چهارشنبه 23 آبان 1397 | Wednesday 14 November 2018

فصل ۴
عهد خدا با ابراهیم


ایمان،‏ ابراهیم را برانگیخت تا از یَهُوَه خدا اطاعت کند؛‏ خدا نیز قول داد که او را برکت داده،‏ از او نسلی بزرگ به وجود آورد.‏
حدود ۳۵۰ سال از طوفان نوح گذشت.‏ ابراهیم در شهری پررونق به نام اور در منطقهٔ عراق کنونی زندگی می‌کرد.‏ ابراهیم ایمانی قوی داشت و ایمانش به آزمایش گذاشته شد.‏
یَهُوَه خدا به ابراهیم گفت زادگاه خود را ترک کن و به سرزمین غریبی که به تو نشان دهم نقل مکان نما.‏ ابراهیم بدون درنگ اطاعت کرد و بعد برایش مشخص شد که آن سرزمین کنعان است.‏ او همسرش سارا،‏ برادرزاده‌اش لوط و خادمانش را با خود برد و پس از سفری طولانی به سرزمین کنعان رسید و در آنجا چادرنشین شد.‏ یَهُوَه با ابراهیم عهدی بست و قول داد که از او ملتی بزرگ به وجود آوَرَد و از طریق او همهٔ قوم‌های زمین برکت یابند.‏ همچنین قول داد که نوادگانش سرزمین کنعان را تصاحب کنند.‏
کار ابراهیم و لوط رونق یافت به طوری که بر تعداد گله‌هایشان بسیار افزوده شد.‏ ابراهیم با ازخودگذشتگی به لوط اجازه داد هر منطقه‌ای را که دوست دارد برای گلّه‌های خود انتخاب کند.‏ لوط نیز سرزمینی حاصلخیز و پرثمر را در ناحیهٔ رود اردن انتخاب کرد و در نزدیکی شهر سُدُوم مقیم گشت.‏ اما مردمان شهر سُدُوم زندگی‌ای غیراخلاقی داشتند و گناهان بزرگی مرتکب می‌شدند.‏
بعدها یَهُوَه به ابراهیم اطمینان داد که تعداد نوادگانش همچون تعداد ستارگان آسمان بی‌شمار خواهد شد.‏ ابراهیم ایمان داشت که خدا به وعده‌اش عمل می‌کند.‏ اما همسر محبوب او سارا همچنان نازا بود.‏ بعدها،‏ وقتی ابراهیم ۹۹ سال داشت و سارا در ۹۰ سالگی بود خدا به او گفت که سارا پسری به دنیا خواهد آورد و مطابق وعدهٔ خدا،‏ سارا اسحاق را به دنیا آورد.‏ ابراهیم فرزندان دیگری نیز داشت اما نجات‌دهندهٔ موعود قرار بود از نسل اسحاق بیاید.‏
در این مابین،‏ لوط و خانواده‌اش در شهر سُدُوم ساکن شده بودند.‏ لوط عادل همانند مردمان شهر نشد و به اَعمال غیراخلاقی دست نزد.‏ وقتی یَهُوَه تصمیم گرفت که حکم داوری خود را در رابطه با شهر سُدُوم به اجرا بگذارد،‏ دو فرشته فرستاد تا لوط را از نابودی آن محل آگاه سازند.‏ فرشتگان،‏ لوط و خانواده‌اش را وادار کردند تا از شهر سُدُوم فرار کنند و به عقب نیز نگاه نکنند.‏ سپس خدا بارانی از آتش و گوگرد بر شهر سُدُوم و شهر شریر دیگری نزدیک آن به نام غَمورَه فرستاد و تمام ساکنین آن دو شهر را نابود کرد.‏ لوط و دو دخترش نجات یافتند.‏ اما زن لوط احتمالاً به فکر زندگی مرفهی بود که داشت از دست می‌داد.‏ به همین دلیل،‏ به عقب نگاه کرد و نافرمانی او منجر به مرگش شد.‏
‏—‏بر اساس پیدایش ۱۱:‏۱۰ تا ۱۹:‏۳۸‏.‏
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
* چرا ابراهیم به کنعان نقل مکان کرد؟‏
* یَهُوَه چه عهدی با ابراهیم بست؟‏
* چرا یَهُوَه شهرهای سُدُوم و غَمورَه را نابود کرد؟‏
خدای عهدها
عهد در دورانی که کتاب مقدّس نگاشته می‌شد نوعی قسم بود که همچون پیمان یا قراردادی رسمی اعتبار داشت.‏ یَهُوَه بر اساس یک سری عهد مقصودش را به تدریج آشکار ساخت،‏ یعنی به تحقق رساندن مقصودش از طریق نجات‌دهنده‌ای که وعده‌اش را در باغ عدن داده بود.‏ عهدی که خدا با ابراهیم بست نشان داد که نجات‌دهنده از نسل ابراهیم خواهد بود.‏ بعدها،‏ عهدهای خدا با اشخاصی دیگر هویت نجات‌دهنده را به تدریج روشن ساختند.‏
https://www.jw.org/fa

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
بازخوانی کپچا


Template Design:Joomla