جمعه 3 خرداد 1398 | Friday 24 May 2019

photo 2019 05 05 23 03 47

نماز در مسیحیت تابع قانون ویا مراسم خاصی نیست در واقع برای حرف زدن وعبادت خداوند احکام سخت گیرانه ویا شرط وشروط های تعیین شده ودست وپا گیری وجود ندارد
ضمنا در اناجیل هیچ مراسم مشخصی  تحت عنوان نماز اشاره  نشده است
بنابراین مسیحیان با مطالعه ی کتاب مقدس با خدای زنده ارتباط برقرار میکنند
کتاب مقدس از الهامات سرشار است ویک ایماندار واقعی میداند که با مطالعه ودقت در سخنان وحکایات ان میتواند به درستی با پدر آسمانی خود حرف بزند واو را در تمام اجزای زندگی خودحس کند
در واقع ایماندار ران در دعا با پدر آسمانی گفتگو میکنند
وقتی یک مسيحي دعا می‌کند، دعای آنها می‌تواند شامل اين قسمتها باشد

١- ستايش و شکرگزاری خدا، برای قدوسيت او که از گناه متنفر است و با گناه سازش ندارد.
 برای محبت عظيم او که انسان گناهکار را آنقدر دوست داشت که يگانه فرزند روحانی خود عيسی مسيح را بخاطر ما فدا کرد.
برای فيض و رحمت بيکران او که گناهانمان را در اتحاد با مسيح و به دليل خون ريخته شده او بخشيده و ما را از گناه و نتايج آن نجات داده.
برای عظمت و قدرت و جلال او
و برای همه وعده‌ها و برکات و نعمتهای بی‌دريغ او در عيسی مسيح، خداوند و منجی ما.
٢- اعتراف به گناهان دانسته با دلی توبه‌کار، چون گناه اعتراف نشده می‌تواند به رابطه ما با خدا لطمه بزند و باعث شود که رابطه‌ای شفاف و صميمی با خدا و ديگران نداشته باشيم.
همچنين گناه، مانع جاری شدن برکات خدا به زندگی ما شده و مشکلات بسياری را به همراه می‌آورد.
در اتحاد با مسيح از گناهان‌‌مان بخشيده شده‌ايم، ما نیز بایدديگران را ببخشيم و برای آنان دعای خير ‌کنيم.
٣- دعا و شفاعت بنام مسيح برای انسانهای گمگشته و نجات نيافته،
همچنين برای نيازهای‌ خود و خانواده و عزيزان‌مان
و برای هر احتياج ديگر مانند حفاظت الهی و شفا و موضوعات ديگر نيز می‌توان دعا کرد.
در واقع یک مسیحی واقعی همه جا ودر هر زمانی با خداوند زنده ی خویش گفتگو میکندواین حرف زدن نه از اجبار است ونه از سر انجام وظیفه وتکلیف تنها از سر عشق ومحبتی است که به واسطه ی محبت به مسیح خداوند در قلبهای ایمانداران جاری شده است
وقتی ما به عمق محبت مسيح فکر می‌کنيم که چگونه بخاطر ما گناهکاران رنج کشيد و حتی مرگ بر روی صليب را که شرمسارترين طريق کشتن يک شخص بود متحمل شد تا حيات خود را به ما ببخشد، آنوقت است که با جان و دل در حضور او وقت می‌گذاريم و نامش را در قلب و وجود خود جلال می‌دهيم. کسی که از راه ايمان به مسيح، محبت خدا را چشيده، آنوقت می‌تواند خدا را متقابلاً دوست بدارد و با انگيزه عشق و محبت، در حضور او دعا کند و او را ستايش و پرستش نموده و شکر و سپاس گويد.
در خاتمه، شما حق‌جوی عزيز را دعوت می‌کنيم که به مسيح خداوند و واقعيت مرگ او بر صليب و قيام و رستاخيز او از مردگان، برای دريافت نجات و حيات جاويد، ايمان بياوريد تا با خدای پدر آسمانی اتحاد و رفاقت و مشارکت داشته باشيد و در نام نجات دهنده بشر عيسی مسيح و با هدايت روح القدس دعا کنيد و با خدای زنده حقيقی، گفت و شنود نمائيد.
کلام خدا در مزمور سی و چهارم ۳۴داود آيه هشت ۸می‌فرمايد: "بچشيد و ببينيد که خداوند نيکو است. خوشابحال شخصی که بدو توکل می‌دارد."
ناهید علی اکبری

photo 2019 04 23 10 23 51

داوود به آيندهٔ دور نگاه می‌كرد و زنده شدن مسيح را می‌ديد و می‌گفت كه جان او در عالم مردگان باقی نخواهد ماند و بدنش نخواهد پوسيد.
داوود در واقع دربارهٔ عيسی پيشگويی می‌كرد و همهٔ ما با چشمان خود ديديم كه خدا عيسی را زنده ساخت.
  «او اكنون در آسمان بر عاليترين جايگاه افتخار در كنار خدا نشسته است و روح‌القدس موعود را از پدر دريافت كرده و او را به پيروان خود عطا فرموده است، كه امروز شما نتيجه‌اش را می‌بينيد و می‌شنويد.
اعمال رسولان 2:31 - 33 PCB

هللویاه!!
عید قیام  روز رهایی از بندهای دروغین از پای تمام عاشقان مسیح مبارک باد
مسلما این عید اثبات این اعتقاد است که وعده خداوندمان به درستی در آغازانجام شده ودر پایان نیزانجام خواهد شد
هللویا🙏
آمین
عرفان زبرجدی

نابرابری و تبعیض حقوقی زنان درجامعه ایران

امروزه همه ی جهان میدانند که زنان نیمی از سرمایه انسانی هر کشوری هستنداما متاسفانه همچنان شاهد  نابرابری‌ها و تضییع حقوق آنان در جامعه هستیم.
زنان ایرانی  ما، از گذشته تاکنون با حضور فعال خود همواره همپای مردان در جنبش مشروطه، انقلاب 57، جنبش ‌دانشجویی و اعتراضات 88 و دیگر برهه های کوچک و بزرگ، نشان داده‌اند که در درک حقیقت ها چیزی از مردان کم ندارند به خوبی میتوانندو توانسته‌اند نقش تاریخی خودرا با وجود تمامی تبعیض‌ها ایفا کنند.
اما افسوس وصد افسوس که حقوق زنان از جوانب مختلف ، تحصیل ،اشتغال، ازدواج و بسیاری ازاین‌دست ....هنوز هم مورد بی‌مهری قرار گرفته اند.
بهبود این شرایط برای زنان ایران بسیار حیاتی است اگر مادرانی سالم برای تربیت فرزندان فرهیخته نیاز داریم باید نگاهی دوباره به قوانین حاکم بر اجتماع خفقان زده خود داشته باشیم
واین مقدور نیست مگر به عزم عمومی

آنچه امروز می‌تواند زنان را از پستوی خانه‌ها، از فضای یأس و سرخوردگی، از دل‌نگرانی های کاذب ازاد کند و آنان را به شهروندانی فعال در عرصه‌ ها مختلف بدل کند، توجه به حقوق انسانی آن‌ها، فراهم کردن بسترهای لازم جهت مشارکت هرچه بیشتر آن ها در زندگی سیاسی-اجتماعی و تلاش در جهت از بین بردن ساختارهای باز تولیدکننده نگاه‌های جنسیتی است.
از همین رو و مطابق با اصل بیست و یکم قانون اساسی مبنی بر ایجاد زمینه‌های مساعد جهت رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی وی، باید بیشتر تلاش شود.

