنگ،‏ معلول و مبتلا به صرع را درمان کرد.‏ هیچ نوع بیماری‌ای نبود که نتواند آن را برطرف کند.‏
طوفان.‏ وقتی عیسی و شاگردانش با قایقی از دریای جلیل عبور می‌کردند ناگهان طوفانی شدید شروع شد.‏ شاگردانش بسیار هراسان شده بودند.‏ اما عیسی به راحتی رو به طوفان کرد و گفت:‏ «ساکن شو و خاموش باش!‏» در همان لحظه همه جا آرام شد.‏ (‏مَرقُس ۴:‏۳۷-‏۳۹‏)‏ عیسی در موقعیتی دیگر در طوفانی هراس‌انگیز روی آب راه رفت.‏ —‏ متّیٰ ۱۴:‏۲۴-‏۳۳‏.‏
دیوها.‏ دیوها فرشتگانی شریرند که از انسان‌ها بسیار قوی‌تر می‌باشند.‏ اکثر انسان‌ها قادر نبوده‌اند بر این دشمنان خدا غلبه کنند.‏ اما،‏ عیسی بارها و بارها ثابت کرد که بر آن‌ها قدرت دارد و می‌تواند انسان‌ها را از چنگالشان آزاد سازد.‏ او هرگز از آن‌ها نترسید.‏ برعکس،‏ دیوها از عیسی می‌ترسیدند چرا که از قدرتش آگاه بودند.‏
مرگ.‏ به درستی که مرگ در کتاب مقدّس «دشمن آخر» نامیده شده است چرا که هیچ انسانی نمی‌تواند بر آن غلبه کند.‏ (‏۱قُرِنتیان ۱۵:‏۲۶‏)‏ ولی،‏ عیسی مردگان را رستاخیز داد؛‏ یک بار جوانی را به مادر بیوه‌اش و بار دیگر دخترکی را به والدین سوگوارش برگرداند.‏ عیسی در موقعیتی استثنایی دوست عزیز خود ایلعازَر را که چهار روز از مرگش می‌گذشت در میان جمعیتی عزادار رستاخیز داد!‏ حتی دشمنان سرسخت عیسی اعتراف کردند که او این معجزه را انجام داده است.‏ —‏ یوحنّا ۱۱:‏۳۸-‏۴۸؛‏ ۱۲:‏۹-‏۱۱‏.‏
چرا عیسی آن همه معجزه کرد؟‏ تمام کسانی که عیسی به آن‌ها کمک کرده بود سرانجام مردند.‏ با این حال،‏ معجزات عیسی فواید ابدی داشت چرا که آن معجزات ثابت کردند تمام پیشگویی‌های کتاب مقدّس در رابطه با حکومت مسیح واقعیت دارند.‏ شکی نیست که پادشاه برگزیدهٔ خدا قادر است قحطی،‏ بیماری،‏ طوفان،‏ دیوها و مرگ را ریشه‌کن سازد.‏ معجزات اثباتی است بر این که خدا تمام این قدرت‌ها را به عیسی سپرده است.‏
‏—‏بر اساس کتاب‌های متّیٰ‏،‏ مَرقُس‏،‏ لوقا و یوحنّا‏.‏
* عیسی چگونه نشان داد که بر قحطی،‏ بیماری،‏ طوفان،‏ دیوها و مرگ قدرت دارد؟‏
* معجزات عیسی چه چیزی را در رابطه با حکومتش ثابت می‌کند؟‏

Template Design:Joomla