ظهور مسیح

یَهُوَه خدا نشان داد عیسای ناصری،‏ مسیح موعود است.‏
یَهُوَه به انسان‌ها کمک کرد مسیح موعود را تشخیص دهند.‏ چگونه؟‏ از تکمیل شدن نوشته‌های مقدّس عبرانی حدود چهار قرن گذشته بود.‏ در شهری به نام ناصره در شمال سرزمین اسرائیل که در منطقه‌ای به نام جلیل قرار داشت اتفاقی غیرمنتظره برای دختری جوان به نام مریم افتاد.‏ فرشته‌ای به نام جبرائیل به او ظاهر شد و گفت پسری خواهد زایید.‏ گرچه مریم باکره بود،‏ فرشته به او گفت خدا با روح‌القدس یعنی نیروی خود باعث این معجزه خواهد شد.‏ پسری که متولّد خواهد گشت پادشاه موعود خواهد بود که تا ابد پادشاهی خواهد کرد!‏ او قبل از آن که به زمین آید در آسمان زندگی می‌کرد و خدا به طور معجزه‌آسا حیاتش را به رحم مریم انتقال خواهد داد.‏ به همین دلیل پسر خدا نامیده خواهد شد گرچه همچون انسانی تولّد خواهد یافت.‏
مریم با فروتنی ارادهٔ خدا را قبول کرد.‏ سپس فرشتهٔ خدا به نامزد مریم،‏ یوسفِ نجّار ظاهر شد و به او اطمینان داد که خدا باعث بارداری مریم شده است.‏ پس یوسف با مریم ازدواج کرد.‏ حال،‏ پیشگویی کتاب مقدّس در مورد این که مسیح در بیت‌لَحَم متولّد خواهد شد چگونه تحقق یافت؟‏ (‏میکاه ۵:‏۲‏)‏ این شهر کوچک ۱۴۰ کیلومتر از ناصره فاصله داشت!‏
حاکمی رومی فرمان سرشماری داد و مردم مجبور شدند برای ثبت نام به زادگاه خود برگردند.‏ ظاهراً یوسف و مریم از بیت‌لَحَم بودند.‏ به همین دلیل،‏ یوسف زن حاملهٔ خود را برداشت و به آنجا رفت.‏ (‏لوقا ۲:‏۳‏)‏ مریم در استبلی وضع حمل کرد و بچه را در آخوری گذاشت.‏ سپس خدا فرشته‌ای فرستاد و به دسته‌ای از چوپانان در دامنهٔ کوه خبر تولّد مسیح موعود را داد.‏
بعدها،‏ اشخاص دیگری نیز شهادت دادند که عیسی،‏ مسیح موعود است.‏ قبل از آن،‏ اِشَعْیای پیامبر پیشگویی کرده بود که مردی راه را برای خدمت حیاتی مسیح باز خواهد کرد.‏ (‏اِشَعْیا ۴۰:‏۳‏)‏ آن مرد یحیای تعمیددهنده بود.‏ او وقتی عیسی را دید،‏ با صدای بلند گفت:‏ ‹این است برّهٔ خدا که گناه جهان را برمی‌دارد!‏› برخی از پیروان یحیی بلافاصله عیسی را دنبال کردند.‏ یکی از آن‌ها گفت:‏ «مسیح را یافتیم.‏» —‏ یوحنّا ۱:‏۲۹،‏ ۳۶،‏ ۴۱‏.‏
شهادات دیگری نیز در این رابطه داده شد.‏ وقتی یحیی عیسی را تعمید داد یَهُوَه خدا با ریختن روح‌القدس خود بر عیسی نشان داد که او مسیح برگزیده است.‏ سپس خدا گفت:‏ «این است پسر حبیب من که از او خوشنودم.‏» (‏متّیٰ ۳:‏۱۶،‏ ۱۷‏)‏ مسیح موعود سرانجام ظهور کرد!‏
در چه زمان؟‏ در سال ۲۹ میلادی.‏ دقیقاً در پایان ۴۸۳ سالی که دانیال پیشگویی کرده بود.‏ بلی،‏ این بخشی از شواهد انکار ناپذیری است که نشان می‌دهد عیسی،‏ مسیح موعود است.‏ درس بعد به این موضوع می‌پردازد که وقتی عیسی بر زمین بود چه پیامی را به مردم اعلام کرد.‏
‏—‏بر اساس باب‌های ۱ تا ۳ متّیٰ‏؛‏ مَرقُس باب ۱‏؛‏ لوقا باب ۲‏؛‏ یوحنّا باب ۱.‏

  • فرشتگان چگونه نشان دادند که عیسی،‏ مسیح موعود است؟‏
  • یحیای تعمیددهنده چگونه نشان داد که عیسی،‏ مسیح موعود است؟‏
  • یَهُوَه چگونه هویت پسرش را به عنوان مسیح مشخص کرد؟‏
    منظور کتاب مقدّس از عبارت «پسر خدا» چیست؟‏
    یَهُوَه پدر عیسی است،‏ اما نه به صورتی که انسان‌ها پدر می‌شوند.‏ عیسی از طریق رابطهٔ زناشویی به وجود نیامد بلکه خدا او را خلق کرد.‏ در واقع،‏ او اوّلین فرشته‌ای بود که یَهُوَه آفرید.‏ (‏کُولُسیان ۱:‏۱۵-‏۱۷‏)‏ چون یَهُوَه مستقیماً عیسی را در آسمان خلق کرد پدر او خوانده شده است.‏ بعد از آفرینش این پسر روحی،‏ یَهُوَه خدا از او همچون «معمار» برای به وجود آوردن تمامی هستی استفاده کرد،‏ منجمله عالَم مادی.‏ —‏ امثال ۸:‏۳۰‏.‏

رؤیاهای پیامبری در تبعید

دانیال در بارهٔ حکومت خدا و آمدن مسیح پیشگویی نمود.‏ امپراتوری بابل سقوط کرد.‏
بابلیان پادشاهی یهودا را شکست دادند و دانیال را که نوجوانی فوق‌العاده وفادار به خدا بود پیش از نابودی اورشلیم در اسارت به بابل بردند.‏ او و برخی از تبعیدیان یهودی در بابل امتیازاتی دریافت کردند.‏ دانیال در تمام عمر خود در بابل برکات عظیمی از خدا دریافت کرد.‏ حتی از چاه شیران جان سالم به در برد و رؤیاهایی را دید که به آینده‌ای بسیار دور تعلّق داشت.‏ مهم‌ترین پیشگویی‌های دانیال در بارهٔ مسیح و حکومتش است.‏
دانیال به زمان آمدن مسیح پی برد.‏ خدا به دانیال گفت که قوم اسرائیل چه زمانی در انتظار آمدن «مسیح رئیس» باشند،‏ یعنی ۶۹ هفتهٔ سالی بعد از فرمان بازسازی حصار شهر اورشلیم.‏ یک هفته برابر است با هفت روز.‏ پس یک هفتهٔ سالی برابر با هفت سال است.‏ این فرمان سال‌ها بعد از روزگار دانیال در سال ۴۵۵ قبل از میلادی صادر شد.‏ اگر ۶۹ «هفته» را که برابر با ۴۸۳ سال می‌باشد از آن زمان حساب کنیم به سال ۲۹ میلادی می‌رسیم.‏ در دنبالهٔ این نشریه خواهیم دید که در آن سال چه اتفاقی افتاد.‏ به دانیال همچنین گفته شد که مسیح می‌باید برای کفّارهٔ گناهان «منقطع» یا کشته شود.‏ —‏ دانیال ۹:‏۲۴-‏۲۶‏.‏
مسیح در آسمان پادشاه خواهد شد.‏ دانیال در رؤیایی استثنایی،‏ مسیح را در آسمان «مثل پسر انسان» دید که به تخت یَهُوَه نزدیک می‌شد.‏ یَهُوَه نیز به او ‹سلطنت و جلال و ملکوتی› را عطا کرد که تا ابد دوام خواهد یافت.‏ دانیال به نکتهٔ مهیج دیگری در مورد پادشاهی مسیح پی برد،‏ این که مسیح حکومت خود را با دیگران شریک خواهد شد یعنی با «مقدّسان حضرت اعلیٰ.‏» —‏ دانیال ۷:‏۱۳،‏ ۱۴،‏ ۲۷‏.‏
پادشاهی خدا تمامی حکومت‌ها را نابود خواهد کرد.‏ خدا به دانیال قدرتی عطا کرد تا خواب عجیب نَبُوکَدْنَصَّر،‏ پادشاه بابل را تعبیر کند.‏ آن پادشاه مجسمهٔ عظیمی دیده بود که سرش از طلا،‏ سینه و بازوانش از نقره،‏ شکم و ران‌هایش از مس،‏ ساق‌هایش از آهن و پاهایش مخلوطی از آهن و گل بود.‏ سنگی از کوه جدا شد،‏ به پاهای شکنندهٔ آن مجسمه اصابت کرد و آن را خرد ساخت.‏ دانیال توضیح داد که اجزای مختلف مجسمه نمایندهٔ سلسله قدرت‌هایی است که یکی بعد از دیگری بر سر کار خواهند آمد؛‏ اوّلین آن‌ها سر طلایی نشانگر قدرت بابل است.‏ دانیال در رؤیا دید که سلطنت خدا در ایّام آخرین قدرت جهانی وارد عمل خواهد شد.‏ پادشاهی خدا تمامی حکومت‌های دنیا را نابود خواهد ساخت و تا ابد حکمرانی خواهد کرد.‏ —‏ باب ۲ دانیال‏.‏
دانیال در سنین پیری نابودی بابل را به چشم دید.‏ همان گونه که پیشگویی شده بود کورش آن شهر را از قدرت برانداخت.‏ مدت کوتاهی بعد از آن،‏ یهودیان از تبعید آزاد شدند؛‏ دقیقاً ۷۰ سال پس از ویرانی سرزمینشان،‏ چنانچه پیشگویی شده بود.‏ یهودیان تحت هدایت حاکمان،‏ کاهنان و پیامبران وفادار سرانجام شهر اورشلیم و معبد خدا را بازسازی کردند.‏ در درس بعد خواهیم دید که پس از گذشت ۴۸۳ سال چه اتفاقی افتاد.‏
‏—‏بر اساس کتاب دانیال‏.‏

  • به دانیال در مورد مسیح و سلطنت خدا چه چیزی گفته شد؟‏
  • پادشاهی خدا با حکومت‌های این دنیا چه خواهد کرد؟‏

سوال

هر سوالی که انسان از خود میپرسدبازتابی خاص در روحیه وفکر او ایجاد میکندفرقی نمیکند که طرح این
سوال با صدای بلند باشد یا در درون انسان. سوال ها هم می تواند بار منفی داشته باشد هم بار مثبت
لفظ چرا؟اغلب بار منفی دارد.

اگر سوال شود چرا؟ روحیه ای که تولید میکند یک روحیه بد است..وباوری هم که تولید میکند یک باور بد است.
معمولا لفظ چگونه؟بار مثبت دارد.
اگر سوال شود چه گونه .این سوال بر کل هستی اثر میگزاردودرهای رحمت الهی برای یک روحیه خوب ویک باور خوب باز می شود

اگر سوال کنید چرا همه چیز خراب است کائنات برای ما کاری انجام نمیدهد چون همه چیز خراب است!
اما اگر سوال کنید چه گونه همه چیز را بهتر کنم ضمیر ناخودآگاه به دنبال جواب میگرددتا همه چیز را بهتر کند
وامروز سوال من اين است
چگونه ميتوانيم وطن بيمارمان را مداوا كنيم واز عذاب وغم برهانيم
من بعنوان يك ايراني چگونه ميتوانم به سرزمين مقدسم حيات دوباره ببخشم؟؟
سوال اينجاست ما كجاي ماجرا ايستاده ايم كه درمان گر خوبي نبوده ايم
شايد فاصله مان زيادي دور است…
ويا شايد بايد براي كم كردن فاصله گامي برداشت
من اگر برخيزم وقدمي بردارم
تو اگر برخيزي وقدمي برداري
ما اگر برخيزيم….
بي شك ايران برخواهد خواست وبه شكوه خويش دوباره باز خواهد گشت…..
واين است رسالت امروز ما براي قانون جذب وكائنات…..
ناهيد
٢٠١٨/٢/١٩

مسیح هنگام آمدنش گوسفندان و بزها را داوری می‌کند
مَتّی ۲۵:‏۳۱-‏۴۶

نقل مَثَل گوسفندان و بزها
عیسی هنوز بر کوه زیتون بود و به‌تازگی مَثَل ده باکره و قِنطارها را نقل کرده بود.‏ او این مَثَل‌ها را در پاسخ به پرسش رسولان در مورد نشانهٔ حضورش و دوران پایانی نظام حاضر گفته بود.‏ عیسی چگونه به گفته‌اش خاتمه داد؟‏ او آخرین مَثَل خود،‏ یعنی مَثَل گوسفندان و بزها را بیان کرد.‏

