دوشنبه 28 آبان 1397 | Monday 19 November 2018

۱۷
تعلیم عیسی در مورد پادشاهی خدا

عیسی موضوعات بسیاری را به شاگردانش تعلیم داد ولی موضوع اصلی تعلیم او ملکوت یا پادشاهی خدا بود.‏
مأموریت عیسی بر زمین چه بود؟‏ او گفت:‏ «مرا لازم است .‏ .‏ .‏ به ملکوت خدا بشارت دهم،‏ زیرا که برای همین کار فرستاده شده‌ام.‏» (‏لوقا ۴:‏۴۳‏)‏ به چهار نکته که عیسی در مورد ملکوت یعنی پادشاهی خدا تعلیم داد توجه کنید.‏
۱.‏ عیسی،‏ پادشاه برگزیده.‏ عیسی صریحاً بیان کرد که مسیح موعود است.‏ (‏یوحنّا ۴:‏۲۵،‏ ۲۶‏)‏ همچنین مشخص کرد همان پادشاهی است که دانیال در رؤیای خود دیده بود.‏ عیسی به رسولانش گفت روزی بر «کرسی جلال» خواهد نشست و آنان نیز با او بر تخت سلطنت خواهند نشست.‏ (‏متّیٰ ۱۹:‏۲۸‏)‏ او این گروه حاکمان را «گلّهٔ کوچک» نامید و اشاره کرد «گوسفندان دیگری» نیز دارد که با آن گلّه فرق دارند.‏ —‏ لوقا ۱۲:‏۳۲؛‏ یوحنّا ۱۰:‏۱۶‏.‏
۲.‏ پادشاهی خدا عدالت را برقرار خواهد کرد.‏ عیسی اشاره کرد که ملکوت نام یَهُوَه را پاک یا مقدّس خواهد نمود،‏ چون بزرگ‌ترین بی‌عدالتی در دنیا در رابطه با نام یَهُوَه خداست.‏ این پادشاهی بدین شکل عمل می‌کند که تمام تهمت‌های شیطان را که از باغ عدن تا کنون به خدا زده است می‌زداید و به این بی‌عدالتی پایان خواهد داد.‏ (‏متّیٰ ۶:‏۹،‏ ۱۰‏)‏ عیسی همچنین با تعلیم دادن به مردان و زنان،‏ ثروتمندان و فقرا نشان داد که هیچ وقت بین انسان‌ها فرق نمی‌گذارد و پادشاه عادلی خواهد بود.‏ عیسی در اصل برای هدایت اسرائیلیان فرستاده شده بود ولی او به سامریان و غریبان و غیریهودیان نیز کمک کرد.‏ رفتار او برخلاف رفتار رهبران مذهبی آن روزگار بود که تبعیض قائل می‌شدند.‏
۳.‏ پادشاهی خدا از این دنیا نخواهد بود.‏ عیسی در دورانی زندگی می‌کرد که از لحاظ سیاسی بسیار بحرانی بود.‏ سرزمینی که در آن متولّد شده بود تحت استثمار قدرت بیگانه قرار داشت.‏ با این حال،‏ وقتی مردم تلاش کردند عیسی را در امور سیاسی دخالت دهند خود را کنار کشید.‏ (‏یوحنّا ۶:‏۱۴،‏ ۱۵‏)‏ او به یکی از حاکمان سیاسی زمان خود گفت:‏ «پادشاهی من از این جهان نیست.‏» (‏یوحنّا ۱۸:‏۳۶‏)‏ او همچنین به پیروان خود گفت:‏ شما «از جهان نیستید.‏» (‏یوحنّا ۱۵:‏۱۹‏)‏ عیسی حتی به آنان اجازه نداد که برای دفاع از وی اسلحه به دست گیرند.‏ —‏ متّیٰ ۲۶:‏۵۱،‏ ۵۲‏.‏
‏«او در هر .‏ .‏ .‏ دهی گشته،‏ موعظه می‌نمود و به ملکوت خدا بشارت می‌داد.‏» —‏ لوقا ۸:‏۱
۴.‏ پادشاهی خدا بر پایهٔ محبت خواهد بود.‏ عیسی به مردم قول داد که به آن‌ها آرامش دهد و بارشان را سبک کند.‏ (‏متّیٰ ۱۱:‏۲۸-‏۳۰‏)‏ او بر طبق وعدهٔ خود عمل کرد،‏ چرا که از روی محبت پندهایی قابل‌اجرا به مردم می‌داد.‏ برای مثال،‏ عیسی در سخنرانی معروفش در بالای کوه پندهایی در رابطه با مقابله با نگرانی،‏ ایجاد روابط صلح‌آمیز،‏ مبارزه با مال‌پرستی و راه به دست آوردن شادی داد.‏ (‏متّیٰ باب ۵ تا ۷‏)‏ عیسی چون به همهٔ انسان‌ها محبت داشت،‏ از هر طبقهٔ اجتماعی حتی ستمدیدگان به سوی او کشیده می‌شدند.‏ آن‌ها اطمینان داشتند که عیسی برخوردی مهربانانه دارد و به ایشان احترام می‌گذارد.‏ حقیقتاً که عیسی پادشاه بی‌نظیری خواهد بود!‏
معجزات خارق‌العادهٔ عیسی طریقی دیگر برای تعلیم در بارهٔ پادشاهی خدا بود.‏ چرا عیسی معجزه کرد؟‏ در مقالهٔ بعد این موضوع بررسی می‌شود.‏
‏—‏بر اساس کتاب‌های متّیٰ‏،‏ مَرقُس‏،‏ لوقا و یوحنّا‏.‏
* عیسی چگونه تعلیم داد که او پادشاه موعود است؟‏
* عیسی چگونه نشان داد که پادشاهی او از این دنیا نیست؟‏
* عیسی به چه روش‌هایی ثابت کرد که پادشاهی عادل خواهد بود؟‏
* عیسی چگونه ثابت کرد که محبت پایهٔ اصلی حکومتش است؟‏