1. ایجاد فرصت‌های برابر شغلی
مطابق با اصل 28 قانون اساسی، هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل است، برگزیند. دولت موظف است برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید. بی‌شک استفاده از تمام ظرفیت جامعه لازمه پیشرفت و توسعه هر کشوری است ازاین‌رو آحاد ملت فارغ از جنسیت، به‌عنوان سرمایه اصلی دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی قلمداد می‌شوند، این در حالی است که ورود زنان به عرصه کسب‌ و کار همواره با مشکلات عمده‌ای روبرو بوده است و حتی باوجود آن‌که بخش بزرگی از دانشجویان کشور را زنانی تشکیل داده‌اند که منابع عظیمی صرف آموزش آنان و دادن مهارت‌های تخصصی می‌شود، اما عملاً باوجود شرایط نابرابر اجتماعی و فرهنگی و تداوم افکار نادرست در رابطه باقدرت ذهنی و جسمی زنان، امکان دستیابی آنان به مشاغل متناسب با شأن اجتماعی و سطح تحصیلات دانشگاهی با موانع بی‌شماری روبروست.
حضور زنان در پست‌های مهم مدیریتی، نادر است. هم چنین با توجه به آمار رسمی تعداد زنان بیکار در جامعه نسبت به مردان تفاوت چشمگیری دارد. لذا باید با فراهم آوردن زمینه‌های رشد و ترقی زنان و زدودن انگاره‌های مردسالارانه، اصل شایسته‌سالاری را معیار گزینش افراد در مشاغل و مناصب دولتی قرار داده شود.

2. اصلاح قوانین تبعیض‌آمیز
تلاش برای اصلاح قوانین قضایی، سیاسی و اجتماعیِ ناقض حقوقِ شهروندیِ زنان، بایستی انجام شود. ازجمله این حقوق می‌توان به‌حق طلاق، حق دستیابی به جایگاه‌های اجتماعی و مناصب سیاسی مانند مقام ریاست جمهوری یا قضاوت، حق برخورداری از شرایطی که در آن زنان به‌عنوان عضوی از جامعه همانند مردان برای حضور در عرصه‌های عمومی با محدودیت‌های قانونی مواجه نشوند، محدودیت‌هایی از قبیل تحمیل پوشش خاص و یا دخیل کردن معیارهای جنسیتی در ورود به اماکن عمومی هم چون ورزشگاه‌ها. قوانینی این دست به تداوم نگاه جنسیتی در جامعه منجر شده و نه‌تنها آزادی زنان را سلب کرده، اجتماع را به سمت تبعیض‌‌های بیشتری سوق داده است.

3. امنیت اجتماعی
با نگاهی کلی به وضعیت جامعه شاهد آن هستیم که زنان مورد انواع خشونت‌ها واقع می‌شوند؛ خشونت‌هایی از قبیل خشونت‌های روانی یا خشونت‌های جسمی. این شرایط بگونه‌ای است که حتی بسیاری از زنان با ترس در محیط‌های عمومی حاضر می‌شوند. رسیدگی کارداران کشور به این وضعیت نامطلوب اجتماعی و ایجاد فضای متعادل روانی و پایدار در جامعه از خواسته‌های اساسی زنان است.

4. از بین رفتن گزینش جنسیتی در حوزه آموزش
ایجاد شرایط مساعد و برابر جهت شکوفایی استعدادهای هر فرد از وظایف هردولتی است و باید جهت از بین بردن نگاه‌های تبعیض‌آمیز در این حوزه تلاش بسیاری شود.

5. ایجاد سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه زنان
سازمان‌های مردم‌نهاد در تکوین جامعه مدنی و دادن آگاهی‌های عمومی به اقشار مختلف جامعه نقشی اساسی ایفا می‌کند. این در حالی است که نه‌تنها کمک‌هایی از سوی دولت به این نهادها تابه‌حال نشده است، بلکه فعالان این حوزه با برخوردهای سرکوب گرانه مواجه می‌شوند.

6. عدم ترویج نگاه_ابزاری و مالکانه به زن

استفاده از زنان به‌عنوان ابزارهایی در جهت افزایش سود از سوی شرکت‌های تجاری به معنای تنزل شخصیت انسانی زنان است. هم چنین حفظ ساختارهای سنتی مقام نگاه مالکانه به زن نیز در راستای به بند کشیدن آنان است که تعالی و رشد آن‌ها را با موانع بزرگی روبرو می‌کند.

7. توانمندسازی فکری و اقتصادی زنان
همواره از محدودیت‌های مالی و نبود بسترهای لازم جهت ارتقای مهارت‌های زندگی و آگاهی‌های اجتماعی رنج برده‌اند، به‌گونه‌ای که این شرایط گسترش بزه‌کاری‌های اجتماعی را هموارساخته است. این وضعیت در خصوص زنان مناطق محروم و کمتر توسعه‌یافته شهری و زنان روستایی با مشکلات مضاعفی مواجه است.
هانا امیری
گرداوری:ناهیدعلی اکبری

photo 2019 04 05 11 06 28

قبر او خالیست
طنین وشادی نهفته در این کلام هنوز هم بعد از بیش از دو هزار سال باعث قوت قلب همه ی ماست.
آری او بر خاست...
تا طبیعتی تازه در انسانها به وجود آورد
او برخاست...
تا ما بر مرگ پیروزی یافته و حیات ابدی به ما بخشد
او برخاست..
تا ما زندگی تازه ای  بدست آوریم.

قیام مسیح خداوند بر همگان مبارک

عرفان زبرجدی

photo 2019 02 02 09 51 43

🌷نانهايت را در سبد بگذار🌷

شنیده اید که کتاب مقدس گفته است: "كلام‌ تو برای‌ پایهای‌ من‌ چراغ‌، و برای‌ راههای‌ من‌ نور است‌." (مزامیر ۱۰۵:۱۱۹) معنی اش را می توان اینگونه شرح داد:

بسیاری از ایمانداران در رویای خدمت به خداوند هستند. این همان فراخواندگیی است که از بدو تولد تازه و تعمید باری گرانبها بر دوش مسیحیان قرار می گیرند تا بروند و تمام جهان را از نام عیسی مسیح پر سازند. اما در این میان همگی امکانات مساوی و یا برابر ندارند.
بیشتر مواقع ایمانداران در تنگی و سختی فیزیکی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی - مذهبی و مالی و ... قرار می گیرند که کار خدمت به خداوند را دشوار و دشوار و دشوارتر می کند؛ تا زمانی که ممکن است گاهی شخص ایماندار به اطرافش بنگرد و ببینید شرایط بسیار سختی برای خدمت وجود دارد و ظاهرا قادر نیست نقشه خداوند را عملی سازد! در این موقع است که این آیات به داد ما می رسد. به این چند آیه از (متی ۱۷:۱۴-۲۰) توجه کنید:

"عیسی‌ ایشان‌ را گفت‌: «احتیاج‌ به‌ رفتن‌ ندارند. شما ایشان‌ را غذا دهید »
بدو گفتند: «در اینجا جز پنج‌ نان‌ و دو ماهی‌ نداریم‌!»
گفت‌: «آنها را اینجا به‌ نزد من‌ بیاورید!»
و بدان‌ جماعت‌ فرمود تا بر سبزه‌ نشستند و پنج‌ نان‌ و دو ماهی‌ را گرفته‌، به‌ سوی‌ آسمان‌ نگریسته‌، برکت‌ داد و نان‌ را پاره‌ کرده‌، به‌ شاگردان‌ سپرد و شاگردان‌ بدان‌ جماعت‌.
و همه‌ خورده‌، سیرشدند و از پاره‌های‌ باقی‌ مانده‌ دوازده‌ سبد پر کرده‌، برداشتند."