عیسی مَثَل خود را چنین آغاز کرد:‏ «وقتی پسر انسان در جلال خود به همراه تمام فرشتگان آید،‏ بر تخت شکوهمند خود خواهد نشست.‏» (‏مَتّی ۲۵:‏۳۱‏)‏ جای هیچ شکی نیست که عیسی با به کار بردن عبارت «پسر انسان» به خود اشاره می‌کرد؛‏ زیرا پیش از آن خود را بارها «پسر انسان» خوانده بود.‏—‏مَتّی ۸:‏۲۰؛‏ ۹:‏۶؛‏ ۲۰:‏۱۸،‏ ۲۸‏.‏

چه وقت این مَثَل عیسی به وقوع می‌پیوندد؟‏ این در زمانی است که او به همراه فرشتگان «در جلال خود .‏ .‏ .‏ آید» و «بر تخت شکوهمند خود» بنشیند.‏ عیسی پیش از آن گفته بود که «پسر انسان» با فرشتگانش «با قدرت و جلال عظیم بر ابرهای آسمان» می‌آید.‏ همچنین اشاره کرده بود که این واقعه «بلافاصله بعد از مصیبت آن روزها» روی می‌دهد.‏ (‏مَتّی ۲۴:‏۲۹-‏۳۱؛‏ مَرقُس ۱۳:‏۲۶،‏ ۲۷؛‏ لوقا ۲۱:‏۲۷‏)‏ از این رو،‏ تحقق این مَثَل عیسی در آینده خواهد بود.‏ او وقتی که با جلال و شکوه آید،‏ چه خواهد کرد؟‏

عیسی در این مورد چنین توضیح داد:‏ «وقتی پسر انسان .‏ .‏ .‏ آید،‏ .‏ .‏ .‏ تمام قوم‌ها در برابر او گرد آورده خواهند شد و او آنان را از یکدیگر جدا خواهد کرد؛‏ همان گونه که شبان گوسفندها را از بزها جدا می‌کند.‏ او گوسفندها را در طرف راست و بزها را در طرف چپ خود قرار خواهد داد.‏»—‏مَتّی ۲۵:‏۳۱-‏۳۳‏.‏

عیسی در خصوص گوسفندان که مورد لطف پادشاه قرار می‌گیرند،‏ چنین گفت:‏ «پادشاه به آنانی که در طرف راست او هستند،‏ خواهد گفت:‏ ‹بیایید،‏ ای شما که از پدر من برکت یافته‌اید،‏ پادشاهی‌ای را که از آغاز دنیا برای شما آماده شده بود،‏ به میراث ببرید.‏›» (‏مَتّی ۲۵:‏۳۴‏)‏ چرا پادشاه،‏ گوسفندان را مورد لطف خود قرار می‌دهد؟‏

در مَثَل عیسی،‏ پادشاه چنین توضیح داد:‏ «گرسنه شدم،‏ به من چیزی برای خوردن دادید.‏ تشنه شدم،‏ به من چیزی برای نوشیدن دادید.‏ غریب بودم،‏ از من مهمان‌نوازی کردید.‏ برهنه بودم،‏ جامه بر من پوشاندید.‏ بیمار شدم،‏ از من پرستاری کردید.‏ در زندان بودم،‏ به ملاقات من آمدید.‏» در این مَثَل وقتی گوسفندان یعنی «درستکاران» پرسیدند که چه وقت به پادشاه این کمک‌ها را کردند،‏ او در جواب گفت:‏ «هر آنچه برای یکی از کوچک‌ترین برادران من کردید،‏ برای من کردید.‏» (‏مَتّی ۲۵:‏۳۵،‏ ۳۶،‏ ۴۰،‏ ۴۶‏)‏ از آنجا که کسی در آسمان بیمار یا گرسنه نمی‌شود،‏ واضح است که این کمک‌ها باید به برادران مسیح بر روی زمین باشد.‏
در مورد بزها که پادشاه در طرف چپ خود می‌گذارد،‏ چطور؟‏ عیسی گفت:‏ «[پادشاه] به آنانی که در طرف چپ او هستند،‏ خواهد گفت:‏ ‹ای شما که لعنت شده‌اید،‏ از من دور شوید و به آن آتش ابدی که برای ابلیس و فرشتگانش فراهم شده است،‏ بروید؛‏ زیرا من گرسنه شدم،‏ اما چیزی به من برای خوردن ندادید.‏ تشنه بودم،‏ اما چیزی به من برای نوشیدن ندادید.‏ غریب بودم،‏ اما از من مهمان‌نوازی نکردید.‏ برهنه بودم،‏ اما جامه‌ای بر من نپوشانیدید.‏ بیمار و زندانی بودم،‏ اما به کمک من نیامدید.‏›» (‏مَتّی ۲۵:‏۴۱-‏۴۳‏)‏ محکومیت بزها به حق است؛‏ زیرا باید با برادران مسیح بر روی زمین با مهربانی رفتار می‌کردند،‏ اما چنین نکردند.‏

عیسی سپس به این نکته اشاره کرد:‏ «آنگاه [پادشاه] چنین خواهد گفت:‏ ‹به‌راستی به شما می‌گویم،‏ هر آنچه برای یکی از این کوچک‌ترین‌ها نکردید،‏ در واقع برای من نکردید.‏› اینان به مرگ ابدی و درستکاران به زندگی ابدی خواهند رسید.‏» (‏مَتّی ۲۵:‏۴۵،‏ ۴۶‏)‏ آری،‏ رسولان دریافتند این داوری که در آینده خواهد بود،‏ پیامدهای همیشگی و ابدی خواهد داشت.‏

در پاسخ عیسی به پرسش رسولان،‏ نکات بسیاری نهفته بود که پیروانش می‌توانستند با تعمّق بر آن،‏ طرز فکر و اعمال خود را محک زنند.‏

🔴 در شصتمین روز اعتصاب غذا، «گلرخ ابراهیمی ایرایی» همسر آرش صادقی در حالت اغما به بیمارستان منتقل شد

بایدخون_گریست

رستاخیز مسیح بر تمامی ایمانداران مبارک ، بیاییم در این روز زیبا که مسیح خداوند بزرگترین اتفاق تاریخ را رقم زده ، ما هم بزرگترین اتفاق زندگی خود را رقم زده و ما هم به او اعتماد کنیم و با او تمام خودمان را به صلیب کشیده و با او نیز دوباره متولد شده و زندگی خود را تقدیم او کنیم .