۱۶
ظهور مسیح

یَهُوَه خدا نشان داد عیسای ناصری،‏ مسیح موعود است.‏
یَهُوَه به انسان‌ها کمک کرد مسیح موعود را تشخیص دهند.‏ چگونه؟‏ از تکمیل شدن نوشته‌های مقدّس عبرانی حدود چهار قرن گذشته بود.‏ در شهری به نام ناصره در شمال سرزمین اسرائیل که در منطقه‌ای به نام جلیل قرار داشت اتفاقی غیرمنتظره برای دختری جوان به نام مریم افتاد.‏ فرشته‌ای به نام جبرائیل به او ظاهر شد و گفت پسری خواهد زایید.‏ گرچه مریم باکره بود،‏ فرشته به او گفت خدا با روح‌القدس یعنی نیروی خود باعث این معجزه خواهد شد.‏ پسری که متولّد خواهد گشت پادشاه موعود خواهد بود که تا ابد پادشاهی خواهد کرد!‏ او قبل از آن که به زمین آید در آسمان زندگی می‌کرد و خدا به طور معجزه‌آسا حیاتش را به رحم مریم انتقال خواهد داد.‏ به همین دلیل پسر خدا نامیده خواهد شد گرچه همچون انسانی تولّد خواهد یافت.‏
مریم با فروتنی ارادهٔ خدا را قبول کرد.‏ سپس فرشتهٔ خدا به نامزد مریم،‏ یوسفِ نجّار ظاهر شد و به او اطمینان داد که خدا باعث بارداری مریم شده است.‏ پس یوسف با مریم ازدواج کرد.‏ حال،‏ پیشگویی کتاب مقدّس در مورد این که مسیح در بیت‌لَحَم متولّد خواهد شد چگونه تحقق یافت؟‏ (‏میکاه ۵:‏۲‏)‏ این شهر کوچک ۱۴۰ کیلومتر از ناصره فاصله داشت!‏
حاکمی رومی فرمان سرشماری داد و مردم مجبور شدند برای ثبت نام به زادگاه خود برگردند.‏ ظاهراً یوسف و مریم از بیت‌لَحَم بودند.‏ به همین دلیل،‏ یوسف زن حاملهٔ خود را برداشت و به آنجا رفت.‏ (‏لوقا ۲:‏۳‏)‏ مریم در استبلی وضع حمل کرد و بچه را در آخوری گذاشت.‏ سپس خدا فرشته‌ای فرستاد و به دسته‌ای از چوپانان در دامنهٔ کوه خبر تولّد مسیح موعود را داد.‏
بعدها،‏ اشخاص دیگری نیز شهادت دادند که عیسی،‏ مسیح موعود است.‏ قبل از آن،‏ اِشَعْیای پیامبر پیشگویی کرده بود که مردی راه را برای خدمت حیاتی مسیح باز خواهد کرد.‏ (‏اِشَعْیا ۴۰:‏۳‏)‏ آن مرد یحیای تعمیددهنده بود.‏ او وقتی عیسی را دید،‏ با صدای بلند گفت:‏ ‹این است برّهٔ خدا که گناه جهان را برمی‌دارد!‏› برخی از پیروان یحیی بلافاصله عیسی را دنبال کردند.‏ یکی از آن‌ها گفت:‏ «مسیح را یافتیم.‏» —‏ یوحنّا ۱:‏۲۹،‏ ۳۶،‏ ۴۱‏.‏
شهادات دیگری نیز در این رابطه داده شد.‏ وقتی یحیی عیسی را تعمید داد یَهُوَه خدا با ریختن روح‌القدس خود بر عیسی نشان داد که او مسیح برگزیده است.‏ سپس خدا گفت:‏ «این است پسر حبیب من که از او خوشنودم.‏» (‏متّیٰ ۳:‏۱۶،‏ ۱۷‏)‏ مسیح موعود سرانجام ظهور کرد!‏
در چه زمان؟‏ در سال ۲۹ میلادی.‏ دقیقاً در پایان ۴۸۳ سالی که دانیال پیشگویی کرده بود.‏ بلی،‏ این بخشی از شواهد انکار ناپذیری است که نشان می‌دهد عیسی،‏ مسیح موعود است.‏ درس بعد به این موضوع می‌پردازد که وقتی عیسی بر زمین بود چه پیامی را به مردم اعلام کرد.‏
‏—‏بر اساس باب‌های ۱ تا ۳ متّیٰ‏؛‏ مَرقُس باب ۱‏؛‏ لوقا باب ۲‏؛‏ یوحنّا باب ۱.‏
* فرشتگان چگونه نشان دادند که عیسی،‏ مسیح موعود است؟‏
* یحیای تعمیددهنده چگونه نشان داد که عیسی،‏ مسیح موعود است؟‏
* یَهُوَه چگونه هویت پسرش را به عنوان مسیح مشخص کرد؟‏
منظور کتاب مقدّس از عبارت «پسر خدا» چیست؟‏
یَهُوَه پدر عیسی است،‏ اما نه به صورتی که انسان‌ها پدر می‌شوند.‏ عیسی از طریق رابطهٔ زناشویی به وجود نیامد بلکه خدا او را خلق کرد.‏ در واقع،‏ او اوّلین فرشته‌ای بود که یَهُوَه آفرید.‏ (‏کُولُسیان ۱:‏۱۵-‏۱۷‏)‏ چون یَهُوَه مستقیماً عیسی را در آسمان خلق کرد پدر او خوانده شده است.‏ بعد از آفرینش این پسر روحی،‏ یَهُوَه خدا از او همچون «معمار» برای به وجود آوردن تمامی هستی استفاده کرد،‏ منجمله عالَم مادی.‏ —‏ امثال ۸:‏۳۰‏.‏

۱۵
رؤیاهای پیامبری در تبعید

دانیال در بارهٔ حکومت خدا و آمدن مسیح پیشگویی نمود.‏ امپراتوری بابل سقوط کرد.‏
بابلیان پادشاهی یهودا را شکست دادند و دانیال را که نوجوانی فوق‌العاده وفادار به خدا بود پیش از نابودی اورشلیم در اسارت به بابل بردند.‏ او و برخی از تبعیدیان یهودی در بابل امتیازاتی دریافت کردند.‏ دانیال در تمام عمر خود در بابل برکات عظیمی از خدا دریافت کرد.‏ حتی از چاه شیران جان سالم به در برد و رؤیاهایی را دید که به آینده‌ای بسیار دور تعلّق داشت.‏ مهم‌ترین پیشگویی‌های دانیال در بارهٔ مسیح و حکومتش است.‏
دانیال به زمان آمدن مسیح پی برد.‏ خدا به دانیال گفت که قوم اسرائیل چه زمانی در انتظار آمدن «مسیح رئیس» باشند،‏ یعنی ۶۹ هفتهٔ سالی بعد از فرمان بازسازی حصار شهر اورشلیم.‏ یک هفته برابر است با هفت روز.‏ پس یک هفتهٔ سالی برابر با هفت سال است.‏ این فرمان سال‌ها بعد از روزگار دانیال در سال ۴۵۵ قبل از میلادی صادر شد.‏ اگر ۶۹ «هفته» را که برابر با ۴۸۳ سال می‌باشد از آن زمان حساب کنیم به سال ۲۹ میلادی می‌رسیم.‏ در دنبالهٔ این نشریه خواهیم دید که در آن سال چه اتفاقی افتاد.‏ به دانیال همچنین گفته شد که مسیح می‌باید برای کفّارهٔ گناهان «منقطع» یا کشته شود.‏ —‏ دانیال ۹:‏۲۴-‏۲۶‏.‏
مسیح در آسمان پادشاه خواهد شد.‏ دانیال در رؤیایی استثنایی،‏ مسیح را در آسمان «مثل پسر انسان» دید که به تخت یَهُوَه نزدیک می‌شد.‏ یَهُوَه نیز به او ‹سلطنت و جلال و ملکوتی› را عطا کرد که تا ابد دوام خواهد یافت.‏ دانیال به نکتهٔ مهیج دیگری در مورد پادشاهی مسیح پی برد،‏ این که مسیح حکومت خود را با دیگران شریک خواهد شد یعنی با «مقدّسان حضرت اعلیٰ.‏» —‏ دانیال ۷:‏۱۳،‏ ۱۴،‏ ۲۷‏.‏
پادشاهی خدا تمامی حکومت‌ها را نابود خواهد کرد.‏ خدا به دانیال قدرتی عطا کرد تا خواب عجیب نَبُوکَدْنَصَّر،‏ پادشاه بابل را تعبیر کند.‏ آن پادشاه مجسمهٔ عظیمی دیده بود که سرش از طلا،‏ سینه و بازوانش از نقره،‏ شکم و ران‌هایش از مس،‏ ساق‌هایش از آهن و پاهایش مخلوطی از آهن و گل بود.‏ سنگی از کوه جدا شد،‏ به پاهای شکنندهٔ آن مجسمه اصابت کرد و آن را خرد ساخت.‏ دانیال توضیح داد که اجزای مختلف مجسمه نمایندهٔ سلسله قدرت‌هایی است که یکی بعد از دیگری بر سر کار خواهند آمد؛‏ اوّلین آن‌ها سر طلایی نشانگر قدرت بابل است.‏ دانیال در رؤیا دید که سلطنت خدا در ایّام آخرین قدرت جهانی وارد عمل خواهد شد.‏ پادشاهی خدا تمامی حکومت‌های دنیا را نابود خواهد ساخت و تا ابد حکمرانی خواهد کرد.‏ —‏ باب ۲ دانیال‏.‏
دانیال در سنین پیری نابودی بابل را به چشم دید.‏ همان گونه که پیشگویی شده بود کورش آن شهر را از قدرت برانداخت.‏ مدت کوتاهی بعد از آن،‏ یهودیان از تبعید آزاد شدند؛‏ دقیقاً ۷۰ سال پس از ویرانی سرزمینشان،‏ چنانچه پیشگویی شده بود.‏ یهودیان تحت هدایت حاکمان،‏ کاهنان و پیامبران وفادار سرانجام شهر اورشلیم و معبد خدا را بازسازی کردند.‏ در درس بعد خواهیم دید که پس از گذشت ۴۸۳ سال چه اتفاقی افتاد.‏
‏—‏بر اساس کتاب دانیال‏.‏
* به دانیال در مورد مسیح و سلطنت خدا چه چیزی گفته شد؟‏
* پادشاهی خدا با حکومت‌های این دنیا چه خواهد کرد؟