امروز در قرن ۲۱ بعد از گذشت بیش از ۲۰۰۰ هزار سال شرایط هیچ تغییری نکرده. به زبان ساده: همکیش، خواهر و برادرم در خداوند، هرچه امروز در چنته و کیسه قلب ات برای خدمت و خوراک دادن به جماعت (کلیسا) و مردم دنیا دارید به عیسی مسیح بدهید. هر امکانی که همین الان برایتان مقدور است را با خاطری امن و دلی گشاده برای عیسی مسیح بگذارید (مهم نیست میزان اش چه اندازه است) مهم آن است که آن میزان را به دستان پدر تمامی قوتها بدهی. او آنچه تو داری را برای خوراک روحانی - زمینی برکتی تمام ناشدنی خواهد داد. چون عیسی قادر است و این کار کلیسا و آن معجزه خداوند تنها برای یک هدف است تا "نام خداوند ما عیسی سرور در جلال اش بیشتر آشکار شود" تا نور پر جلال خداوند را تمام عالم ببینید.
عیسی مسیح امروز به خطاب به ما می گوید: "شما ایشان را غذا بدهید"!
پس همین امروز پاسخش را بده و نانهایت را در سبد بگذار و تقدیم کن!
امیدوارم تا معنای آیه (مزامیر ۱۰۵:۱۱۹) برایتان بیشتر باز شده باشد.

photo 2019 04 05 10 48 34

نوشته‌ی زیر ترجمه و برداشتی‌است از منابع گوناگون سوئدی که ضمن اشارات علمی و تاریخی به پیدایش عید «پاک»، تلاش می‌کند تا ریشه‌های مشترک برخی از آداب و رسوم ملل از جمله «نوروز» و عید «پاک» را بازگو کند.
***
عید پاک، یکی از عید‌های بزرگ مذهبی است که در رابطه با زمان برگزاری و چگونگی فلسفه‌ی وجودی آن، که در اول بهار اتفاق می‌افتد ، اهمیت فراوانی دارد. می‌گویند که ، حضور این عید در این بُرش زمانی به معنی پیروزی زندگی و عشق بر مرگ و نفرت و بدی است. در زبان سوئـدی به عید «پاک»، «Påsk، پُسک»،  می گویند.
واژه‌ی «Påsk»، یک واژه‌ی عبری است و در حقیقت شکلی از کلمه‌ی لاتین «Pasach» است، که «Paska» تلفظ می‌شده. در «یونان» و «روسیه» نیز همین واژه را مورد استفاده قرار می‌دهند. در زبان انگلیسی چندین کلمه را به‌کار می‌برند که باز هم ریشه در لغت «Pasach» دارد، مانند «Paschal»  و «Passover».
در کشور‌های دیگر رایج‌ترین واژه،Easter»» و در زبان آلمانی، «Ostern» است که باز هم ریشه در زبان عبری دارد. واژه‌ی اخیر،«Ostern» که در زبان آلمانی استفاده می‌شود، به نام خدای‌بانوی «Ostra» برمی‌گردد.

واژه‌ی«Pasach» که ریشه‌ی همه‌ی این وا‌ژه هاست، در زبان فارسی نیز به صورت «پاساژ» و به معنی محل عبورکردن و گذشتن می آید. در رابطه با عید «پاک» داستانی وجود دارد که به این شکل نقل می‌شود:
در زمان‌های بسیار دور و قبل از تولد عیسی مسیح، قوم یهود، به دلیل خشک‌سالی و کمبود غذا، به کشور مصر که کشوری ثروتمند بوده مهاجرت می‌کند. آنان که برای گذران زندگی و رهایی از درد و رنج فقر بدان جا رفته بودند، مورد استقبال چندانی قرار نمی گیرند. از این رو، سخت‌ترین و بدترین کارها با دستمزدی بسیار ناچیز به آنها واگذار می‌شود. کارفرمایان با آن‌ها مانند برده رفتار می‌کردند و با شلاق و شکنجه از آنها کار می‌کشیدند. گفته می‌شود که بیشتر بناهای سنگین و تاریخی مصر، مانند «اهرام ثلاثه»‌ و غیره به همین صورت ساخته شده‌است.
نقل است که  «موسی»، پیغمبر و رهبر یهودیان، نزد «فرعون» مصر می‌رود و از او می‌خواهد که قوم یهود را آزاد سازد. «فرعون» بدین امر راضی نمی‌شود و به همین جهت، مورد خشم خداوند قرار می‌گیرد و بلاهای بسیار بر او و بر کشور مصر نازل می‌شود تا آن‌جا که «فرعون» مجبور می‌گردد یهودیان را آزاد سازد. از آن زمان به بعد چنان شبی را، «شب آزادی» نام نهاده‌اند. چنان که پیداست، عید «پاک» همیشه در آغاز بهار اتفاق می‌افتد. درست زمانی که طبیعت رو به گرما و نور می‌رود، زمین نفس می‌کشد و زندگی دوباره‌ی طبیعت آغاز می‌گردد.
با توجه به روایتی که نقل شد اهمیت عید «پاک» برای یهودیان تنها پیروزی گرما و روشنایی بر سرما و ظلمت نیست بلکه یادآور آزادی این قوم است از زنجیرهای اسارت و بردگی.  نکته قابل تأمل آن است که در شب آزادی یهودیان، آنان برای گریز از نابودی و مرگ، بر آن شدند که هر خانواده، یک گوسفند یا برّه تهیه کند و در تاریک و روشنای غروب، با قربانی آن حیوان و علامت‌گذاری بر درِب خانه‌ی خود با خون او، از دست فرشته‌ی مرگ رهایی یابد. باور یهودیان بر آن بود که اگر «عزرائیل» از جلو خانه‌ی آنان بگذرد و آثار خون را بر آن جا ببیند، آسیبی به آنان وارد نمی سازد. گفته می‌‌شود که یهودیان در واقع، در شب عید «پاک» مصر را ترک کردند و از طریق دریای سرخ به صحرای «سینا» و سپس به کشور «غنا» رفتند.
نکته‌ی برجسته در این داستان که به واژه‌ی «پاساژ» گره می‌خورد آنست که هم عبور فرشته‌ی مرگ را از جلوی خانه‌های یهودیان برساند و هم این که از کنار آنها بگذرد و از اندیشه‌ی آسیب رساندن به این قوم صرف‌نظر کند
با این که مراسم عید «پاک» به یهودیان اختصاص داشته اما بعد‌ها با بر صلیب کشیده شدن حضرت مسیح، نوعی درهم‌آمیزی میان آن‌ها راه یافته است. در عمل، همین نکته موجب شده که مسیحیان و از جمله سوئدی‌ها و کشورهای دیگر اروپایی، مراسم عید پاک را به شکل امروز برگزار کنند.

زمان عید «پاک» معمولا در فاصله‌ی  22 مارس تا 25 آوریل است. باید گفت که در سال 325 میلادی، مراسم عید «پاک» مسیحی از مراسم یهودی جدا شد و زمان مشخصی را به خود اختصاص داد. این زمان، دقیقاً پس از اول فروردین، 20 یا 21 ماه مارس است که با اعتدال ربیعی که برابری روز با شب است، انطباق پیدا می‌کند. پس از این روز است که منتظران عید «پاک» در اولین یکشنبه‌ی پس از دیدن ماه کامل و یا «بدر»، مراسم عید «پاک» را به جا می آورند. به همین دلیل است که تاریخ برگزاری این عید متغیر است.
 در رابطه با مراسم «کریسمس» که همیشه ثابت است، عید «پاک» می‌تواند با نخستین یکشنبه‌ی 22 ماه مارس برابر باشد که در سال 1818 اتفاق افتاده است.همچنین ممکن است که در  25 آوریل اتفاق بیفتد که چنین زمانی در سال 2285 میلادی خواهد بود. از نظر زمانی قابل توجه است که در سال 1943 میلادی نیز عید «پاک» در 25 ماه آوریل برگزار شده و نوبت بعد در سال 2038 میلادی خواهد بود.
در سوئد و کشورهای اروپای شمالی، پیش از گرایش به دین مسیح، مردم، خدایان خاص خود را پرستش می‌کرده‌اند و جشن‌هایی هم که در این کشور‌ها از جمله سوئد برگزار می‌شده، در رابطه با تغییر فصل‌ها و دگرگونی طبیعت و یا کشت و برداشت محصول بوده است.
موضوع تأمل انگیز آنست که در این کشورها نیز جشنی بزرگ و باشکوه در آغاز بهار  و درست زمانی که طول روز و شب برابر می‌شده و طبیعت رو به نور و گرما می‌رفته‌، برگزار می‌شده است. مردم برای کشت بهتر و پربارتر محصولات خود، معمولاً حیوانی را قربانی می‌کرده‌اند. برگزاری این سنت شباهت بسیاری با مراسم فدیه دادن ایرانیان قدیم به خدای باران و باروری دارد. حتی مراسم سیزده بدر که با رفتن به صحرا و انداختن سبزه در آب توأم است، ریشه در همین باور دارد.
در اروپا این سنت و برخی سنت‌های دیگر، همه به جشن عید «پاک» منتقل گردید. این‌که زندگی دوباره‌ی طبیعت، همزمان با بازگشت مسیح باشد، انتخاب زمانی بسیار مناسبی بوده است.
 ***
مردم سوئد پس از رواج دین مسیح در این کشور، طرفدار مذهب کاتولیک شدند و مراسم گوناگون سنتی خود رابر مبنای باورهای مذهب کاتولیک برگزار می‌کردند. اما در حدود 1500 میلادی،  Gustav Vasa«گوستاو واسا»، پادشاه قدرتمند این کشور، مذهب رسمی کشور را از کاتولیک به پروتستان تغییر داد. پس از این تغییر، بسیاری از سنت‌ها و مراسم مذهب کاتولیک خود به خود از میان رفت. در نتیجه برای کشور کوچکی مانند سوئد، گذار از این‌همه دگرگونی و به فراموشی سپردن سنت‌ها و مراسم آباء و اجدادی، آسان نمی‌نمود. البته درست نیز آن بود که فراموش نشود. همچنان‌که عادت‌ها و باور‌های مردم تا به امروز نیز  باقی مانده‌است.
 بسیاری از مردم سوئد بر این باور هستند که در درون هر یک از آنها یک «وایکینگ» زندگی می‌کند که هنوز هم پیروزی نور را برتاریکی طولانی این سرزمین و پیروزی گرما را بر سرمای استخوان سوز آن، جشن می‌گیرد.  هر چند میان این باور های سنتی و آئین‌های مذهبی تمایز معینی وجود دارد. مهم آنست که مردم با باورها و اعتقادات گوناگون مذهبی در این مراسم شرکت می‌کنند. علت آن نیز این است که  سنت‌های کشور سوئد آمیزه‌ای است از آموزه‌های دین یهود، مذهب کاتولیک، پرتستان و آن‌چه که از باورهای اسطوره‌ای آنان در این سرزمین وجود داشته است.
در کشور سوئد، عید پاک، یک هفته به درازا می‌کشد و هر روز آن نام ویژه‌ای دارد که پرداختن به فلسفه‌ی نامگذاری و آداب و رسوم ویژه‌ی هر روز، مطلب را به درازا می‌کشاند. اما شاید لازم باشد به برخی از آنها اشاره‌ای داشته‌باشیم.
 ***
از روز چهارشنبه‌ی هفته‌ی عید «پاک» تا روزی که حضرت مسیح را به صلیب می‌کشند، نکاتی هست که باید از سوی معتقدان این دین رعایت شود و گرنه ممکن است انسان، گرفتار بلا یا مصیبتی گردد. از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به این موردها اشاره کرد:  در همه جا باید سکوت حاکم باشد و حتی زنگ هیچ کلیسایی نیز به صدا در نیاید. تمام وسایلی که دارای چرخ هستند و یا گرد و مدوّرند، نباید مورد استفاده قرار گیرند. مانند چرخ نخ ریسی، آسیاب دستی، راندن گاری و وسایل چرخدار. آهنگری و هیزم‌شکنی و نظایر آن نیز ممنوع است.

 چنین باوری ریشه در این مسئله داشت که در این روزها جادوگران به طرف محلی به نام«Blåkulla »، (تپه‌ی آبی رنگ)، در پروازند تا جشن بزرگ خود را بر پا دارند و تا صبح روز عید «پاک» به خانه بر‌نمی‌گردند. در این زمان، تأثیر جادو و جنبل بر انسان از هر وقت دیگربیشتر است. به همین مناسبت در آن شب، آتش فراوان روشن می‌کردند و ترقه ‌می‌زدند تا به این وسیله آنها را بترسانند.
مردم هرگز نباید جارو و یا هر چه را که دسته‌ی بلند داشته باشد بیرون از خانه بگذارند. زیرا که جادوگران آن را برمی‌دارند و بر آن پرواز می‌کنند.
می‌بینیم که در این بخش از مراسم عید‌«پاک» نیز چه باور ها و مراسم مشترکی با مراسم شب «یلدا»ی ما ایرانیان وجود دارد. ما نیز در این طولانی‌ترین شب سال که تاریک و سرد است و جایگاه فعالیت نیروهای اهریمنی و بدی، آتش می افروزیم تا این نیروها نتوانند به دلیل تاریکی و طولانی بودن آن شب، فرصت و شانس پیروزی در نبرد با روشنایی را بیابند. علاوه بر آن، افروختن آتش در آغاز فصل بهار و طلیعه‌ی نور و گرما در مراسم چهارشنبه سوری از جمله‌ی آنهاست.
در مورد روز عید «پاک» در انجیل چنین آمده:
«سرانجام روشنایی و نور بر تاریکی پیروز گردید و قدرت سحر ساحران و جادوی جادوگران گارگر نیفتاد.با آمدن روشنایی و نور، دیگر آنها توانایی آسیب رسانی پیشین را ندارند. همه‌ی انسانها برای ظهور عیسی مسیح شادمانی می‌کنند.»
 جمعه‌ی طولانی، در هفته‌ی عید «پاک» به روزی گفته می‌شود که عیسی مسیح به صلیب کشیده شده است. در چنین روزی، مردم برای همدردی  با پیامبر خود روزه می‌گرفتند و یا بسیار کم می‌خوردند.
جادوگران

امروزه افراد زیادی نیستند که ترس و وحشتی را که مردم در دوران کهن، در سرزمین های اروپای شمالی از جادوگران داشتند به خاطر داشته باشند. به ویژه زمانی که فرزندانشان در این دوره، به تقلید از جادوگران آن زمان، خود را به صورت عجوزه یا جادوگر عید پاک «Påskkäring» در می‌آورند و با دسته جارو،  کتری و یا قهوه‌جوشی در دست و صورت‌های نقاشی شده، خوشحال و شادمان در راهروها و کوچه‌ها می‌دوند و از خانه‌‌های مردم تقاضای میوه، شیرینی و شکلات می‌کنند.
در همین‌جا لازم است تشابه فراوان این سنت را، با سنت «قاشق‌زنی» در مراسم «چهارشنبه‌سوری» یادآور شویم که در هر دو کشور، فرد، یا روی خود را می‌پوشاند و یا مانند کشورهای اروپایی و مناطق دیگر دنیا، صورت خود را نقاشی می‌کند و روسری نیز می‌بندد تا شناسایی نشود.
باید این نکته را ذکر کرد که باور به جادوگران عید «پاک» به زمانی برمی‌گردد که مردم عمیقاً به وجود آنها اعتقاد داشتند و از آسیبی که ممکن بود به آنها برسد، دچار هراس بودند. بر اساس باور آنان، جادوگران به راحتی می‌توانستند به انسان‌ها و حیوان‌ها صدمه بزنند. شاید طبیعت این سرزمین‌ها، با زمستان های سرد و طولانی و وجود جنگل های فراوان، حضور چنین موجوداتی را نیز در دوران گذشته، بیشتر تقویت می‌کرده است.
با چنین پیش‌زمینه‌ای باید گفت که مردم همیشه در فکر مبارزه با این موجودات بوده‌اند. به ویژه در دوران عید «پاک» که شیطان، تمام جادوگران خود را در محلی به نام «Blåkulla »، جمع می‌کرد و تا صبح روز عید «پاک» با آنان به جشن و پایکوبی می‌پرداخت. این محل در جایی بسیار دور، شاید در دورترین تپه ای که در میان مه دیده می شده، قرار داشته است.

