و دوباره سالی نو

0
162

و دوباره سالی نو
درختان دوباره پر شکوفه
گلها دوباره بارور
و پرستوها دوباره به خانه باز میگردند
و تو
تو فرصتی برای تماشای شکوه لباس پوشیدن درختان با رنگ رنگی شکوفه ها و رقص گیسوی گندمزاردر آغوش باد را دوباره خواهی داشت
تن لخت و عور باغ ،دست سرد وبی برگ درختان و خاک تیره ی و یخ زده ی بی گل ، همه در تغییرند …
تلاشی دوباره ،برای روییدن
و ت و
ت و چطور تلاش خواهی کرد برای بدست آوردن دوباره ی
نگین افرینش جهان در انگشتانت
تاج عشق بزرگ خداونددرقلبت
،لباس پر از نقش و نگار محبت بر اندامت
و بذر بارور راستی و صداقت ،در اندیشه ات
نگاه کن،
جهان دوباره همه بیدار
و ت و کمتر ؟؟؟
بیدار شو
زمان زمانه ی بیداریست
توشه ای از عشق، ظرفی آب محبت ،و قدری نان صداقتی در خورجین مرکب جان
و در میانه ی این همه بی راهه ی تاریک و تار ،سبدی نور و راستی برگیر و سوی خانه ی دوست ره بسپار، مگر مقصد از آغازعشق نبود؟؟
برخیز که جهان منتظر نمی ایستد
مگر تو رسالت نداشتی که روشنایی و نور را به جهان ارمغان دهی
آه که چقدر ظلوم و جهولی تو
جهان تاریک و تار است و چراغدان محبت سالهاست که خاموش شده
یادت نیست ، سالهاست که عشق به صلیب کشیده شده
و سالهاست که محبت قربانی شده
مگر نمیدانی جهان تاریک است
تاریک و تار
و آفرینش همه ی نگاهش به توست
برخیز و چراغدان عشق و محبت را دوباره روشن کن
ببخشش
محبت کن
وسپاسگزار خداوند خدایت باش،
شکوفه محبت بده
و دوباره از آغاز عشق بورز
باشد که نور به جهان رجعت کند
و تو دوباره و دوباره و دوباره
تنها عشق بورز
#ناهید علی اکبری

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید