ادونت به یک دوره یا فصل میگویند که ریشه ی آن از زبان لاتین است adventus که به معنی آمدن ،ورود یا ظهور است.

به زمانی میگویند که برای رسیدن ایام کریسمس در انتظار بسر میبریم . ایامی که تولد مسیحای موعد است و او بعنوان یک نوزاد، دو هزار سال پیش در شهر بیت الحم چشم به این جهان گشود.nativity

موضوع اصلی که در ایام ادونت از متون کتاب مقدس خوانده میشود و یا توسط کشیش تعلیم داده میشود؛ حول محور آمدن ثانویه مسیح و آماده بودن ما است و اینکه خداوند برای داوری به این جهان بازخواهد گشت. و البته یادآور و بزرگداشت نخستین آمدن مسیح است که در ایام کریسمس به وقوع پیوست … مسیحای موعود بعنوان یک نوزاد در دو هزار سال پیش در شهر بیت الحم چشم به جهان گشود… هر قسمت از کتاب مقدس که در این ایام خوانده و تعلیم داده میشود حاوی همین مطالب است و این ایام از ۴ یکشنبه قبل از تولد مسیح که ۲۵ دسامبر است؛ شروع میشود. کلیسای کاتولیک – کلیسای اسقفی انگلستان- و کلیسای ارتودکس – کلیسای لوتری – کلیسای متودیست و کلیسای انجیلی این ایام را در تقویم کلیسایی خود انجام میدهند و تولد مسیح را جشن میگیرند و برای آمدن ثانویه او – تامل میکنند و ایمانداران خود را از هر نظر برای امدن خدا بروی زمین آماده میکنند.

رنگهای مورد استفاده در کلیسا در آیین نیایشی و مراسم کلیسایی؛ رنگهای بنفش و یا آبی است. پارچه های آویزان شده بر روی میزها در کلیسا و ردای کشیش به رنگ بنفش است و همینطور پارچه ی متعلق به مزبح و شام مقدس به رنگ بنفش است.

استفاده از رنگ بنفش در این ایام نمایانگر و سمبل است برای توبه کردن و روزه گرفتن. همچنین بنفش نمایانگر سلطنت و پادشاهی است که به ما یادآوری و خاطرنشان میکند آمدن پادشاه را. پس به ما advent2یادآوری میکند که برای آمدن اولیه پادشاه که کریسمس است شادی کنیم و برای آمدن ثانویه پادشاه آمده باشیم. بنفش نمایانگر غم و اندوه و عزاداری نیز میباشد در طی ۲۰ تا ۲۵ سال گذشته رنگ بنفش مورد استفاده در کلیسا به دو دسته تقسیم شده است. بنفشی که در ایام ادونت و برای کریسمس استفاده میشود آبی آن بیشتر است( رنگ بنفش ترکیبی از رنگ قرمز و آبی است) و بنفشی که برای ایام لنت استفاده میشود قرمز آن بیشتر است.

در یکشنبه ی سوم از ایام ادونت، رنگ ها به رنگ رُز صورتی است که نمایانگر شادی است و ما برای آمدن مسیح شادی دوباره را تجربه می کنیم.

در ایام ادونت شعرها و سرودهای کلیسایی بدون آهنگ و بصورت کر کلیسایی سروده میشود . در آخرین روزهای ادونت که شامل روزهای از ۱۷ تا ۲۴ دسامبر میشود؛ سرودها بصورت دو گروهی انجام میشود که متناوبن وقتی یک گروه یک بیت از سرود را خواند گروه دیگر بیت بعدی را می سراید و همینطور تا به آخر – و همراه است با سرود نیایشی حضرت مریم که اول شب و یا نماز شب هنگام (در کلیسای کاتولیک) و در نیایش عصر هنگام در کلیسای اسقفی است. و کلیسا هر روز آماده تر میشود برای آمدن مسیح و برای آن در دعا و پرستش خاص قرار میگیرند.

برای ایام ادونت بصورت سنتی ۵ شمع را بدور حلقه ای از گلهای همیشه سبز مانند کاج و درختچه های زمستانی تزیین میکنند و ۴ هفته قبل از روز تولد مسیح هر روز یکشنبه بعد از قرائت کلام خدا و پرستش اولین شمع را روشن میکنند و شمع دوم را در یکشنبه بعدی و همینطور تا چهارمین شمع – شمع پنچم که معمولا رنگ خیلی روشن و یا سفید را دارد در وسط این حلقه شمع ها قرار دارد و در روز تولد مسیح یا شب تولد مسیح بعد از قرائت کلام خدا خوانده میشود برای روشن کردن هر شمع بعد از خواندن آیات مربوطه به مفهوم روشن کردن شمع و دلایل آن می اندیشیم. شمع های دیگر ۳ تا برنگ بفنش است و یکی برنگ صورتی است که بفش ها نمایانگر توبه از گناه است و صورتی نمایانگر شادی است.