ترس از جادو و جادوگران در خلال سال‌های 1668 تا 1676 در برخی از مناطق سوئد، به صورت یک بیماری همه‌گیر گسترش یافته بود تا آن‌جا که اگر فردی،  کوچک ترین سوء گمان به کسی داشت باید گزارش می‌داد. در همین رابطه، صد البته شایعه‌ها و خیال‌پردازی‌ها در مورد کارهای این جادوگران نیز بیشتر و بیشتر می‌شد. بد نیست گفته شود که در همان زمان، بیش از 300 نفر که مظنون به جادوگری بودند، به مرگ محکوم شدند. عده‌ای را گردن زدند و شماری را نیز در آتش انداختند.
برای مردم روز چهارشنبه‌ای که جادوگران به محل جشن‌، می‌رفتند تاشیطان را ملاقات کنند و به شادمانی بگذرانند، لحظات خطرناکی به شمار می‌آمد. به باور مردم، آنها می‌توانستند هرگونه آسیبی را به رهگذران و مسافران وارد آورند. مردم همیشه گوش به زنگ بودند که خود را از آسیب آنها در امان بدارند. به این منظور بر روی همه‌ی درها و وسایل خود، علامت صلیب را می‌چسباندند یا نقاشی می‌کردند و مهم‌تر از همه آن‌که وسایل ضروری خود را در کنار تخت خویش قرار می‌دادند.
رنگ زرد، رنگ مخصوص عيد «پاک»

رنگ مخصوص عید کریسمس، رنگ قرمز است و رنگ ویژه ی عید «پاک»، رنگ زرد. انتخاب رنگ زرد برای عید پاک، با رنگ زرد گل نرگس است که در این فصل به فراوانی می‌روید و آن را به سوئدی Påskliljor می‌گویند. از طرف دیگر، باید گفت که رنگ زرد، رنگ خورشید هم هست که در آغاز فصل بهار، برای رویش گیاهان و زندگی دوباره‌ی طبیعت، اهمیت حیاتی دارد. گذشته از این دو مورد، باید گفت که تخم مرغ نیز که جزو جدایی ناپذیر مراسم عید «پاک» است، زرده‌ی آن به رنگ زرد  و نماد زندگی و زایش است. حتی انتخاب جوجه‌ها که زرد رنگ هستند، باز برای تقویت اندیشه‌ی مورد نظر از جایگاه قابل تأملی برخوردار است.
تخم مرغ درعید «پاک»
گفتیم که وجود تخم‌مرغ در عید «پاک» از ضرورت‌های برگزاری این سنت است. جز این، تمام وسایلی که بر روی میز چیده می‌شود و در مغازه ها به فروش می‌رسد در همین رابطه هست. از جمله مجسمه‌های مرغ، خروس، جوجه و تخم مرغ. در سوئد از زمانهای بسیار دور ، تخم مرغ، نماد و سمبل زندگی و ادامه‌ی نسل‌های انسانی بوده‌است. همچنان‌که در فرهنگ ما نیز این باور وجود دارد و تخم مرغ رنگین از اجزاء سفره ی هفت‌سین در مراسم نوروزی ماست.
اندیشه‌ی پویا و زندگی بخش در این موضوع آن است که شکل بیرونی تخم‌مرغ، ظاهری سرد و بی‌جان دارد اما همین ظاهر بی‌جان، ناگهان ترک برمی‌دارد، می‌شکند و موجودی زنده و لطیف و سرشار از زندگی، از درون پوسته‌ی آن بیرون می‌آید.خود این مسئله و شباهت فراوان آن به آنچه که در عید «پاک» روی می‌دهد، یعنی پیروزی زندگی بر مرگ، ظهور عیسی مسیح و زندگی دوباره‌ی طبیعت با آغاز فصل بهار و گرما، پیوند محکمی را با فلسفه‌ی وجودی تخم‌مرغ و استفاده از آن ایجاد می‌کند.

علاوه ‌بر آن، تخم‌مرغ بازی در شکل‌های گوناگون آن، از بازیهای رایج در دوران عید «پاک» بوده و هست. همچنین تخم‌مرغ بازی در روز سیزده ‌نوروز، این شباهت‌ها را در برگزاری آیین‌های بهاری در سراسر جهان بیشتر می‌کند. از غذاهای ویژه‌ی روزهای عید پاک، می‌توان از گوشت گوسفند یا برّه، تخم‌مرغ آب‌پز، ماهی و نیمرو نیز نام برد.
برگردان :پروین


 
روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان است. روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسماً به‌عنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا "شبات" کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود.
قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می‌شود. بد نیست ببینیم در پسِ عنوان و تاریخ این عید که در بین ایرانیان به عید پاک و در دنیای انگلیسی‌زبان به "ایستر" معروف است، چه سنتی نهفته است.
عنوان "پاک" برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ربطی به "پاکی" و "تمییزی" ندارد، بلکه ترجمه فرانسویِ عید قیام است. واژه فرانسوی "پاک" نیز خود از واژه لاتین "پاسخا" (Paskha) مشتق شده است که ریشه‌اش همان واژه عبریِ "پسَح"، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفته‌ای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به‌ یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی می‌کردند. درست همانطور که در شبِ واقعۀ پسح خون بره که بر سر درِ منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خونِ بره خدا سبب رهایی و رستگاریِ قوم جدید خدا ‌شد ….
و اما در این مورد که واژه انگلیسیِ Easter از کجا آمده است دو نظر وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter می‌دانند که نامِ الهۀ نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسون‌ها این الهه را مظهرِ نورِ در حال تزاید می‌دانستند که نویددهندۀ رسیدن بهار و آغاز سال بود. به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به‌نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخم‌مرغ‌های قرمز رنگ به نشانۀ تولد دوباره به یکدیگر می‌دهند. برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغتِ Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی "فجر" یا "سپیده‌دم" آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی "سفید" نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی "سفید" دانسته می‌شد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید می‌گرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامه‌هایی سفید می‌پوشیدند ….
مسیحیان معتقد به کتاب‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همۀ آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژۀ نوسازی با او همکاری کنند.
 

عید پاک، عید رستاخیز و قیام مسیح
مبارک باد
 
  درود بی‌کران بر خداوند و پادشاه و منجی ما "عیسی مسیح" که برای ما غیرت داره، که عاشق ماست، که بخاطر ما بر صلیب رفت و دنیای مردگان رو تجربه کرد و بر مرگ پیروز شد و اینک او زنده است هللویااا...

✨🕊هللویااا..شکر برای قیام و رستاخیز پرشکوهت ای عیسی مسیح..شکر که مطابق وعده‌هات عمل کردی و اراده پدر رو به انجام رسوندی و نجات رو برای عالمیان به ارمغان آوردی خداوندممم شکرررررر...

✨🕊شکر برای این شادی و این پیروزی، شکربرای بهار جان‌ها و درخشش نووور خدا و عطر خوش و مستی حضورش در قلب‌ها و وجود و زندگیمون...سپاسگزاریم ای خدای زنده...

✨🕊هللویاااااااا برای تو ای خداوند که  عظیم و پرجلالی و زمین قادر نبود تو رو در خود بگیره چون تو محدود نیستی ای قادر مطلق، تو نامحدود و بزرگی خداوندم شکرررررر...