گلرخ ابراهیمی ایرایی فعال مدنی و فعال حقوق بشر اهل ایران است که به اتهام توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام به شش سال حبس محکوم شد.[۱]

گلرخ ایرایی
ملیت
ایرانی
پیشه
فعال مدنی
فعال حقوق بشر
زندانی سیاسی
همسر
آرش صادقی
گلرخ ایرایی سوم آبان ماه ۱۳۹۵ به همراه همسرش آرش صادقی در منزل خود بازداشت و بدون دریافت احضاریه کتبی جهت اجرای حکم شش سال حبس تعزیری به زندان اوین منتقل شد.[۲]

به گفته گلرخ ایرایی، او به دلیل داستان منتشر نشده‌ای در دفترچه شخصی اش به توهین به مقدسات متهم شده‌است. در این داستان زنی پس از دیدن فیلمی دربارهٔ سنگسار یک زن در ایران، از شدت عصبانیت نسبت به احکام مذهبی، اقدام به سوزاندن قرآن می‌کند، بازجویان با وجود انکارهای این فعال مدنی، اصرار داشته‌اند که این یک داستان نیست و خاطرات شخصی گلرخ ایرایی است.[۱]

کشف حجاب و ترویج بی‌حجابی از طریق گذاشتن عکس‌های بدون روسری در کنار همسرش در فیسبوک، مخالفت با حکم قصاص، امضای بیانیه‌هایی در مخالفت با مجازات اعدام، شرکت در تجمعات حمایت از زندانیان سیاسی و دیدار با زندانیان سیاسی بخشی از فعالیت‌هایی است که در حکم دادگاه به عنوان مصداق اتهامات و «فعالیت‌های ضد امنیتی» گلرخ ایرایی ذکر شده‌است.[۱]
🔴 طوفان توییتری در اعتراض به بی‌توجهی مسئولان قوه قضائیه به وضعیت خطرناک گلرخ ایرایی هم‌اکنون در حال انجام است. از فعالان مدنی و حقوق بشر تقاضا می‌شود به این پویش بپیوندند

1. کلام اول – آمرزش.

“و چون به موضعی که آن را کاسه سر می‌گویند رسیدند، او را در آنجا با آن دو خطاکار، یکی بر طرف راست و دیگری بر چپ او مصلوب کردند. عیسی گفت: ای پدر اینها را بیامرز، زیرا که نمی‌دانند چه می‌کنند” (لوقا ۳۴-۲۳:۳۳).

به این دلیل بود که عیسی بسوی صلیب رفت – تا گناهان ما را ببخشد. او خیلی پیش از آنکه به اورشلیم برود می دانست که کشته می شد. عهد جدید می گوید که او عمداً اجازه داد که به صلیب کشیده بشود تا جزای گناه ما را بپردازد.

“زیرا که مسیح نیز برای گناهان یک بار زحمت کشید، یعنی عادلی برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بیاورد” (اول پطرس ۳:۱۸).

“مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مرد” (اول قرنتیان ۱۵:۳).

عیسی دعا کرد، “ای پدر اینها را بیامرز،” در حالیکه از صلیب آویخته شده بود. خدا جواب دعاهای او را داد. هر کسی که بطور کامل به عیسی اعتماد کند بخشیده خواهد شد. مرگ او بر صلیب جریمه گناه ما را می پردازد. خون او گناهان شما را شسته و پاک می کند.

II. کلام دوم – نجات.

دو خطاکار در دو طرف عیسی مصلوب شدند.

“و یکی از آن دو خطاکار [مجرم] مصلوب بر وی کفر گفت که اگر تو مسیح هستی خود را و ما را برهان. اما آن دیگری جواب داده، او را نهیب کرد و گفت: مگر تو از خدا نمی‌ترسی؟ چونکه تو نیز زیر همین حکمی؟ و اما ما به انصاف، چونکه جزای اعمال خود را یافته‌ایم، لیکن این شخص هیچ کار بی جا [خطا] نکرده است. پس به عیسی گفت: ای خداوند، مرا به یاد آور هنگامی که به ملکوت خود آیی. عیسی به وی گفت: هرآینه به تو می‌گویم امروز با من در فردوس خواهی بود” (لوقا ۴۳-۲۳:۳۹).

بازگشت خطاکار دوم کاملاً روشن است. این موضوع نشان می دهد

  1. نجات از طریق تعمید یا عضویت کلیسا بدست نمی آید – آن خطاکار هیچکدام اینها را انجام نداده بود.
  2. نجات با احساس خوب بدست نمی آید – آن خطاکار فقط احساسات بد داشت – هم مصلوب شده بود و هم تحت احساس محکومیت از گناه بود.
  3. نجات با رفتن به سمت محراب کلیسا و بلند کردن دست بدست نمی آید – دستان و پاهای او به صلیب میخکوب شده بود.
  4. نجات با “دعوت از عیسی برای ورود به قلبتان” انجام نمی گیرد. اگر به آن خطاکار می گفتید چنین کاری انجام بدهد حیرت زده می شد!
  5. نجات با گفتن “دعای گناهکاران” بدست نمی آید. آن خطاکار این دعا را زمزمه نکرد. فقط از عیسی خواست که او را بیاد داشته باشد.
  6. نجات با عوض کردن روش زندگی تان بدست نمی آید. آن خطاکار فرصت چنین کاری را نداشت.

این خطاکار به همان طریقی نجات پیدا کرد که شما باید نجات پیدا کنید:

“به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه‌ات نجات خواهید یافت” (اعمال ۱۶:۳۱).

از صمیم قلب به عیسی ایمان بیاور و او با خون و عادل بودنش تو را نجات خواهد داد، درست همانطور که آن دزد مصلوب شده را نجات داد.

III. کلام سوم – توجه و مراقبت.

“و پای صلیب عیسی، مادر او و خواهر مادرش، مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند. چون عیسی مادر خود را با آن شاگردی که دوست می‌داشت ایستاده دید، به مادر خود گفت: ای زن، اینک پسر تو! و به آن شاگرد گفت: اینک مادر تو! و در همان ساعت آن شاگرد او را به خانه خود برد” (یوحنا ۲۷-۱۹:۲۵).

عیسی به یوحنا گفت که از مادرش مراقبت کند. در زندگی مسیحی چیزهای زیادی بعد از نجات پیدا کردنتان وجود دارد. باید از شما مراقبت بعمل بیاید. مسیح مادر عزیزش را به یوحنای رسول سپرد. او شما را به کلیسای محلی می سپارد. هیچکس نمی تواند بدون مراقبت و توجه از سوی کلیسای محلی در زندگی مسیحی به جایی برسد. این حقیقتی است که گاه در روزگار ما به فراموشی سپرده می شود.

“و خداوند هر روز کسانی را که نجات می‌یافتند، به جمع ایشان می‌افزود‌” (اعمال رسولان ۲:۴۷).

IV. کلام چهارم – دلهره و اضطراب.

“از ظهر تا ساعت سه بعد از ظهر تاریکی تمام زمین را فرا گرفت‌. نزدیک ساعت سه عیسی با صدای بلند فریاد کرد: ایلی، ایلی، لما سبقتنی‌؟ یعنی، خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی‌؟” (متی ۴۶-۲۷:۴۵).

این فریاد مضطرب عیسی، حقیقت تثلیث و الوهیت را نشان می دهد. خدای پدر رویش را برگرداند، در حالیکه خدای پسر گناهان شما را روی صلیب بر خودش کشید. کتاب مقدس می گوید:

“زیرا یک خدا و یک واسطه بین خدا و انسان وجود دارد، یعنی شخص عیسی مسیح” (اول تیموتیوس ۲:۵).

V. کلام پنجم – رنج و عذاب.

“بعد از آن، وقتی عیسی دید که همه چیز انجام شده است گفت: تشنه‌ام. و بدین طریق پیشگویی کلام خدا تحقق یافت‌. خمره‌ای پر از شراب ترشیده در آنجا قرار داشت‌. آنها اسفنجی را به شراب آغشته کردند و آن را بر سر نی‌ای گذارده جلوی دهان او گرفتند‌” (یوحنا ۲۹-۱۹:۲۸).

این آیه رنج و عذاب شدیدی که عیسی تحمل کرد تا گناهان ما را بپردازد به ما نشان می دهد:

“و حال آنکه به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید” (اشعیا ۵۳:۵).

VI. کلام ششم – کفاره گناهان.

یسی سرکه را گرفت، گفت: تمام شد” (یوحنا ۱۹:۳۰).

بیشتر چیزهایی که تا اینجا گفتم یک کشیش کاتولیک هم می توانست بگوید. ولی در مورد این کلام ششم، اساس اصلاحات کلیسای پروتستان و ایمان باپتیست ها در طی اعصار مختلف قرار گرفته. عیسی گفت، “تمام شد.”

آیا عیسی درست گفت وقتی اشاره کرد که “تمام شد”؟ کلیسای کاتولیک می گوید، “خیر.” آنها می گویند که او باید در هر مراسم عشایی از نو مصلوب شود و از نو تقدیم گردد. ولی کتاب مقدس می گوید که این موضوع اشتباه است.

“و به این اراده مقدس شده‌ایم، به قربانی جسد عیسی مسیح، یک مرتبه فقط” (عبرانیان ۱۰:۱۰).

“از آنرو که به یک قربانی مقدسان را کامل گردانیده است تا ابدالآباد” (عبرانیان ۱۰:۱۴).

“و هر کاهن هر روزه به خدمت مشغول بوده، می‌ایستد و همان قربانی‌‌‌ها را مکرراً می‌گذراند که هرگز رفع گناهان را نمی‌تواند کرد. لکن او [عیسی] چون یک قربانی برای گناهان گذرانید، به دست راست خدا بنشست تا ابدالآباد” (عبرانیان ۱۲-۱۰:۱۱).

عیسی یک بار برای همیشه کفاره کامل گناهان ما را بر روی صلیب پرداخت.

عیسی همه را پرداخت،
همه چیز را به او مدیونم؛
گناه لکه ای ارغوانی بجای گذاشت،
او آنرا به سفیدی برف شست.
(“Jesus Pait It All” by Elvina M. Hall, 1820-1889).

VII. کلام هفتم – تعهد نسبت به خدا.

“و عیسی به آواز بلند صدا زده، گفت: ای پدر به دستهای تو روح خود را می‌سپارم. این را بگفت و جان را تسلیم نمود” (لوقا ۲۳:۴۶).

عیسی تعهد کامل خود نسبت به خدای پدر را در کلام آخرش پیش از مرگ نشان داد. همانطور که اسپارژن بزرگ اشاره کرد، این عبارت بر اولین سخنانی که عیسی گفت دلالت می کند، “از بهـر چه مـرا طلـب می‌کردیـد، مگر [ندانسته‌اید] که باید من در امور پدر خود باشم؟” (لوقا ۲:۴۹). عیسی از ابتدا تا انتها، اراده خدا را به انجام رسانید.

یکی از افسران رومی خشنی که او را به صلیب زده بود، به این هفت کلام گوش داد. آن افسر به صلیب کشیده شدنهای زیادی را دیده بود، ولی هرگز ندیده بود کسی مثل عیسی بمیرد، یعنی در حالیکه خون او ریخته می شد چنین خطابه خارق العاده ای موعظه کند.

“اما یوزباشی چون این ماجرا را دید، خدا را تمجید کرده، گفت: در حقیقت، این مرد صالح بود” (لوقا ۲۳:۴۷).

آن افسر کمی بیشتر درباره عیسی فکر کرد و بعد گفت،

“فی‌الواقع این مرد، پسر خدا بود” (مرقس ۱۵:۳۹).

او پسر خدا است! او از مردگان برخاسته – زنده، با بدنش. به آسمان صعود کرده است. در دست راست خدا می نشیند. “به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه‌ات نجات خواهید یافت” (اعمال رسولان ۱۶:۳۱).

کسانی هستند که فکر می کنند ایمان به خدا کافی است. ولی اشتباه می کنند. هیچکس با صرف ایمان به خدا نجات پیدا نمی کند. خود عیسی گفت، “هیچ کس نزد پدر جز به وسیله من نمی‌آید.” عیسی تنها فرد با خونی است که شما را از گناه پاک می سازد. آمین.