دوران ادونت بر شما ایمانداران مسیحی مبارک باد

منبع از دو سایت رسمی از :

Catholic online,

churchofengland.org

مترجم: راشین سایروس

‏«از روی محبت زندگی کنید»‏
۱-‏۳.‏ اگر محبت یَهُوَه را سرمشق خود قرار دهیم چه نتایجی خواهیم گرفت؟‏

‏«دادن از گرفتن فرخنده‌تر است.‏» (‏اَعمال ۲۰:‏۳۵‏)‏ این گفتهٔ عیسی بر اهمیت این موضوع که محبت ایثارگرانه بی‌پاداش نمی‌ماند،‏ تأکید می‌کند.‏ درست است که محبت دیدن موجب شادی انسان می‌گردد اما محبت کردن شادی عظیم‌تری به همراه دارد.‏

۲ پدر آسمانی ما بهتر از هر کسی به این موضوع واقف است.‏ همان طور که در بخش پیش دیدیم،‏ یَهُوَه نمونهٔ عالی و ممتاز محبت است.‏ محبت‌های هیچ کس عظیم‌تر و پردوام‌تر از محبت‌های یَهُوَه نیست.‏ پس تعجبی ندارد که در کتاب مقدّس «خدای متبارک» یا شاد نامیده می‌شود.‏—‏۱تیموتاؤس ۱:‏۱۱‏.‏

۳ پدر مهربانمان می‌خواهد که ما رفتار او را بخصوص در مورد ابراز محبت سرمشق خود قرار دهیم.‏ در کتاب مقدّس آمده است:‏ «چنان که شایستهٔ فرزندان عزیز خداست،‏ بکوشید که مانند او باشید.‏ از روی محبت زندگی کنید.‏» (‏اَفَسُسیان ۵:‏۱،‏ ۲‏،‏ انجیل شریف‏)‏ اگر محبت یَهُوَه را سرمشق خود قرار دهیم به شادی عظیمی که حاصل از بخشندگی است دست خواهیم یافت و مورد رضایت او قرار خواهیم گرفت.‏ او در کلامش به ما توصیه می‌کند که به یکدیگر محبت نماییم.‏ (‏رومیان ۱۳:‏۸‏)‏ اما برای ابراز محبت دلایل دیگری نیز وجود دارد.‏

چرا محبت اهمیت دارد؟‏
۴،‏ ۵.‏ چرا ابراز محبت کردن به هم‌ایمانانمان اهمیت دارد؟‏

۴ چرا محبت کردن به هم‌ایمانانمان پراهمیت است؟‏ پاسخ این سؤال را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:‏ زیرا محبت اساس مسیحیت حقیقی است.‏ بدون محبت برقراری رابطهٔ نزدیک با مسیحیان دیگر امکان‌پذیر نیست و مهم‌تر از آن اگر محبت نداشته باشیم در نظر یَهُوَه بی‌ارزشیم.‏ در ادامه می‌پردازیم به اینکه چگونه کلام خدا بر این حقایق تأکید می‌کند.‏

۵ عیسی در آخرین شب زندگی‌اش بر روی زمین،‏ به پیروانش چنین گفت:‏ «حال،‏ دستوری تازه به شما می‌دهم:‏ یکدیگر را دوست بدارید همان گونه که من شما را دوست می‌دارم.‏ محبت شما به یکدیگر،‏ به جهان ثابت خواهد کرد که شما شاگردان من می‌باشید.‏» (‏یوحنّا ۱۳:‏۳۴،‏ ۳۵‏،‏ ترجمهٔ تفسیری‏)‏ توجه کنید که عیسی می‌گوید:‏ «همان گونه که من شما را دوست می‌دارم،‏» پس می‌بینیم که به ما فرمان داده است تا محبت او را سرمشق قرار دهیم.‏ در فصل بیست و نه دیدیم که عیسی نمونهٔ عالی محبت و ازخودگذشتگی است زیرا نیازها و منافع دیگران را بر نیازها و منافع خود مقدّم می‌شمرد.‏ ما نیز باید محبت و ایثارگری داشته باشیم.‏ چنین محبتی باید به قدری در ما آشکار باشد که حتی کسانی که عضو جماعت مسیحی نیستند نیز آن را مشاهده کنند.‏ آری،‏ محبت برادرانه و ایثارگرانه علامت مشخصهٔ پیروان حقیقی مسیح است.‏

۶،‏ ۷.‏ الف)‏ چرا می‌توان گفت که کتاب مقدّس برای ابراز محبت اهمیت بسیار قائل است؟‏ ب)‏ سخنان پولُس در اوّل قُرِنتیان ۱۳:‏۴-‏۸ بر چه جنبه‌ای از محبت تأکید دارد؟‏