خداوندا دوستت داریم و شادیم و جشن می‌گیریم  قیام پرشکوه و شگفت‌انگیزت رو..و اعلام می‌کنیم تو پادشاه قلب و زندگی ما هستی، تو خداوند و منجی ما هستی، تو تنها راه راستی و حیات هستی، تو محبت بی‌پایااان هستی، تو تمام هستی مایی خداوندم "عیسی مسیح" آمین و هللویااااااااا..شکر و جلال تا به ابد بر نام قدوس و عزیزت باد..
فرشته به زنان گفت: نترسید !
می دانم به دنبال عیسای مصلوب می گردید...
او اینجا نیست !
همانطور که خودش گفته بود
زنده شده است..
متی ۲۸: ۶-۵
عرفان زبرجدی

photo 2019 01 18 06 58 06

👑خدا، خدایی قادر است. 👑

برای او هیچ‌ کاری غیرممکن نیست. او می‌تواند کوهها را جابه‌جا کند، خورشید را ثابت نگه‌ دارد و بیماران را شفا بخشد.
📖در باب ۴ کتاب یوشع، می‌خوانیم که خدا چطور کار عظیم آوردن قوم اسرائیل به سرزمین موعود را به اتمام رساند. او همانطور که وعده داده بود،
قوم اسرائیل را از بردگی به سوی آزادی هدایت فرمود. به دلیل عظمت کاری که وی انجام داد، نمی‌خواست قوم هرگز آنچه را که برایشان کرده بود، فراموش کنند. او می‌خواست قوم پیوسته معجزه‌ای را که برایشان انجام داده بود، و این را که وی چه خدای قادر و قدرتمندی است، به یاد داشته باشند. لحظه‌ای به گذشته فکر کنید. خدا کارهای شگفت‌انگیزی در زندگی شما انجام داده است. ممکن است او معجزۀ شفایی انجام داده باشد یا شما را از اسارت اعتیاد رهانیده و به سرزمین موعودتان وارد کرده باشد. امروز کمی تأمل کنید تا کارهای عظیمی را که خدا برای شما انجام داده است، به یاد بیاورید. او را بستایید و متعهد شوید که هرگز کارهای شگفت‌انگیزی را که برایتان انجام داده، فراموش نخواهید کرد        

شریر خیلی راحت میتونه رویاهای مارو بزنه و بکوبه!
🙏

پس، از رویاهات با دعا و عمل محافظت کن،
- من یک چیز را خوب فهمیدم :
دیگران کارهای تو را احمقانه فرض میکنن ولی خودشان عاشق این هستند که مثل تو باشند !

پس یادت باشه تو در راه درست قدم برداشتی ، ناامید نشو،
تمامی هدف شریر زدن رویاهای توست!
وعده ها عملی نمیشوند تا ما خودمان نخواهیم، وعده را خدا میدهد و عملی کردنشان دست ماست، خدا برای عملی کردن وعده هایی که داده زور نخواهد کرد، و اگر نخواهیم عملی نخواهند شد!
رویاها = عمل میخواهند


* چند نمونه از مردان خدا در کتاب مقدس که وعده را از خدا گرفتند ولی برای رسیدن به آن خود عمل کردند :

- نوح = وعده را یافت ولی چهل سال برای وعده زحمت کشید و خود عمل کرد و کشتی ساخت برای نجات!
- موسی = وقتی وعده را گرفت حرکت کرد به طرف مصر و با زحمتهای فراوان وعده را عملی کرد !
- پولوس = وعده را گرفت که برای غیر یهودیان بشارت دهد و حرکت کرد !

و ده ها مرد و زن کتاب مقدسی که خود خواستند و وعده ها را عملی کردند.


اگر وعده ای از خدا گرفتی و نشستی تا آن عملی شود بدان آن را به دنیای مردگان خواهی برد، جایی که وعده معنایی ندارد!

وعده ها = عمل

shutterstock 147666002 800x600 1

توبه یعنی چه‌؟ چرا برای بعضی توبه کردن کاری است دشوار یا غیرممکن‌؟ چطور است که بعضی از ایمانداران‌، بعد از توبه باز همان گناهان را انجام می‌دهند؟ آیا یک ایماندار هم لازم دارد توبه کند؟ برای اینکه به این سؤالات پاسخ درست بدهیم‌، باید تعلیم کلام خدا را در خصوص توبه دقیق‌تر بررسی کنیم‌.

پیام خداوند ما عیسی مسیح از همان آغاز بسیار روشن بود:‌ «توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است‌!» (متی ۴:‏۱۷). بعد از صعود مسیح به آسمان‌، پطرس به مردمی که در روز پنطیکاست به سخنان او گوش می‌دادند، فرمود:‌ "توبه کنید!" (اعمال ۲:‏۳۸).

توبه دروازۀ ورود به ملکوت خداست‌. توبه نخستین قدم در جادۀ روحانیت است‌. توبه فصل اول کتاب حیات جاودانی است‌.

باز شدن چشم‌!
خداوند ما عیسی مسیح در حکایت "پسر گمشده‌"، معنی توبه را به‌گونه‌ای بسیار دقیق و روان‌شناسانه برای ما شکافت (لوقا ۱۵). در این حکایت می‌بینیم که پسر گمشده در اثر فشارها و مصائب زندگی‌، متوجه وضع وخیم خود می‌شود. مسیح فرمود:‌ «آخر به خود آمد!» (آیه ۱۷). نخستین قدم در فرایندِ بازگشتِ پسر گمشده بسوی پدر، همین بود:‌ او به خود آمد. به کلامی دیگر، چشمان او به روی وضعیت واقعی خود باز شد.

او خود را آنطور که بود دید!
این اساس و پایه روحانیت واقعی است‌. مشکل ما انسانها، چه ایماندار و چه بی‌ایمان این است که متوجه وضعیت خود نیستیم‌. خیلی از اوقات‌، ما خود را آنطور که هستیم نمی‌بینیم‌. ما خود را آنگونه می‌بینیم که دوست داریم ببینیم‌. ما تصویر ایده‌آلی از خویشتن می‌سازیم و تمام عمر، خود را با آن فریب می‌دهیم‌. کاش که همۀ ما بتوانیم مثل پسر گمشده وضعیت واقعی خود را ببینیم‌.

مسیحیت تغییر دین نیست‌!
ما ایمانداران وقتی می‌خواهیم کسی را بسوی مسیح رهبری کنیم‌، با یک مسأله حساس و حیاتی روبرو هستیم‌:‌ آیا او را مسیحی می‌کنیم یا کمکش می‌کنیم تا وضعیت خود را آنطور که هست ببیند؟ یکی از علل ضعف مسیحیان این است که از این "اساس و پایۀ محکم روحانیت‌" برخوردار نیستند. پایۀ زندگی روحانی ما سست است‌. مسیحیت یعنی هشیاری و آگاهی دائمی نسبت به خویشتن‌. مسیحیت یعنی دیدنِ فقر روحانی خود! مسیحیت یعنی باز بودنِ دائمی چشم‌!
خداوند ما عیسی مسیح در حکایت "پسر گمشده‌"، معنی توبه را به‌گونه‌ای بسیار دقیق و روان‌شناسانه برای ما شکافت (لوقا ۱۵). در این حکایت می‌بینیم که پسر گمشده در اثر فشارها و مصائب زندگی‌، متوجه وضع وخیم خود می‌شود. مسیح فرمود:‌ «آخر به خود آمد!» (آیه ۱۷). نخستین قدم در فرایندِ بازگشتِ پسر گمشده بسوی پدر، همین بود:‌ او به خود آمد. به کلامی دیگر، چشمان او به روی وضعیت واقعی خود باز شد.

او خود را آنطور که بود دید!
این اساس و پایه روحانیت واقعی است‌. مشکل ما انسانها، چه ایماندار و چه بی‌ایمان این است که متوجه وضعیت خود نیستیم‌. خیلی از اوقات‌، ما خود را آنطور که هستیم نمی‌بینیم‌. ما خود را آنگونه می‌بینیم که دوست داریم ببینیم‌. ما تصویر ایده‌آلی از خویشتن می‌سازیم و تمام عمر، خود را با آن فریب می‌دهیم‌. کاش که همۀ ما بتوانیم مثل پسر گمشده وضعیت واقعی خود را ببینیم‌.

مسیحیت تغییر دین نیست‌!
ما ایمانداران وقتی می‌خواهیم کسی را بسوی مسیح رهبری کنیم‌، با یک مسأله حساس و حیاتی روبرو هستیم‌:‌ آیا او را مسیحی می‌کنیم یا کمکش می‌کنیم تا وضعیت خود را آنطور که هست ببیند؟ یکی از علل ضعف مسیحیان این است که از این "اساس و پایۀ محکم روحانیت‌" برخوردار نیستند. پایۀ زندگی روحانی ما سست است‌. مسیحیت یعنی هشیاری و آگاهی دائمی نسبت به خویشتن‌. مسیحیت یعنی دیدنِ فقر روحانی خود! مسیحیت یعنی باز بودنِ دائمی چشم‌!