پخش خبر خوش

پولُس رسول سفرهای زمینی و دریایی کرد تا خبر خوش را به همه موعظه کند.‏
پولُس پس از مسیحی شدن مشتاقانه خبر خوش پادشاهی خدا را اعلام کرد.‏ او سابقاً پیروان مسیح را آزار می‌داد.‏ اما بعد از آن که مسیحی شد خود نیز به دلیل بشارت بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفت.‏ این رسول پرطاقت چندین سفر میسیونری به جاهای دور کرد تا خبر خوش حکومتی را موعظه کند که مقصود اصلی خدا را برای بشر به تحقق خواهد رساند.‏
پولُس در طی اوّلین سفر میسیونری خود در لِسْتَرَه مردی را که از بدو تولّد لنگ بود شفا داد.‏ جمعیت با دیدن این معجزه با صدای بلند پولُس و بَرنابا را خدایان خواندند.‏ آن دو به سختی مردم را از اهدای قربانی برایشان بازداشتند.‏ همان جمعیت تحت تأثیر دشمنان،‏ پولُس را سنگسار و رها نمودند زیرا فکر کردند مرده است.‏ پولُس که از آن واقعه جان سالم به در برده بود به آن شهر برگشت و با سخنان خود شاگردان را تقویت کرد.‏
برخی از مسیحیان یهودی‌نژاد بحث می‌کردند که مسیحیان غیریهودی می‌باید بر طبق برخی از قوانین موسی عمل کنند.‏ پولُس به اورشلیم رفت تا آن موضوع را با رسولان و پیران مطرح کند.‏ ایشان پس از بررسی دقیق کتاب مقدّس و با هدایت روح‌القدس در نامه‌ای به جماعات توصیه کردند که از بت‌پرستی،‏ خوردن خون و گوشت حیوانی که خونش ریخته نشده و زنا بپرهیزند.‏ این فرامین برای مسیحیان ‹ضروری› است،‏ اما آن‌ها را ملزم نمی‌سازد که از شریعت موسی اطاعت کنند.‏ —‏ اَعمال ۱۵:‏۲۸،‏ ۲۹‏.‏
پولُس در طی دوّمین سفر میسیونری به شهر بیریه واقع در سرزمین یونان رفت.‏ یهودیان ساکن آنجا از موعظهٔ پولُس به خوبی استقبال کردند و هر روز آیات را بررسی می‌کردند تا درستی تعلیمات پولُس را دریابند.‏ پولُس باری دیگر به دلیل مخالفت شدید مجبور به سفر شد،‏ این بار به شهر آتن.‏ او در حضور اشخاص تحصیل‌کردهٔ آتن سخنرانی پرشوری ایراد کرد و در سنجیدگی،‏ فطانت و شیوایی کلام از خود الگویی به جا گذاشت.‏
پولُس بعد از سوّمین سفرش به اورشلیم برگشت.‏ وقتی که به معبد رفت برخی از یهودیانی که قصد کشتن او را داشتند شروع به آشوب کردند.‏ در نتیجه،‏ سربازان رومی مداخله کرده،‏ از پولُس بازجویی کردند.‏ پولُس که شهروند رومی بود در حضور فِلیکْس،‏ حاکم رومی از خود دفاع کرد.‏ ولی یهودیان نتوانستند اتهاماتی را که به پولُس زده بودند ثابت کنند.‏ پولُس برای این که حاکم رومی دیگر به نام فَستوس،‏ او را به یهودیان نسپارد گفت:‏ «به قیصر رفع دعوی می‌کنم.‏» فِلیکْس نیز پاسخ داد:‏ «به حضور قیصر خواهی رفت.‏» —‏ اَعمال ۲۵:‏۱۱،‏ ۱۲‏.‏

پس پولُس را برای محاکمه با کشتی به ایتالیا بردند.‏ در طی راه کشتی صدمه دید و پولُس مجبور شد زمستان را در جزیرهٔ مَلِیطَه یا مالتا به سر برد.‏ سرانجام وقتی که به روم رسید دو سال در خانه‌ای که برای او کرایه کرده بودند ماند.‏ با آن که تحت نگهبانی سربازان بود،‏ همچنان غیورانه به کسانی که به دیدنش می‌آمدند در بارهٔ حکومت خدا موعظه می‌کرد.‏
‏—‏بر اساس اَعمال ۱۱:‏۲۲ تا ۲۸:‏۳۱‏.‏

  • پس از آن که پولُس مردی لنگ را در لِسْتَرَه شفا داد چه اتفاقی افتاد؟‏
  • موضوعی که در رابطه با پیروی از شریعت موسی مطرح شده بود چگونه حل شد؟‏
  • پولُس چگونه از روم سر در آورد و در آنجا چه کرد؟‏

رشد و نمو مسيحی – “اطمينان شخص مسيحی”
خدا برای نجات انسان كه مخلوق ويژه اوست، عيسی مسيح را که از لحاظ روحانی پسر يگانه‌اش می‌باشد به جهان فرستاد تا بر روی صليب بميرد، از مردگان قيام نمايد و نجات دهنده انسان باشد. مسيح بوسيله ريخته شدن خون و مرگ خود بر صليب، جريمه گناه جهانيان را پرداخت نمود و هر كس كه به او ايمان بياورد آمرزش گناهان و نجات و حيات جاويد يافته و فرزند روحانی خدا می‌شود.

اما شايد پرسيده شود، من كه به عيسی خداوند ايمان آورده‌ام چطور بايد از نجات خود مطمئن باشم؟ در اين درس می‌خواهيم در باره اطمينان شخص مسيحی بياموزيم، زيرا وقتی از نجات خود مطمئن باشيد، در زندگی تازه‌ای كه بعد از متحد شدن با مسيح شروع كرده‌ايد، پيشرفت روز افزون خواهيد داشت و شيطان دروغگو قادر نيست شما را فريب دهد. در ابتدا ببينيم که پايه و اساس اطمينان ايمانداران مسيحی چيست؟ چون اگر ما بخواهيم به شايستگی و يا تلاشهای انسانی خود تكيه كنيم، بارها به موقعيت‌مان در برابر خدا شک خواهيم کرد.