فصل ۱۴
کلام خدا از طریق پیامبرانش

یَهُوَه پیامبرانی فرستاد تا پیام‌هایی را در رابطه با داوری،‏ پرستش پاک و آمدن مسیح به مردم برسانند.‏
خدا در زمان پادشاهان اسرائیل و یهودا پیامبرانی فرستاد.‏ این مردان از ایمان و شجاعت قابل توجهی برخوردار بودند و پیام‌های خدا را به مردم می‌رساندند.‏ به چهار موضوع مهم این پیام‌ها توجه کنید.‏
۱.‏ نابودی اورشلیم.‏ پیامبران خدا به ویژه اِشَعْیا و اِرْمیا ویرانی و متروک شدن اورشلیم را مدت‌ها پیش از وقوع آن هشدار دادند.‏ آنان به وضوح نشان دادند چرا خدا از دست آن شهر خشمگین است.‏ اورشلیم ادعا می‌کرد که نمایندهٔ یَهُوَه است اما با بت‌پرستی،‏ فساد و ظلم خود این موضوع را انکار می‌کرد.‏ —‏۲پادشاهان ۲۱:‏۱۰-‏۱۵؛‏ اِشَعْیا ۳:‏۱-‏۸،‏ ۱۶-‏۲۶؛‏ اِرْمیا ۲:‏۱-‏۳:‏۱۳‏.‏
۲.‏ برقراری پرستش پاک.‏ پیشگویی شده بود قوم یَهُوَه خدا پس از ۷۰ سال اسارت از بابل رها خواهد شد،‏ به وطن متروک خود خواهند برگشت و معبدش را در اورشلیم بازسازی خواهند کرد.‏ (‏اِرْمیا ۴۶:‏۲۷؛‏ عاموس ۹:‏۱۳-‏۱۵‏)‏ اِشَعْیا نام فاتح یعنی کورش را حدود ۲۰۰ سال قبل از آن پیشگویی کرده بود.‏ در آن آمده است که کورش بابل را مغلوب خواهد ساخت و به قوم خدا اجازه خواهد داد پرستش پاک را برقرار سازند.‏ اِشَعْیا حتی جزئیات نبرد کورش را پیشگویی کرده بود.‏ —‏ اِشَعْیا ۴۴:‏۲۴–‏۴۵:‏۳‏.‏

۳.‏ آمدن مسیح و رویدادهای زندگی‌اش.‏ پیشگویی شده بود مسیح در بیت‌لَحَم به دنیا خواهد آمد.‏ (‏میکاه ۵:‏۲‏)‏ او شخصی فروتن خواهد بود که سوار بر کره الاغی وارد اورشلیم می‌شود.‏ (‏زَکَرِیّا ۹:‏۹‏)‏ شخصی مهربان خواهد بود ولی بسیاری او را نخواهند پذیرفت و رد خواهند کرد.‏ (‏اِشَعْیا ۴۲:‏۱-‏۳؛‏ ۵۳:‏۱،‏ ۳‏)‏ او را با بی‌رحمی خواهند کشت.‏ آیا مرگ عاقبت مسیح خواهد بود؟‏ خیر.‏ لازم بود مسیح برای بخشش گناهان بسیاری جان خود را قربانی کند.‏ (‏اِشَعْیا ۵۳:‏۴،‏ ۵،‏ ۹-‏۱۲‏)‏ فقط رستاخیز او بخشش گناهان را امکان‌پذیر می‌سازد.‏
۴.‏ پادشاهی مسیح از آسمان بر زمین.‏ حاکمان ناکامل این دنیا قادر نیستند صلح را برقرار کنند.‏ اما در بارهٔ پادشاه حکومت خدا پیشگویی شده بود که شاهزادهٔ صلح خوانده خواهد شد چرا که صلح را برقرار خواهد کرد.‏ (‏اِشَعْیا ۹:‏۶،‏ ۷؛‏ اِرْمیا ۱۰:‏۲۳‏)‏ حکومت مسیح صلح را هم میان انسان‌ها و هم میان انسان‌ها و حیوانات برقرار خواهد کرد.‏ (‏اِشَعْیا ۱۱:‏۳-‏۷‏)‏ بیماری‌ها را از بین خواهد برد.‏ (‏اِشَعْیا ۳۳:‏۲۴‏)‏ حتی مرگ را تا ابد نابود خواهد ساخت.‏ (‏اِشَعْیا ۲۵:‏۸‏)‏ طی حکومت مسیح مردگان رستاخیز خواهند یافت.‏ —‏ دانیال ۱۲:‏۱۳‏.‏
‏—‏بر اساس کتاب‌های اِشَعْیا‏،‏ اِرْمیا‏،‏ دانیال‏،‏ عاموس‏،‏ میکاه و زَکَرِیّا‏.‏
* پیامبران خدا چه پیام‌هایی را به مردم می‌رساندند؟‏
* پیامبران در بارهٔ نابودی و بازسازی اورشلیم چه پیشگویی کردند؟‏
* پیامبران یَهُوَه در بارهٔ مسیح و رویدادهای زندگی‌اش چه پیشگویی کردند؟‏
* پیامبران در بارهٔ پادشاهی مسیح از آسمان بر زمین چه پیشگویی کردند؟‏