خودکاوی‌
چه آنانی که می‌خواهند برای نخستین بار توبه کنند، و چه آنانی که قبلاً توبه کرده و اکنون ایماندار هستند، باید همواره چشمان خود را به روی وضعیت خود باز نگاه دارند. مسیحیت تغییر دین نیست‌؛ مسیحیت یک زندگی هشیارانه و آگاهانه است‌؛ شخص مسیحی باید دائماً زندگی خود را تفتیش کند. او باید در نور زندگی کند (اول یوحنا ۱:‏۷). در نور، همه چیز آشکار است‌؛ همه چیز دیده می‌شود. یک مسیحی باید دائماً از طریق خودکاوی‌، بکوشد اشتباهات و کوتاهی‌های خود را بیابد و آنها را اصلاح کند و در راه اعتلای کنش و منش خود تلاش کند .

تغییر فکر
پسر گمشده بعد از آنکه به خودآگاهی رسید، به خود گفت‌:‌ «برخاسته‌، نزد پدر خود می‌روم و بدو خواهم گفت‌...» (آیه ۱۸). به‌عبارت دیگر، وقتی پسر گمشده وضعیت خود را آنطور که بود دید، طرز فکر خود را تغییر داد.

تغییر دیدگاه و نگرش‌، تغییر طرز فکر، نتیجۀ منطقی بازشدنِ چشم می‌باشد. اگر کسی چهرۀ ناآراستۀ خود را در آینه ببیند و هیچ فکری برای آراستنِ خود نکند، قطعاً شخص نامتعادلی است‌.هر گاه وضع واقعی خود را دیدیم‌، باید چاره‌ای بیندیشیم‌. باید نگرش و فکر خود را تغییر دهیم‌.

هر تغییری در انسان‌، ابتدا از فکر شروع می‌شود. فکر شخص را عوض کنید تا رفتارش هم عوض شود. اینجاست که می‌بینیم عقاید و باورهای انسان چه نقش مهمی را در رفتار او ایجاد می‌کند. اینجاست که متوجه می‌شویم چرا پیروان ادیان مختلف منش و کرداری متفاوت دارند. مکتبی که به پیروانش محبت و گذشت و فروتنی و بزرگواری و راستی را تعلیم می‌دهد، در واقع بینش و نگرش و طرز فکر پیروان خود را به آنگونه شکل می‌دهد. اگر می‌خواهید رفتارتان در یک مورد خاص تغییر کند، ابتدا نظر و دیدگاهتان را در خصوص آن مورد تغییر دهید.

عملی ساختنِ طرز فکر جدید
بعد از آنکه طرز فکر و نگرش انسان تغییر یافت‌، باید این تغییر را در عمل پیاده کند. پسر گمشده «در ساعت برخاسته‌، بسوی پدر خود متوجه شد...» (آیه ۲۰). انسان توبه‌کار متوجه خطای خود می‌شود، فکرش را در خصوص آن رفتارِ نادرست اصلاح می‌کند، و بعد از آن‌، قدمی عملی برای تغییر رفتار بر می‌دارد.

بسیاری از ما در مرحلۀ تغییر فکر باقی می‌مانیم‌. فکرمان را عوض می‌کنیم اما حاضر نیستیم در عمل کاری انجام دهیم‌. توبه واقعی در عمل دیده می‌شود.

عملی ساختنِ دیدگاه جدید کاری است سنگین‌. باید بهایی پرداخت‌. این بها زیر پا گذاشتن عزت نفس‌مان است‌. دیگران شاید در مورد پسر گمشده چنین می‌گفتند:‌ "بالاخره از کردۀ خود پشیمان شد... او عرضۀ این کارها را ندارد... می‌دانستم که برمی‌گردد..." اما گفته دیگران برای او مهم نبود. او حاضر بود در این راه‌، تحقیر و تمسخر دیگران را بپذیرد.

جبران‌
اما توبه واقعی به اینجا هم ختم نمی‌شود. بسیاری از اوقات لازم است رفتار گذشته را جبران کنیم‌. زکای باجگیر نه فقط روش زندگی خود را عوض کرد، بلکه بر آن شد که لطمات و صدماتی را که بر دیگران وارد ساخته بود، جبران کند (لوقا ۱۹:‏۱-۱۰).

بسیاری از اوقات ما از رفتار خود با دیگران پشیمان می‌شویم‌، احساس غم می‌کنیم‌، نزد خدا هم اعتراف می‌کنیم‌، اما به‌خاطر غرور و عزت نفس‌مان‌، حاضر نیستیم نزد طرف مقابل اعتراف کنیم و از او عذرخواهی نماییم و رفتارمان را جبران کنیم‌. یا اگر هم عذرخواهی می‌کنیم‌، هزار جور "اما و اگر" می‌آوریم و به‌نوعی تقصیر را به گردان او می‌اندازیم‌. توبه واقعی مستلزم عذرخواهی بدون قید و شرط است‌.

خداوند عطا کند که چنین حالتی از توبه‌، نه فقط در نوایمانان‌، بلکه در همه ایمانداران همواره دیده شود. «خوشابحال مسکینان در روح‌، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است‌!»

 

photo 2019 01 08 10 35 12

💕شروع کن به حرکت در اراده خدا
گذشته تو در مسیح مرد💕

حرکت در مسیر درست و پیش رفتن در زندگی ، احساس امید و زندگی را در ما زنده نگه می دارد.  البته خیلی مهم است که حرکت ما هدفمند باشد و یا حداقل فکر اولیه آن درست باشد . هیچ کس دوست ندارد مسیری را برود که نتیجه نامطلوب بدهد .هیچ کس دوست ندارد که کاری را انجام بدهد و از آن ضرر ببیند.
حرکت کردن در زندگی برای ما ضروری است ، در واقع انسان میل به حرکت برای پیشرفت دارد و امید آن دارد که تغییرات مثبت در زندگی خود بدهد .
حال ببینیم چه حرکت هایی برای زندگی شما سازنده است . آیا هر قدمی در هر راهی صرف اینکه آن راه برای آینده خوب است ، کافیست و شما می توانید آن را انجام دهید؟
کلام خدا به ما تعلیم می دهد آنچه که در فکر خداست ، به زندگی ما سلامتی می بخشد . حرکت کنید ولی قدم های خود را در اراده خدا بگذارید.
بعنوان مثال اگر قصد جابجایی به شهر یا کشوری بهتر دارید ، درست است که حرکت شما حرکتی مثبت و به نظر تاثیر خوبی دارد ولی اول ببینید بر طبق طرح و اراده خدا هست یا نه !
و یا ممکن است برای شغل و یا در جهت راه انداختن کاری می خواهید حرکت کنید، که باز هم در این امور وقتی در اراده خدا حرکت می کنید ، کار شما مبارک خواهد بود.
شما می توانید به هر حال در حرکت باشید ولی مسیری را بروید که نباید می رفتید . اینکه شما چه را دوست دارید و یا خواست خدا چیست ، می تواند تاثیر سرنوشت سازی را بر زندگی شما بگذارد .
شما ممکن راهی را که موافق دلتان است انجام بدهید ولی نتیجه آن برای شما خوشایند نباشد . شاید آن را تجربه کرده اید.  در عوض وقتی که خدا ما را به مسیر هایی هدایت می کند و حرکت می دهد، نتیجه آن سلامتی و مبارک خواهد بود . هر پدر و مادری برای فرزندانشان بهترین ها را می خواهند. خدا فراتر از پدر و مادر زمینی عمل می کند .
خدا پدر شماست در مسیح عیسی ، شما را به راهی  نمی فرستد که آسیب ببینید. راه خدا سلامتی است ، راه خدا نیکوست، راه خدا آزادی و شفاست ، راه خدا در آن آرامی است ، راه خدا مبارک است .
حرکت کنید و با اعتماد کامل در راه هایی که خدا به شما نشان داده و یا می دهد، حرکت کنید . حرکت کردن در خدا، همیشه بر حرکت انسانی ما برتری دارد . عیسی گفت راه من هستم . اراده عیسی را بیابیم و زندگی خود را در حرکتی جاودانی گارانتی کنیم