اطمينان ما مسيحيان، بر شخصيت عيسی مسيح خداوند و وعده‌های خدا بنا شده است. می‌دانيم كه اگر جهان زير و رو شود، خدا و وعده‌هايی كه او از روی محبت خود به ما داده است هرگز عوض نخواهند شد. وعده‌های خدا، در کتاب مقدس اعلام شده و ما لازم است اين وعده‌های عوض نشدنی خدا را بدانيم. كلام خدا می‌فرمايد: “اما به همه كسانی كه او (عيسی مسيح خداوند) را قبول کردند و به او ايمان آوردند اين امتياز را داد که فرزندان خدا شوند، که نه مانند تولدهای معمولی و نه در اثر تمايلات نفسانی يک پدر جسمانی بلکه از خدا تولد يافتند” (انجيل يوحنا فصل اول، آيات ١٢ و ١٣). “هر که پسر را دارد حيات دارد و هر که پسر را ندارد صاحب حيات نيست. اين نامه را نوشتم تا شما که به نام پسر خدا ايمان داريد، يقين بدانيد که حيات جاودانی داريد” (اول يوحنا فصل پنجم، آيات ١٢ و ١٣).

می‌بينيم كه كلام خدا صريحاً اعلام می‌كند كه هر كس به عيسی مسيح، پسر روحانی خدا ايمان داشته باشد، حيات جاودانی دارد. پس نجاتی كه داريم، به خاطر ايمان به عيسی مسيح به ما هديه داده شده است نه بخاطر لياقت و يا شايستگی خودمان. انسان در موقع تولد جسمانی، صاحب خيلی چيز‌ها می‌شود كه در آن موقع اطلاعی از آنها ندارد. نام و نام خانوادگی، امتيازات فرزند بودن، دارايی والدين، حمايت و مراقبت‌های خانواده و چيز‌های ديگر به فرزندی که به دنيا می‌آيد تعلق می‌گيرد. همينطور وقتی ما از راه ايمان به مسيح، تولد روحانی می‌يابيم فرزندان خدا می‌شويم، که در اينصورت تحت مراقبت و حمايت خدا می‌باشيم و ضمناً هر چه كه خدا دارد مال ما هم هست. خدا اين بركات را به سبب وعده‌های تغيير ناپذير خود به ما عطا می‌نمايد نه بخاطر اينكه ما لياقت و شايستگی داشته‌ايم. به آياتی چند از وعده‌هايی كه به ما ثابت می‌كنند در خداوند صاحب چه چيزهايی هستيم توجه کنيم. در انجيل شريف نوشته شده است: “از راه اتحاد با مسيح و بوسيله خون او است که ما رهايی يافتيم و گناهان ما بخشيده شد و چقدر بی حد و حصر است فيضی که خدا به فراوانی به ما بخشيده است” (افسسيان فصل اول، آيات ٧ و ٨). “بنا براين چون از راه ايمان در حضور خدا نيک شمرده شده‌ايم از صلح با خدا که بوسيله خداوند ما عيسی مسيح بر قرار گرديد بهره‌مند هستيم” (روميان فصل پنجم، آيه ١). “اما اکنون نيکی مطلق خدا که تورات و انبياء بر آن شهادت داده‌اند بظهور رسيده است. خدا بدون در نظر گرفتن شريعت و فقط از راه ايمان به عيسی مسيح همه ايمانداران را نيک می‌شمارد، . . .”‌ (روميان فصل سوم، آيات ٢١ و ٢٢). “خدا صلاح دانست که سر پر‌جلال و بی‌قياس خود را در ميان ملل غير‌يهود فاش سازد و آن سر اين است که مسيح در شما ساکن می‌باشد و اين حقيقت مايه اميد شما به سهيم شدن در جلال خداست” (کولسيان فصل اول، آيه ٢٧).

شايد پرسيده شود، ما از درستی وعده‌های خدا مطمئن شديم و فهميديم که تنها به خاطر ايمان به عيسی مسيح، خدا ما را به حضور خود پذيرفته و فرزندان خود نموده است، اما چه عواملی در ما نشان‌دهنده اين است كه حقيقتاً عيسی مسيح را می‌شناسيم؟ باز هم كلام خدا برای اين سؤال جواب دارد و اينطور می‌فرمايد: “فقط وقتی ما از احکام خدا اطاعت می‌کنيم می‌توانيم مطمئن باشيم که او را می‌شناسيم و اگر کسی بگويد که او را می‌شناسد، ولی طبق دستورات او عمل نمی‌کند دروغگو و از حقيقت دور است” (اول يوحنا فصل دوم، آيات ٣ و ٤). “ما می‌دانيم که از مرگ گذشته و به حيات رسيده‌ايم چون برادران خود را دوست می‌داريم. هر که ديگران را دوست ندارد هنوز در قلمرو مرگ زندگی می‌کند” (اول يوحنا فصل سوم، آيه ١٤). “روح خدا با روح ما با هم شهادت می‌دهند که ما فرزندان خدا هستيم” (روميان فصل هشتم، آيه ١٦). وقتی ما به عيسی مسيح ايمان می‌آوريم، روح خدا در قلب ما ساکن می‌شود و روح‌القدس در ما اطمينان ايجاد می‌كند كه متعلق به خدا هستيم

. در نتيجه مشتاقانه از احكام خدا اطاعت می‌كنيم و محبت او در ما جاری می‌شود و به همين خاطر می‌توانيم ديگران را دوست بداريم. همه اينها گواهی می‌دهند كه ما عيسی مسيح را می‌شناسيم و نجات يافته‌ايم و تا ابد با او خواهيم بود.

گفتيم كه اطمينان ما مسيحيان، بر شخصيت عيسی مسيح خداوند و وعده‌های خدا بنا شده است. به بعضی از وعده‌های خدا توجه كرديم كه ما را مطمئن می‌سازند در مسيح صاحب حيات جاودان هستيم. حالا ببينيم شخصيت عيسی مسيح چه نقشی در اطمينان مسيحی ما دارد. كلام خدا می‌فرمايد: “اما خدا محبت خود را نسبت به ما کاملاً ثابت کرده است زيرا در آن هنگام که ما هنوز گناهکار بوديم مسيح بخاطر ما مرد. ما که با ريختن خون او کاملاً نيک شمرده شديم چقدر بيشتر بوسيله خود او از غضب خدا خواهيم رست! وقتی ما با خدا دشمن بوديم او با مرگ پسر خويش دشمنی ما را به دوستی تبديل کرد، پس حالا که دوست او هستيم چقدر بيشتر زندگانی مسيح باعث نجات ما خواهد شد! نه تنها اين بلکه ما بوسيله خداوند ما عيسی مسيح که ما را دوستان خدا گردانيده در خدا شادی می‌کنيم” (روميان فصل پنجم، آيات ٨ تا ١١). عيسی مسيح در انجيل شريف می‌فرمايد: “من پشت در ايستاده در را می‌کوبم اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند وارد می‌شوم و با او شام خواهم خورد و او نيز با من” (مكاشفه فصل سوم، آيه ٢٠). قول عيسی مسيح زنده اين است كه هر كس قلب و زندگی خود را به روی او بگشايد، مسيح داخل شده و با او دوستی دائمی برقرار خواهد کرد، و كسی كه اين قول را داده، امين و وفادار است. باز در انجيل شريف می‌خوانيم که مسيح می‌فرمايد: “. . . کسی را که پيش من می‌آيد بيرون نخواهم کرد” (انجيل يوحنا فصل ششم، آيه ٣٧).