۱۳
پادشاهان خوب و بد

پادشاهی اسرائیل تقسیم شد.‏ پادشاهان بسیاری بر قوم اسرائیل حکومت کردند اما بیشتر آنان به خدا وفادار نماندند.‏ بابلیان،‏ اورشلیم را ویران کردند.‏
رَحُبْعام پسر سلیمان جانشین او شد.‏ او پادشاهی بی‌رحم بود و در نتیجه ده خاندان اسرائیل شورش کرده،‏ پادشاهی شمال به نام اسرائیل را تشکیل دادند.‏ ولی دو خاندان دیگر به سلسله پادشاهان نسل داود وفادار ماندند و پادشاهی جنوب به نام یهودا را تشکیل دادند.‏ پس مطابق با پیشگویی یَهُوَه بعد از آن که سلیمان پرستش حقیقی را ترک کرد پادشاهی اسرائیل به دو قسمت تقسیم شد.‏
هر دو پادشاهی اغلب به دلیل خیانت و سرپیچی پادشاهانش تاریخی پرآشوب داشتند.‏ وضعیت پادشاهی شمال از وضعیت پادشاهی جنوب وخیم‌تر بود چرا که بت‌پرستی را از همان آغاز ترویج داد.‏ پیامبرانی همچون ایلیّا و اَلِیشَع برای برگرداندن قوم به سوی خدا معجزاتی عظیم مانند رستاخیز مردگان انجام دادند.‏ اما،‏ پادشاهی اسرائیل هر بار به راه شریر خود باز می‌گشت.‏ سرانجام خدا اجازه داد که آشور،‏ پادشاهی شمال را نابود سازد.‏
پادشاهی یهودا نسبت به پادشاهی اسرائیل کمی بیشتر از یک قرن دوام یافت.‏ اما آن نیز به مجازات الٰهی دچار شد.‏ فقط چند پادشاه از پادشاهی یهودا به هشدارهای پیامبران خدا توجه کرده،‏ تلاش کردند که قوم را به سوی یَهُوَه برگردانند.‏ برای مثال،‏ یُوشیّای پادشاه شروع به پاکسازی سرزمین یهودا از بت‌پرستی کرد و معبد یَهُوَه را بازسازی نمود.‏ وقتی نسخهٔ اصلی شریعت موسی پیدا شد یُوشیّا به شدّت برانگیخته گشت تا اقدامات بیشتری در راه اصلاح پرستش انجام دهد.‏
متأسفانه پادشاهانی که بعد از یُوشیّا بر تخت سلطنت نشستند راه او را دنبال نکردند.‏ پس یَهُوَه به بابلیان اجازه داد که پادشاهی یهودا را مغلوب و اورشلیم و معبد آن را ویران سازند.‏ باقی‌ماندگان به سرزمین بابل به اسارت برده شدند.‏ خدا پیشگویی کرد که آن‌ها ۷۰ سال در اسارت به سر خواهند برد.‏ در تمام آن مدت یهودا از سکنه خالی ماند تا آن که مطابق وعدهٔ خدا قوم به سرزمین خود برگشت.‏
ولی از آن زمان،‏ دیگر کسی از نسل داود بر تخت پادشاهی ننشست تا آن که نجات‌دهندهٔ موعود یعنی مسیح پیشگویی‌شده بر تخت سلطنت بنشیند.‏ اکثر پادشاهانی که بر تخت داود در اورشلیم نشستند با اَعمال بد خود ثابت کردند که انسان ناکامل شایستگی حکومت کردن را ندارد.‏ فقط مسیح حقیقتاً شایستگی حکومت کردن را دارد.‏ پس یَهُوَه به آخرین نسلی که بر تخت داود نشست چنین گفت:‏ «تاج را بردار .‏ .‏ .‏ تا آن کس بیاید که حقّ او می‌باشد.‏ و من آن را به وی عطا خواهم نمود.‏» —‏ حِزْقِیال ۲۱:‏۲۶،‏ ۲۷‏.‏
‏—‏بر اساس ۱ و ۲پادشاهان‏؛‏ ۲تواریخ باب‌های ۱۰ تا ۳۶‏؛‏ اِرْمیا ۲۵:‏۸-‏۱۱‏.‏
* چگونه پادشاهی اسرائیل به دو پادشاهی تقسیم شد و چه اتفاقی برای آن دو پادشاهی افتاد؟‏
* چه بر سر سلسلهٔ پادشاهی داود آمد و چرا؟‏
* حکایت یُونُس چه موضوعی را در مورد یَهُوَه به ما می‌آموزد؟‏ (‏به کادر توجه شود.‏)‏
یُونُس
در دوران دو پادشاهی شمالی و جنوبی اسرائیل،‏ خدا یُونُس را مأمور کرد تا به شهر دوری به نام نِینَوا برود و به مردم خون‌ریز آنجا هشدار دهد.‏ یُونُس به جای رفتن به نِینَوا سوار کشتی‌ای شد که در جهت مخالف حرکت می‌کرد.‏ یَهُوَه به طور معجزه‌آسا سبب شد که ماهی بزرگی یُونُس را ببلعد.‏ یُونُس در شکم ماهی به یَهُوَه دعا کرد و او نیز باعث شد که ماهی یُونُس را در ساحل دریا قی کند.‏ سرانجام یُونُس مطیعانه مأموریت خود را انجام داد.‏
بعد از آن که یُونُس اطاعت را آموخت مشکلی دیگر در او نمایان شد:‏ یُونُس به اهالی نِینَوا موعظه کرد.‏ اما از این که خدا دلسوزانه توبهٔ آنان را پذیرفت و به آن‌ها ترحّم کرد خوشنود نبود.‏ این کتاب بسیار جالب را بخوانید و ببینید که خدا با معجزه‌ای دیگر چگونه به یُونُس دلسوزی را آموخت.‏

۱۲
حکمت الٰهی برای هدایت بشر در زندگی

کتاب امثال مجموعه‌ای از پندهای الهام شده است که بشر را در امور روزمرهٔ زندگی هدایت می‌کند.‏ اکثر این امثال را سلیمان،‏ پادشاه حکیم نگاشته است.‏
چه نشان می‌دهد که یَهُوَه خدا،‏ پادشاه حکیمی است؟‏ یک راه جواب به این سؤال بررسی پندهای وی است.‏ یَهُوَه به سلیمان پادشاه حکمت داد و او نیز صدها مَثَل در مورد بسیاری از جنبه‌های زندگی نگاشت.‏ اگر این پندها در زندگی مؤثر واقع شود و زندگی را بهتر و پرمفهوم‌تر سازد حکمت یَهُوَه ثابت می‌شود.‏ بیایید برخی از این پندها را بررسی کنیم.‏
توکّل به خدا.‏ توکّل کلید اصلی برای داشتن رابطه‌ایی صمیمی با یَهُوَه است.‏ سلیمان نوشت:‏ ‹به تمامی دل خود بر یَهُوَه توکّل نما و بر عقل خود تکیه مکن.‏ در همهٔ راه‌های خود او را بشناس،‏ و او راه‌هایت را راست خواهد گردانید.‏› (‏امثال ۳:‏۵،‏ ۶‏)‏ اگر به یَهُوَه توکّل کنیم،‏ بدین شکل که راهنمایی‌های او را جویا باشیم و از او اطاعت نماییم،‏ زندگی‌مان پرمفهوم می‌شود.‏ با این کار،‏ دل یَهُوَه شاد می‌شود چون که می‌تواند به تهمت‌های دشمن خود یعنی شیطان جوابی دهد.‏ —‏ امثال ۲۷:‏۱۱‏.‏
پندهایی در روابطمان با دیگران.‏ پند خدا به شوهر،‏ زن و فرزند بسیار به جا می‌باشد به ویژه برای امروزه.‏ خدا به شوهر می‌گوید:‏ «از زن جوانیِ خویش مسرور باش،‏» و بدین شکل او را راهنمایی می‌کند که به همسر خود وفادار باشد.‏ (‏امثال ۵:‏۱۸-‏۲۰‏)‏ در کتاب امثال خصوصیات زن شایسته که مورد تحسین شوهر و فرزندانش است به خوبی توصیف شده است.‏ (‏باب ۳۱ امثال‏)‏ فرزندان نیز راهنمایی می‌شوند که مطیع والدین خود باشند.‏ (‏امثال ۶:‏۲۰‏)‏ این کتاب همچنین توضیح می‌دهد که بسیار ضروری است با دیگران دوستی کنیم زیرا شخص منزوی خودخواه می‌شود.‏ (‏امثال ۱۸:‏۱‏)‏ از طرفی نیز شرح می‌دهد که دوستان می‌توانند در ما تأثیر خوب یا بد بگذارند،‏ به همین دلیل می‌باید دوستان خود را عاقلانه انتخاب کنیم.‏ —‏ امثال ۱۳:‏۲۰؛‏ ۱۷:‏۱۷‏.‏
پندهایی در رابطه با اَعمالمان.‏ در کتاب امثال پندهای بسیاری آمده است که به نفع عمل‌کنندهٔ آن است.‏ برای مثال:‏ اجتناب از مصرف بی‌رویهٔ الکل،‏ پرورش احساسات و افکار مثبت،‏ جنگ با احساسات و افکار مخرّب و کوشا بودن در کار.‏ (‏امثال ۶:‏۶؛‏ ۱۴:‏۳۰؛‏ ۲۰:‏۱‏)‏ این کتاب هشدار می‌دهد که عمل کردن به توصیه‌های انسان‌ها به جای پندهای خدا عواقب بدی دارد.‏ (‏امثال ۱۴:‏۱۲‏)‏ همچنین ترغیب می‌کند که دل خود را در برابر تأثیرات فاسد حفظ کنیم چون که نهرهای حیات از دل سرچشمه می‌گیرد.‏ —‏ امثال ۴:‏۲۳‏.‏
میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا پی برده‌اند که عمل به این پندها زندگی آن‌ها را بهتر کرده است.‏ در نتیجه،‏ دلیل محکمی برای پذیرفتن خدا به عنوان حاکم خود دارند.‏
‏—‏بر اساس کتاب امثال‏.‏
* با بررسی کتاب امثال چه نکاتی را می‌آموزیم؟‏
* کتاب امثال چه راهنمایی‌هایی در رابطه با توکّل به خدا،‏ روابطمان با دیگران و اَعمالمان به ما می‌دهد؟‏
جامعه
چگونه می‌توان به زندگی‌ای پرمفهوم و رضایت‌بخش دست یافت؟‏ سلیمان در موقعیت بی‌نظیری قرار داشت که پاسخ این سؤال را بیابد.‏ ثروت کلان،‏ حکمت و قدرتی که داشت او را قادر ساخت که به جستجوی مفهوم زندگی بپردازد و ببیند که آیا ثروت،‏ حکمت و قدرت باعث شادی حقیقی می‌شود.‏ او به اموال فراوانی دست یافت،‏ با زنان زیبای بسیاری ازدواج کرد و از بهترین سرگرمی‌ها برخوردار بود.‏ همچنین عمارات بزرگی ساخت و کتاب‌های حکیمان را مطالعه کرد.‏ به چه نتیجه‌ای رسید؟‏ به این نتیجه که «همه چیز بطالت است.‏» ولی به این درک نیز رسید:‏ «ختم تمام امر را بشنویم.‏ از خدا بترس و اوامر او را نگاه دار چونکه تمامی تکلیف انسان این است.‏» —‏ جامعه ۱۲:‏۸،‏ ۱۳‏.‏