ممکن است تلخی ها و اعمال زننده ای که در گذشته انجام شده است  و یا چیزهایی از گذشته باشند که وقتی به ذهن شما می آیند  برای شما احساس شرم و یا غم و محکومیت را داشته باشند؛
کلام خدا حقیقت است و حقیقت به شما آزادی می دهد . در چنین مواقعی در  فکر خود و یا  بلند اعلام کنید که گذشته من  در مسیح ، مُرد و من انسان تازه ای هستم و این را  باور کنید و نگذارید شیطان شما را به عقب بکشاند و دوباره با اعمال مُرده و درگذشته ، که شما در گذشته انجام داده اید ، زندگی شادمانه و آزادانه ای که در خدا دارید را بدزدد.  خدا به گذشته شما کاری ندارد مگر اینکه بخواهد از طریق کارهایی که در گذشته برای شما انجام داده است ، نامش را جلال دهد که این هم در جهت بنای خودِ شما و دیگران می باشد.  به هیچ عنوان در گذشته تفکر نکنید ، مخصوصا در اعمالی که خطا و اشتباه بوده است،  چون دری باز می کنید به روی شیطان و افکار خود را در بند خواهید کرد . خدا دست روی گذشته شما نمی گذارد که شما را محکوم کند ، پس آنچه کهنه بود و درگذشته ، بگذارید همانطور مدفون شده بماند و دیگر به سراغ آن نروید تا افکار شما شیرین باشد .
تفکر خود را بر حقیقت کلام خدا بگذارید و هر روز اینگونه تازه تر خواهید شد .

photo 2019 02 26 09 54 28

آیا به فرشتگان ایمان دارید؟

در کتاب مقدس اشارات فراوانی به مخلوقاتی غیر از انسان وجود دارد که توسط خدا آفریده شده و معمولاً فرشتگان نامیده می‌شوند و آنان پیام‌آوران خدا هستند که اغلب فرستاده می‌شدند تا ارادۀ خدا را برای انبیاء و سایر ایمانداران مکشوف سازند. فرشتگان بصورت انسان به ابراهیم و به موسی و دیگران ظاهر شدند. فقط نام دو فرشتۀ خدا یعنی میکائیل و جبرائیل در کتاب مقدس آورده شده ‌است. جبرائیل بود که به مریم اطلاع داد که دارای پسری بنام عیسی خواهد شد.
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊

علاوه بر فرشتگان مقدس که مطیع خدا هستند طبق اطلاعاتی که از کتاب مقدس بدست می‌آید، ارواح دیگری وجود دارند که نامطیع و دشمن خدا هستند و رئیس آنان را شیطان و ابلیس می‌نامند. بسیاری از مسیحیان فکر می‌کنند که شیطان بوسیلۀ خدا پاک آفریده شد ولی بسبب غرور نسبت به خدا نافرمانی کرد و در‌ نتیجه او و ارواحی که او را پیروی می‌کردند مقام عالی و مقدس آسمانی خویش را از ‌دست دادند و اکنون با تمام توانائی خود سعی می‌کنند کار خدا را بر ‌روی زمین معدوم و خراب نمایند. شیطان بود که حوا را در باغ عدن فریب داد و از آن زمان تا کنون کوشش می‌کند مردم را از خدا دور سازد. او حتی سعی کرد عیسی مسیح را راضی سازد که از اطاعت خدا سرپیچی نماید ولی موفق نگردید (متی ۴: ۱۱-۱). شیطان دارای قدرت عظیمی است ولی هرگز نمی‌تواند با خدا برابری نماید بلکه تحت کنترل خدا است. مسیحیان نباید از او و یا ارواح شریرش که به جسم و جان بسیاری از مردم آسیب می‌رساند، ترسی داشته باشند. با قدرتی که مسیح به‌ ما می‌بخشد دارای چنان نیرویی می‌گردیم که می‌توانیم در ‌برابر او مقاومت کرده و او را از خود برانیم. آخرالامر خدا شیطان را از این جهان به آتش جاودانی خواهد انداخت (مکاشفه ۲۰: ۱۰).

photo 2018 12 23 11 35 20

 

🎉🕊عیسی مسیح چگونه متولد شد؟🕊🎉

✨🕊یک‌ روز جبرائیل فرشته به دختر باکره‌ای که مریم نام داشت اطلاع داد که دارای پسری خواهد شد که باید نام او را عیسی بگذارد. او پسر حضرت اعلی نامیده خواهد شد و سلطنت او جاودانی خواهد بود (لوقا ۱: ۳۸-۲۶). این واقعه عبارت بود از انجام پیشگوئی اشعیاء نبی که بیش‌ از هفتصد سال قبل ‌از آن فرموده بود: "باکره حامله شده پسری خواهد زائید..." (اشعیاء ۷: ۱۴) بعداً عیسی در شهر کوچکی نزدیک اورشلیم بنام بیت‌لحم، جائیکه داود هزار سال قبل بدنیا آمده بود، متولد گردید. تولد عیسی در بیت‌لحم بوسیلۀ میکاء نبی که نظیر اشعیاء بیش‌ از هفتصد سال قبل‌ از مسیح زندگی می‌کرد پیشگوئی شده بود "ای بیت‌لحم افراته، گرچه تو از کوچکترین شهرهای یهودا هستی، ولی از تو پیشوایی ظهور می‌کند که نسل او از قدیم وجود داشته است. او بر قوم اسرائیل حکمرانی خواهد کرد.میکا۵:۲

🕊هنگام تولد او فرشته‌ای این واقعه را به چوپانان نزدیک بیت‌لحم اعلام کرد و چنین گفت: "... اینک بشارت خوشی عظیم بشما می‌دهم که برای جمیع قوم خواهد بود که امروز برای شما در شهر داود نجات‌دهنده‌ای که مسیح خداوند باشد متولد شد" (لوقا ۲: ۱۰ و ۱۱). مریم زن یوسف نجار شد و یوسف سرپرستی عیسی را در کودکی بعهده گرفت. عیسی هم در زمان جوانی در شهر ناصره که در آنجا بزرگ شده بود به شغل نجاری اشتغال داشت. تا سی سالگی هیچگونه تعلیمی نداد و هیچ معجزه‌ای ننمود و مردم نمی‌دانستند که او همان مسیح موعود است که در ‌انتظارش هستند. هنگامی که عیسی سی ساله شد زمان آن رسید که خدمتی را که برای انجام آن به این جهان آمده بود شروع نماید. بنابراین ناصره را ترک کرد و نزد یحیی تعمید‌ دهنده رفت. در آن موقع یحیی پیغام خدا را به عدۀ زیادی که در اطرافش جمع بودند می‌رساند. آنها را به توبه دعوت می‌نمود و آنانی را که توبه می‌کردند در رود اردن، به نشانۀ پاکی از گناه، تعمید می‌داد.

✨🕊اگر چه عیسی مسیح، خداوند ما در تمام زندگیش هرگز گناهی مرتکب نشده بود از یحیی تعمید دهنده خواست که او را تعمید دهد و یحیی نیز او را اطاعت نمود. وقتی عیسی مسیح پس از تعمید از آب بیرون آمد، و کبوتری از آسمان نازل شد و بر او فرود آمد و صدای خدا را همه شنیدند که فرمود: "این است پسر عزیز من كه از او خشنودم." متی ۳: ۱۷. سپس عیسی به بیابان رفت و در آنجا مدت چهل روز روزه گرفت و دعا نمود. در این مدت شیطان سعی کرد او را وسوسه نماید، متی ۴: ۱-۱۱.

✨🕊عیسی مسیح خداوند ما سپس نزد یحیی برگشت. وقتی یحیی عیسی را دید به شاگردان خود گفت: "اینک برۀ خدا که گناه جهان را برمی‌دارد... بر هرکس بینی که روح نازل شده بر او قرار گرفت همانست او که به روح‌القدس تعمید می‌دهد و من دیده شهادت می‌دهم که اینست پسر خدا" (یوحنا ۱: ۲۹-۳۴).
 
 
زمینی شدن مبارک خداوند
ای نجات دهنده   
ای منجی  
تولدت مبارک

   کریسمس شاد باش
ناهید علی اکبری

Template Design:Joomla