اگر زمزمه شيطان در گوش شما اين است كه با وجود اينكه به مسيح روی آورده‌ايد، نجات نيافته‌ايد و يا اين نجات پايدار و هميشگی نيست، به هيچوجه دروغ‌های او را باور نكنيد. بر اساس كلام خدا، هر كه به عيسی مسيح خداوند ايمان آورد نجات و حيات ابدی می‌يابد و برای هميشه در او محفوظ خواهد بود. پس در خداوند شاد باشيد، زيرا اگر با مرگ مسيح حيات را يافته‌ايم، چقدر بيشتر با زندگی پس از مرگ او و به خاطر حضور مسيح قيام نموده در زندگی‌مان، می‌توانيم از محفوظ ماندن نجاتمان مطمئن باشيم و همه روزه از بركات الهی بهره‌مند ‌شويم. يكی از بزرگترين وعده‌های عيسی مسيح که موجب اطمينان تمام کسانی است که زندگی خود را به او سپرده‌اند، اينست که او فرمود: “گوسفندان من صدای مرا می‌شنوند و من آنها را می‌شناسم و آنها بدنبال من می‌آيند. من به آنها حيات جاودان می‌بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هيچ کس نمی‌تواند آنها را از دست من بگيرد” (انجيل يوحنا فصل دهم، آيات ٢٧ و ٢٨). كسانی كه به عيسی مسيح تعلق دارند، صدای او را می‌شنوند و او را پيروی می‌کنند. مسيح آنها را می‌شناسد و توجهات پرمهر او ضامن امنيت و حيات جاودانی آنهاست و هرگز هلاک نخواهند شد.

عيسی مسيح نه تنها به خاطر نجات ما از گناهان بر روی صليب جان داد، بلكه سه روز پس از مرگ روحاً و جسماً از مردگان قيام نمود و بعد به آسمان صعود کرد تا شفيع و محافظ هميشگی ما باشد. زنده بودن عيسی مسيح و حيات و خدمت پس از مرگ او، اطمينان بزرگی برای ما است زيرا به شخصی ايمان نداريم که مرده و در قبر پوسيده است، بلکه زندگی ما در دست کسی است که بر مرگ پيروز شده و زنده است و دوباره بازگشت خواهد نمود. باز گشت دوباره مسيح، اميد واقعی تمام مسيحيان است. در آن موقع بر اساس انجيل شريف: “. . . اول كسانی كه در ايمان به مسيح مرده‌اند خواهند برخاست و سپس آن کسانی که از ميان ما زنده می‌مانند همراه با آنها در ابرها بالا برده خواهند شد تا در فضا با خداوند ملاقات نمايند و به اين ترتيب ما هميشه با خداوند خواهيم بود (اول تسالونيکيان فصل چهارم، آيات ١٦ و ١٧).

كلام خدا در روميان فصل هشتم، آيات ٣٨ و ٣٩ به ايمانداران به مسيح می‌فرمايد: “زيرا يقين دارم که نه موت و نه حيات، نه فرشتگان و نه نيروها و قدرتهای فوق بشری، نه پيشامدهای امروز و نه وقايع فردا، نه قدرتهای آسمانی و نه بلندی و نه پستی و خلاصه هيچ چيز در تمام آفرينش نمی‌تواند ما را از محبتی که خدا در خداوند ما عيسی مسيح آشکار نموده جدا سازد”. پس ما نيز می‌توانيم يقين داشته و مطمئن باشيم که هيچ چيز قادر نيست ما را از محبت خدا جدا سازد و در مسيح خداوند برای هميشه نجات و حيات خواهيم داشت و محفوظ خواهيم بود.

در اينجا، اين مطلب را نيز اضافه نمائيم که اشخاصی که خود را مسيحی معرفی می‌کنند، اما قلب توبه‌کار و زندگی پاک و خداپسندانه‌ ندارند و در گناه زندگی می‌کنند، بر اساس کلام خدا هيچگاه نجات نيافته‌اند و ذات الهی در آنان نيست. در انجيل شريف می‌خوانيم: “اين دشمنان مسيح از بين ما رفته و از ميان ما بيرون رفتند. آنها در واقع هيچوقت به ما تعلق نداشته‌اند. اگر متعلق به ما می‌بودند، می‌ماندند،

اما رفتند تا معلوم گردد که هيچيک از آنها در حقيقت از ما نبودند” (اول يوحنا فصل دوم، آيه ١٩). “هر که فرزند خدا است نمی‌تواند در گناه زندگی کند، زيرا ذات الهی در او است و نمی‌تواند در گناه بسر برد، زيرا خدا پدر اوست” (اول يوحنا فصل سوم، آيه ٩). “ما می‌دانيم که فرزندان خدا در گناه زندگی نمی‌کنند زيرا، پسر خدا آنها را حفظ خواهد کرد و شيطان به آنان دسترسی ندارد” (اول يوحنا فصل پنجم، آيه ١٨).

ايمانداران عزيز مسيحی، در خاتمه اميدواريم كه شما نيز زندگی سرشار از شادی، آرامش و اطمينان را در عيسی مسيح داشته باشيد. “اکنون بر آن کسی که قادر است شما را از لغزش نگاهدارد و شما را بی‌عيب و شادمان در پيشگاه جلالش قرار دهد، يعنی بر خدای يکتا که بوسيله عيسی مسيح خداوند ما، ما را نجات داده است جلال و عظمت، قوت و قدرت باد، از ازل تا به امروز و از امروز تا به ابد، آمين” (انجيل شريف، يهودا، آيات ٢٥
نقل از راديومژده