۱۱
سرودهای الهام‌شده برای تسلی و تعلیم

داود و برخی از نگارندگان کتاب مقدّس اشعاری برای پرستش سرودند.‏ ۱۵۰ عدد از این سرودها در کتاب مزامیر جمع‌آوری شده است.‏
مزامیر حجیم‌ترین کتاب از کتب کتاب مقدّس است.‏ کل این کتاب در مدت هزار سال نگاشته شده است.‏ سُراینده‌گان کتاب مزامیر به طور بی‌سابقه‌ای ایمان خود را با احساساتی گرم و زیبا ابراز کرده‌اند.‏ در این اشعار انواع احساسات انسان‌ها مشاهده می‌شود؛‏ احساساتی گرفته از شادی،‏ تمجید و شکرگزاری تا غم،‏ تأثر و توبه.‏ به روشنی می‌توان دید که مزمورنویسان رابطه‌ای صمیمی و گرم با خدا داشتند.‏ به برخی از موضوع‌های این اثر شاعرانه توجه کنید.‏
یَهُوَه پادشاهی برحق است که شایستهٔ پرستش و تمجید می‌باشد.‏ در مزمور ۸۳:‏۱۸ آمده است:‏ «تو که اسمت یَهُوَه می‌باشد‏،‏ به تنها بر تمامیِ زمین متعال هستی.‏» در چندین مزمور،‏ یَهُوَه خدا به دلیل آفرینشش ستوده شده است؛‏ مانند آسمان پر ستاره،‏ عجایب حیات در زمین و بدن شگفت‌انگیز انسان.‏ (‏مزامیر ۸،‏ ۱۹،‏ ۱۳۹،‏ ۱۴۸‏)‏ در برخی دیگر خدا به دلیل نجات و حفاظت خادمان وفادارش تمجید شده است.‏ (‏مزامیر ۱۸،‏ ۹۷،‏ ۱۳۸‏)‏ در بعضی مزامیر نیز یَهُوَه خدای عادلی توصیف شده است که ستمدیدگان را نجات و شریران را مجازات می‌کند.‏ —‏ مزامیر ۱۱،‏ ۶۸،‏ ۱۴۶‏.‏
یَهُوَه عاشقان خود را تسلّی می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند.‏ مزمور ۲۳ شناخته‌ترین مزموری است که داود در آن یَهُوَه خدا را همچون چوپانی توصیف می‌کند؛‏ چوپان مهربانی که گوسفندان خود را راهنمایی،‏ حمایت و مراقبت می‌نماید‏.‏ مزمور ۶۵:‏۲ به پرستندگان یادآوری می‌کند که یَهُوَه ‹شنوندهٔ دعاست.‏› بسیاری که مرتکب گناه شده‌اند با خواندن مزمور ۳۹ و ۵۱ تسلّی یافته‌اند.‏ در این دو مزمور،‏ داود صادقانه از گناهان بزرگ خود توبه می‌کند و ایمان خود را به این که یَهُوَه او را می‌بخشد ابراز می‌نماید.‏ مزمور ۵۵:‏۲۲ خواننده را ترغیب می‌کند که به یَهُوَه توکّل کند و تمام مشکلات خود را به او بسپارد.‏
یَهُوَه از طریق ملکوت یعنی پادشاهی مسیح دنیا را تغییر خواهد داد.‏ برخی قسمت‌های مزامیر در رابطه با مسیح‏،‏ پادشاه موعود است.‏ مزمور ۲ پیشگویی می‌کند این حاکم،‏ قوم‌های شریر را که با او مخالفت می‌کنند نابود خواهد کرد.‏ مزمور ۷۲ روشن می‌سازد که این پادشاه به قحطی،‏ بی‌عدالتی و ظلم پایان می‌دهد.‏ بر طبق مزمور ۴۶:‏۹ خدا از طریق حکومت مسیح به جنگ‌ها خاتمه می‌دهد و تمام سلاح‌ها را از بین می‌برد.‏ در مزمور ۳۷‏،‏ می‌خوانیم که شریر دیگر وجود نخواهد داشت،‏ ولی انسان‌های درستکار تا ابد بر زمین زندگی خواهند کرد و از صلح و هماهنگی در جهان لذّت خواهند برد.‏
‏—‏بر اساس کتاب مزامیر‏.‏
* مزامیر چگونه برحق بودن حکومت یَهُوَه را تأیید می‌کند؟‏
* کدام مزامیر نشان می‌دهد که خدا عاشقان خود را تسلّی می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند؟‏
* بر طبق کتاب مزامیر یَهُوَه چگونه دنیا را تغییر می‌دهد؟‏
غزل غزل‌ها
سلیمان پادشاه،‏ در غزل غزل‌های خود آشکار می‌سازد که عشق را با ثروت کلان نمی‌توان خرید.‏ او در این کتاب تلاش خود را برای به دست آوردن دل دختری بسیار زیبا که عاشق چوپانی جوان بود توصیف می‌کند.‏ این شعر الهام‌شده نشان می‌دهد وقتی دو نفر به هم دل می‌بندند،‏ می‌توانند رابطهٔ خود را پاک نگه دارند.‏ خویشتنداری،‏ پاکی و وفاداری این دو جوان بسیار ستودنی است.‏

۱۰
سلیمان پادشاهی حکیم

یَهُوَه به سلیمان پادشاه دلی حکیم داد؛‏ طی حکمرانی سلیمان اسرائیلیان در صلح و رفاهی بی‌سابقه به سر می‌بردند.‏
زندگی در سرزمینی که قوم و حاکمش مطیع یَهُوَه،‏ خدای متعال باشند چگونه خواهد بود؟‏ حکومت ۴۰ سالهٔ سلیمان جواب این سؤال را می‌دهد.‏
داود قبل از مرگش سلیمان را جانشین خود ساخت.‏ خدا در خواب به سلیمان گفت که از او درخواستی کند.‏ سلیمان از خدا تقاضای حکمت و دانش کرد تا قوم را عادلانه و خردمندانه داوری نماید.‏ یَهُوَه نیز با خوشنودی کامل به او دلی حکیم و فهیم داد.‏ همچنین به او وعده داد که در صورت مطیع ماندن ثروت،‏ جلال و عمری طولانی به او عطا کند.‏
سلیمان به دلیل داوری‌های حکیمانه‌اش بسیار معروف گشت.‏ در یک مورد،‏ دو زن بر سر یک نوزاد پسر دعوا داشتند و هر کدام مدعی بود که مادر آن پسر است.‏ سلیمان فرمان داد تا نوزاد را از وسط نصف کنند و بین آن دو زن تقسیم نمایند.‏ زنِ اوّل قبول کرد،‏ اما مادر واقعی بلافاصله التماس نمود که او را به زن اوّل دهند.‏ پس،‏ سلیمان متوجه شد که زنِ دلسوز مادر واقعی است و نوزاد را به دست او سپرد.‏ این خبر در تمام اسرائیل به سرعت پخش شد و مردم پی بردند که خدا به سلیمان حکمت داده است.‏
یکی از بزرگ‌ترین دست‌آوردهای سلیمان بنای معبد یَهُوَه بود.‏ این عمارتی بی‌نظیر بود که در اورشلیم مرکز پرستش اسرائیل شد.‏ در هنگام افتتاح معبد،‏ سلیمان چنین دعا کرد:‏ ‹اینک آسمان و آسمانِ همهٔ آسمان‌ها تو را گنجایش ندارد تا چه رسد به این خانه‌ای که من بنا کرده‌ام.‏› —‏ ۱پادشاهان ۸:‏۲۷‏.‏
شهرت سلیمان در سرزمین‌های دیگر نیز پخش شد،‏ حتی به سرزمین دوری همچون سبا در عربستان رسید.‏ ملکهٔ سبا به اورشلیم سفر کرد تا جلال و ثروت سلیمان را از نزدیک دیده،‏ عظمت حکمتش را بیازماید.‏ او به قدری تحت تأثیر حکمت سلیمان و رفاه اسرائیلیان قرار گرفت که یَهُوَه را برای نشاندن چنین پادشاهی بر تخت سلطنت تمجید کرد.‏ بلی،‏ به برکت یَهُوَه حکومت سلیمان چنان مرفه و پر از صلح و امنیت گشت که هرگز مثل آن در دوران اسرائیلیان باستان دیده نشد.‏
متأسفانه،‏ سلیمان همواره مطابق حکمت یَهُوَه عمل نکرد.‏ او با نادیده گرفتن فرمان خدا،‏ صدها زن،‏ منجمله زنان بت‌پرست بسیاری از سرزمین‌های دیگر گرفت.‏ آن زنان به تدریج دل سلیمان را از پرستش یَهُوَه به سوی بت‌ها منحرف ساختند.‏ یَهُوَه به سلیمان گفت که پادشاهی‌اش تقسیم شده،‏ بخش کوچکی از آن به خاطر پدرش داود برای نسلش باقی خواهد ماند.‏ با این که سلیمان از خدا روگردان شد،‏ یَهُوَه به عهدی که با داود بسته بود وفادار ماند.‏
‏—‏بر اساس ۱پادشاهان باب‌های ۱ تا ۱۱‏؛‏ ۲تواریخ باب‌های ۱ تا ۹‏؛‏ تثنیه ۱۷:‏۱۷‏.‏
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
* خدا در پاسخ به تقاضای سلیمان چه کرد؟‏
* حکمت سلیمان چگونه نمایان شد؟‏
* سلیمان چگونه از راه یَهُوَه منحرف شد و نتیجهٔ آن چه بود؟‏

۷
نجات قوم اسرائیل از مصر

یَهُوَه بر مصر ده بلا آورد و موسی قوم اسرائیل را برای خروج از مصر رهبری کرد.‏ خدا از طریق موسی شریعت را به اسرائیلیان داد.‏
قوم اسرائیل برای مدتی طولانی در مصر زندگی کردند و افزایش یافتند.‏ ولی،‏ فرعون جدیدی بر سر کار آمد که یوسف را نمی‌شناخت.‏ این فرعون ظالم که از افزایش جمعیت اسرائیلیان می‌ترسید آن‌ها را بردهٔ خود کرد و فرمان داد تا تمام نوزادان پسر در رود نیل انداخته شوند.‏ مادری شجاع طفل خود را پنهان کرد و او را در سبدی مابین نیزار قرار داد.‏ دختر فرعون طفل را پیدا کرد و او را موسی نامیده،‏ در دربار مصریان بزرگ کرد.‏
وقتی موسی ۴۰ ساله بود دچار دردسر شد چون در دفاع از برده‌ای اسرائیلی با کارفرمای بی‌رحم مصری درگیر شد.‏ موسی به سرزمینی دور فرار کرد و در تبعید به سر برد.‏ وقتی موسی ۸۰ ساله شد یَهُوَه او را به مصر فرستاد تا به حضور فرعون رفته،‏ رهایی قوم خود را از او مطالبه کند.‏
فرعون قاطعانه تقاضای موسی را رد کرد و خدا بر مصر ده بلا آورد.‏ موسی قبل از هر بلا به پیش فرعون می‌رفت و از او تقاضا می‌کرد قوم را رها کند تا بلایی بر سر مصر نیاید.‏ اما،‏ فرعون با گستاخی مطالبهٔ موسی و یَهُوَه خدا را هر بار رد می‌کرد.‏ سرانجام،‏ دهمین بلا موجب مرگ پسران نخست‌زادهٔ آن سرزمین شد؛‏ به غیر از خانواده‌های مطیعی که چهارچوب درِ خانهٔ خود را با خون برّهٔ قربانی‌شده علامت گذاشتند.‏ فرشتهٔ خدا که مأمور این داوری بود با دیدن خون از کنار خانهٔ این خانواده‌ها گذشت.‏ از آن پس،‏ اسرائیلیان این نجات معجزه‌آسا را هر ساله جشن گرفتند و آن را فِصَح نامیدند.‏
فرعون پس از آن که پسر نخست‌زادهٔ خود را از دست داد به موسی و همهٔ اسرائیلیان دستور داد که مصر را ترک کنند.‏ جمعیت عظیم اسرائیلیان نیز بلافاصله آنجا را ترک کردند.‏ اما فرعون از فرمان خود پشیمان شد و با جنگجویان و ارابه‌های بسیار آنان را تعقیب کرد.‏ ظاهراً اسرائیلیان در ساحل دریای سرخ در دام افتاده بودند.‏ ولی یَهُوَه دریای سرخ را گشود تا اسرائیلیان از بستر دریا،‏ مابین دو دیوار آب عبور کنند!‏ وقتی مصریان با عجله اسرائیلیان را تعقیب کردند،‏ خدا آب‌های دریا را رها کرد و فرعون و لشکرش غرق شدند.‏
وقتی اسرائیلیان در کنار کوه سینا اردو زدند خدا با آن‌ها عهدی بست.‏ خدا از طریق موسی به قوم اسرائیل قوانینی داد تا در هر جنبه از زندگی راهنمایی و حفاظت شوند.‏ یَهُوَه در صورتی از اسرائیلیان حمایت می‌کرد و آن‌ها را برکتی برای اقوام دیگر می‌ساخت که وفادارانه مطیع قوانین او می‌ماندند.‏
متأسفانه،‏ اکثر اسرائیلیان با بی‌ایمانی خود یَهُوَه را رنجاندند.‏ به همین سبب،‏ آن نسل را چهل سال در بیابان سرگردان ساخت.‏ سپس،‏ موسی مرد درستکاری به نام یوشَع را جانشین خود ساخت.‏ سرانجام،‏ اسرائیلیان آماده بودند به سرزمینی وارد شوند که به ابراهیم وعده‌داده شده بود.‏
‏—‏بر اساس خروج‏؛‏ لاویان‏؛‏ اعداد‏؛‏ تثنیه‏؛‏ مزامیر ۱۳۶:‏۱۰-‏۱۵؛‏ اَعمال ۷:‏۱۷-‏۳۶‏.‏
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
* خدا برای رهایی اسرائیلیان چگونه از موسی استفاده کرد؟‏
* دلیل برگزاری جشن فِصَح چه بود؟‏
* یَهُوَه چگونه اسرائیلیان را از بردگی در مصر نجات داد؟‏
بزرگ‌ترین فرمان
ده فرمانی که در کتاب خروج ۲۰:‏۱-‏۱۷ آمده است معروف‌ترین قوانین از تقریباً ۶۰۰ قوانینی است که از طریق موسی به قوم اسرائیل داده شد.‏ ولی،‏ وقتی از عیسی مسیح پرسیده شد بزرگ‌ترین فرمان چیست،‏ به این قانون اشاره کرد:‏ «یَهُوَه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوّت خود محبت نما.‏» —‏ تثنیه ۶:‏۵؛‏ مَرقُس ۱۲:‏۲۸-‏۳۰‏.‏

 

۸
ورود قوم اسرائیل به کنعان

یوشَع قوم اسرائیل را رهبری کرد تا سرزمین کنعان را تسخیر کنند.‏ یَهُوَه برای رهایی قومش از دست امّت‌های ستمگر از داوران استفاده نمود.‏
قرن‌ها پیش از آن که قوم اسرائیل وارد سرزمین کنعان شود،‏ یَهُوَه وعدهٔ آن را به ابراهیم داده بود.‏ حال،‏ اسرائیلیان تحت رهبری یوشَع آمادهٔ تسخیر سرزمین موعود بودند.‏
خدا کنعانیان را داوری کرد چون سرزمین کنعان را از اَعمال غیراخلاقی جنسی و خون‌ریزی‌های وحشیانه پر کرده بودند.‏ به همین دلیل،‏ یَهُوَه دستور داد تا اسرائیلیان هنگام تسخیر کنعان شهرها را کاملاً نابود کنند.‏
یوشَع قبل از داخل شدن به کنعان دو جاسوس به آنجا فرستاد.‏ آنان به شهر اَریحا رفتند و در منزل زنی به نام راحاب ماندند.‏ او با این که می‌دانست آن دو جاسوس اسرائیلی هستند آنان را در خانهٔ خود پناه داد،‏ چرا که راحاب از قبل در مورد نجات اسرائیلیان به دست یَهُوَه شنیده و به او ایمان آورده بود.‏ پس آن دو جاسوس را قسم داد که جان او و جان خانواده‌اش را حفظ کنند.‏
وقتی اسرائیلیان برای جنگ با شهر اَریحا داخل کنعان شدند،‏ یَهُوَه به طور معجزه‌آسایی باعث شد که حصار شهر فرو ریزد.‏ سربازان یوشَع به شهر هجوم بردند و آن را نابود کردند،‏ اما به راحاب و خانواده‌اش آسیبی نرساندند.‏ اسرائیلیان به مدت شش سال در جنگ‌های متمادی بخش بزرگی از سرزمین موعود را تصرّف کردند.‏ سرانجام،‏ آن سرزمین را بین ۱۲ خاندان اسرائیل تقسیم نمودند.‏

یوشَع در اواخر خدمت خود به خدا،‏ قوم اسرائیل را جمع کرد و آنچه یَهُوَه برای پدرانشان انجام داده بود به آنان گوشزد نمود.‏ سپس ترغیبشان کرد یَهُوَه را خدمت کنند.‏ اسرائیلیان بعد از مرگ یوشَع و ریش سفیدان قوم به سوی بت‌ها روی آوردند.‏ حدود ۳۰۰ سال،‏ قوم اسرائیل پیوسته مطیع خدا نبود.‏ یَهُوَه در طی آن زمان به دشمنان اسرائیل همچون فلسطی‌ها اجازه داد تا آنان را سرکوب کنند.‏ اما هر بار که اسرائیلیان به یَهُوَه روی می‌آوردند او داوری را منصوب می‌کرد تا آنان را نجات دهد.‏ بدین شکل یَهُوَه از ۱۲ داور برای حمایت قومش استفاده کرد.‏
دوران آن ۱۲ داور که در کتاب داوران نگاشته شده است با عُتْنیئیل شروع و با شَمْشُون [سامسون] قوی‌ترین مرد تمام اعصار تمام شد.‏ وقایع نگاشته‌شده در کتاب داوران این حقیقت را مکرّراً نمایان می‌سازد:‏ اطاعت از یَهُوَه برکات به همراه دارد و سرپیچی از او مصیبتبار است.‏
‏—‏بر اساس یوشَع‏؛‏ داوران‏؛‏ لاویان ۱۸:‏۲۴،‏ ۲۵‏.
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷‏
* چرا یَهُوَه جان راحاب و خانواده‌اش را حفظ کرد؟‏
* اسرائیلیان پس از مرگ یوشَع چه کردند؟‏
* در کتاب داوران چه حقیقتی مکرّراً نمایان شده است؟‏

 


اسرائیلیان خواهان پادشاه شدند

شاؤل اوّلین پادشاه اسرائیل نامطیع شد.‏ خدا داود را جایگزین شاؤل کرد و با او عهد بست که نسلش تا ابد پادشاهی کند.‏
بعد از روزگار شَمْشُون [سامسون] سموئیل به عنوان پیامبر و داور در اسرائیل روی کار آمد.‏ از آنجایی که اسرائیلیان می‌خواستند همچون ملل همسایه باشند مدام از سموئیل درخواست کردند که پادشاهی برای آنان برگزیند.‏ این موضوع بی‌احترامی‌ای بود به یَهُوَه خدا چرا که او پادشاه آنان بود.‏ با این حال،‏ یَهُوَه سموئیل را مأمور کرد که به درخواست آنان عمل کند.‏ خدا مرد فروتنی به نام شاؤل را برای پادشاهی انتخاب کرد.‏ شاؤل پادشاه،‏ پس از مدتی مغرور و نامطیع شد.‏ یَهُوَه او را رد کرد و به سموئیل گفت جوانی به نام داود را به جای او منصوب کند.‏ اما داود سال‌ها بعد به مقام پادشاهی رسید.‏
روزی داود نوجوان برای دیدن برادران خود که در لشکر شاؤل خدمت می‌کردند رفت.‏ تمام لشکر اسرائیل از جنگجویی فلسطی به نام جُلْیات که غولی بود می‌ترسیدند.‏ آن غول مدام اسرائیلیان و خدای ایشان را تمسخر می‌کرد.‏ داود از این موضوع بسیار خشمگین شد و دعوت آن غول را به مبارزه پذیرفت.‏ داود فقط با قلاب‌سنگی و چند سنگ سراغ حریف سه متری خود رفت.‏ جُلْیات با دیدن داود او را مسخره کرد.‏ ولی داود گفت که اسلحه‌اش از سلاح‌های جُلْیات برتر است چرا که با نام یَهُوَه خدا به جنگ او آمده است.‏ سپس،‏ داود با اوّلین سنگ خود جُلْیات را از پا درآورد و با شمشیرِ آن غول سرش را از بدن جدا کرد.‏ لشکر فلسطی‌ها با دیدن این صحنه از وحشت پا به فرار گذاشتند.‏
در ابتدا شاؤل تحت‌تأثیر شجاعت داود قرار گرفت و او را سرِ لشکر خود گماشت.‏ اما پیروزی‌های داود حسادت شاؤل را به شدّت برانگیخت.‏ داود برای نجات جان خود مجبور به فرار شد و برای سال‌ها تحت تعقیب قرار گرفت.‏ با این همه،‏ داود همچنان به شاؤل که قصد جانش را داشت وفادار ماند،‏ زیرا به خود می‌گفت شاؤل،‏ پادشاه منصوب یَهُوَه خدا است.‏ سرانجام،‏ شاؤل در جنگ کشته شد و داود مطابق با وعدهٔ یَهُوَه پادشاه گشت.‏
‏«کرسی سلطنت او را تا به ابد پایدار خواهم ساخت.‏» —‏ ۲سموئیل ۷:‏۱۳
وقتی داود پادشاه شد آرزو کرد معبدی برای یَهُوَه بسازد.‏ اما یَهُوَه به داود گفت که این افتخار به یکی از فرزندانش داده خواهد شد.‏ بعدها معلوم گشت که آن فرزند سلیمان است.‏ با این حال،‏ خدا با بستن عهدی با داود به او پاداشی بزرگ داد.‏ بر طبق این عهد،‏ از نسل او سلسله‌ای بی‌نظیر از پادشاهان به وجود خواهد آمد،‏ زیرا از این سلسله نجات‌دهنده یا ذریّت موعود ظاهر خواهد شد.‏ آن نجات‌دهنده،‏ مسیح یعنی «مسح‌شده» و منتخب خدا خواهد بود.‏ یَهُوَه وعده داد مسیح بر تخت حکومتی خواهد نشست که تا ابد استوار خواهد ماند.‏
داود که از یَهُوَه بسیار سپاسگزار بود،‏ مقدار زیادی مصالح ساختمانی،‏ نقره و طلا برای بنای معبد فراهم کرد.‏ او همچنین مزامیر بسیاری را سرود که از خدا الهام شده بود.‏ داود در آخر عمر خود چنین اذعان کرد:‏ ‹روح یَهُوَه به وسیلهٔ من متکلّم شد و کلام او بر زبانم جاری گردید.‏› —‏ ۲سموئیل ۲۳:‏۲‏.‏
‏—‏بر اساس ۱ و ۲سموئیل‏؛‏ ۱تواریخ‏؛‏ اِشَعْیا ۹:‏۷؛‏ متّیٰ ۲۱:‏۹؛‏ لوقا ۱:‏۳۲؛‏ یوحنّا ۷:‏۴۲‏.‏
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
* چرا یَهُوَه داود را جایگزین شاؤل پادشاه کرد؟‏
* داود قبل از آن که پادشاه شود چه خصوصیاتی را نمایان ساخت؟‏
* ذریّت یا نجات‌دهندهٔ موعود که از نسل داود خواهد آمد کیست؟‏

وفاداری ایوب به خدا

شیطان نیّت ایّوب را در خدمت به خدا زیر سؤال بُرد،‏ اما ایّوب به یَهُوَه پای‌بند ماند.‏
آیا انسان تحت آزمایش شدید،‏ حتی اگر برایش سودی نداشته باشد،‏ مطیع خدا می‌ماند؟‏ این سؤال در رابطه با مردی به نام ایّوب مطرح و پاسخ داده شد.‏
در دورانی که قوم اسرائیل در مصر سکونت داشتند،‏ یکی از بستگان ابراهیم به نام ایّوب در منطقه‌ای از عربستان کنونی زندگی می‌کرد.‏ روزی،‏ در بارگاه آسمانی خدا فرشتگان جمع شدند و شیطانِ یاغی نیز در آنجا بود.‏ یَهُوَه خدا در حضور فرشتگان ابراز کرد که به وفاداری خادمش ایّوب کاملاً اطمینان دارد.‏ یَهُوَه حتی گفت که در روی زمین هیچ کس مثل ایّوب نیست.‏ اما شیطان ادعا کرد که ایّوب به دلیل برکات و حمایت خدا او را خدمت می‌کند.‏ شیطان گفت که اگر همهٔ هستی ایّوب از او گرفته شود خدا را ترک خواهد کرد.‏

خدا به شیطان اجازه داد که اوّل دارایی و فرزندان و بعد سلامت ایّوب را از او بگیرد.‏ ایّوب چون از تهمت شیطان بی‌خبر بود فکر می‌کرد که خدا تمام این مصیبت‌ها را بر سرش می‌آورد.‏ با این همه،‏ ایّوب به خدا پشت نکرد.‏
بعد از این وقایع،‏ سه دوست ظاهری ایّوب به دیدارش آمدند.‏ آنان با سخنان خود می‌خواستند ایّوب را متقاعد سازند که خدا او را به دلیل گناهانی که در خفا انجام داده است تنبیه می‌کند.‏ آنان حتی ادعا کردند که خدا از خادمینش نه خوشنود است و نه به آنان اعتماد دارد.‏ سخنان این سه نفر قسمت بزرگی از کتاب ایّوب را در بر می‌گیرد.‏ ولی ایّوب استدلال غلط آنان را رد کرد.‏ سپس با اطمینان گفت که تا به مرگ به خدا وفادار خواهد ماند.‏
اما اشتباه ایّوب این بود که بیش از حد به فکر ثابت کردن درستکاری خود بود.‏ مرد جوانی به نام اَلِیهُو که به گفتگوی آنان گوش می‌کرد طرز فکر ایّوب را اصلاح کرد.‏ ایّوب درک نکرده بود که ثابت شدن حق حاکمیت یَهُوَه خدا از ثابت شدن درستکاری هر انسانی مهم‌تر است.‏ اَلِیهُو همچنین دوستان ظاهری ایّوب را به شدّت نکوهش کرد.‏
سپس،‏ یَهُوَه خدا در گفتگویی با ایّوب طرز فکر او را تصحیح کرد.‏ او با اشاره به بسیاری از عجایب خلقت،‏ حقیر بودن انسان و بزرگی خدا را به ایّوب نشان داد.‏ ایّوب با فروتنی اصلاح را پذیرفت.‏ یَهُوَه چون «بغایت مهربان و کریم» است سلامت ایّوب را به او بازگرداند،‏ دو برابر دارایی ازدست‌رفته‌اش را به او برگرداند و به او ده فرزند داد.‏ (‏یعقوب ۵:‏۱۱‏)‏ ایّوب با پای‌بندی به خدا،‏ تحت آزمایش‌های سخت،‏ جواب محکمی به این اتهام شیطان که هیچ انسانی تحت آزمایش به خدا وفادار نمی‌ماند داد.‏
‏—‏بر اساس کتاب ایّوب‏.‏
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
* شیطان چه تهمتی به ایّوب زد؟‏
* پای‌بندی ایّوب به یَهُوَه چه چیزی را ثابت کرد؟‏
موضوعات بسیار مهم
شیطان نه تنها اتهام زد که ایّوب خدا را به دلیل منافع شخصی می‌پرستد،‏ بلکه این اتهام را به همهٔ انسان‌ها و فرشتگان نیز زد.‏ او بدین شکل ادعا کرد که هیچ انسانی به خدا و حاکمیتش پای‌بند نخواهد ماند.‏ این اتهام با موضوع اصلی‌ای که شیطان در باغ عدن مطرح کرد ارتباط دارد.‏ او در آنجا بر حق بودن و عدل حکومت خدا را زیر سؤال برد.‏ کتاب ایّوب نشان می‌دهد که فرشتگان و انسان‌ها قادرند با پای‌بند ماندن به معیارهای خدا ثابت کنند که خدا حق دارد بر مخلوقاتش حکومت کند.‏
https://www.jw.org/fa

Template Design:Joomla