۶ شخصی که محبت ندارد را چگونه می‌توان توصیف کرد؟‏ پولُس رسول در این باره می‌گوید:‏ ‹اگر در وجود خود نسبت به انسان‌ها محبت نداشته باشم،‏ همچون طبلی توخالی و سنجی پرسروصدا خواهم بود.‏› (‏۱قُرِنتیان ۱۳:‏۱‏،‏ تفس‍.‌‏)‏ براستی که چه تشبیه خوبی!‏ انسان بی‌محبت مانند یک ساز موسیقی است که از خود صدایی بلند و گوش‌خراش تولید می‌کند.‏ صدایی که نه تنها جذابیت ندارد بلکه بیزارکننده است.‏ چگونه چنین کسی می‌تواند رابطه‌ای نزدیک با دیگران داشته باشد؟‏ پولُس همچنین می‌گوید:‏ ‹اگر چنان ایمانی داشته باشم که به فرمان من کوه‌ها جابه‌جا گردند،‏ اما انسان‌ها را دوست نداشته باشم،‏ باز هیچ ارزشی نخواهد داشت.‏› (‏۱قُرِنتیان ۱۳:‏۲‏،‏ تفس‍.‌‏)‏ تصوّرش را بکنید،‏ انسان بی‌محبت،‏ با وجود دست‌آوردهایش،‏ ‹هیچ ارزشی ندارد›!‏ بوضوح می‌توان دید که کلام یَهُوَه اهمیت بسزایی برای ابراز محبت قائل می‌شود.‏

۷ چگونه می‌توانیم به دیگران محبت کنیم؟‏ برای پاسخگویی به این پرسش با هم سخنان پولُس در اوّل قُرِنتیان ۱۳:‏۴-‏۸ را بررسی خواهیم کرد.‏ در این آیات پولُس بر محبت خدا به ما یا محبت ما به خدا تأکید نمی‌کند بلکه بر محبتی که باید به یکدیگر ابراز کنیم تأکید دارد و به ما نشان می‌دهد که محبت شامل چه خصوصیاتی است و چه خصلت‌هایی را در خود ندارد.‏

محبت چیست؟‏
۸.‏ صبر و بردباری چگونه می‌تواند در رفتار ما با دیگران تأثیر مثبت داشته باشد؟‏

۸ ‏«محبت حلیم .‏ .‏ .‏ است.‏» شخص حلیم کسی است که رفتار دیگران را با صبر و بردباری تحمّل می‌کند.‏ (‏کُولُسیان ۳:‏۱۳‏)‏ آیا ما به چنین بردباری و صبری نیاز داریم؟‏ آری،‏ زیرا همهٔ ما مخلوقات ناکاملی هستیم که در کنار یکدیگر به خدمت مشغولیم و طبعاً پیش می‌آید که گاهی یکدیگر را می‌رنجانیم.‏ اما با صبر و گذشت می‌توان کدورت‌های کوچک را قبل از آن که به آرامش جماعت لطمه بزند،‏ از میان برداشت.‏

۹.‏ به چه صورت‌هایی می‌توانیم به دیگران مهربانی کنیم؟‏

۹ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ مهربان است.‏» مهربانی به صورت اَعمال مفید و سخنان پرمهر نمودار می‌شود.‏ محبت ما را وا می‌دارد تا ببینیم چگونه می‌توانیم به دیگران،‏ بخصوص نیازمندان مهربانی کنیم.‏ برای مثال،‏ شاید یکی از برادران و خواهران سالخورده‌مان تنهاست و دلش می‌خواهد به دیدنش برویم.‏ شاید خواهری که به تنهایی فرزندانش را بزرگ می‌کند و یا خواهری که شوهرش از لحاظ مذهبی با او هم‌عقیده نیست،‏ نیاز به کمک داشته باشند.‏ شاید کسی بیمار یا دچار مصیبت و گرفتاری است و احتیاج دارد که دوستی باوفا دلداری‌اش دهد.‏ (‏امثال ۱۲:‏۲۵؛‏ ۱۷:‏۱۷‏)‏ اگر بدین صورت مهربانی کنیم،‏ نشان می‌دهیم که محبتمان صادقانه است.‏—‏۲قُرِنتیان ۸:‏۸‏.‏

۱۰.‏ چگونه محبت ما را یاری می‌کند تا راستگو و هوادار حقیقت و راستی باقی بمانیم،‏ حتی اگر آسان نباشد؟‏

۱۰ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ با راستی شادی می‌کند.‏» در ترجمهٔ دیگری آمده است:‏ «محبت ‏.‏ .‏ .‏ با شادمانی جانب حقیقت را می‌گیرد.‏» محبت سبب می‌شود که راستگو و هوادار حقیقت و راستی باشیم.‏ (‏زَکَرِیّا ۸:‏۱۶‏)‏ اگر یکی از عزیزانمان مرتکب گناهی بزرگ شود،‏ محبتی که به یَهُوَه داریم و همین طور علاقه‌مان به شخص خطاکار،‏ سبب می‌شود که پای‌بند ضوابط الٰهی باقی بمانیم و گناه او را پنهان یا توجیه نکنیم و یا به خاطر او دروغ نگوییم.‏ البته باید اذعان کرد که انجام این کار آسان نیست.‏ اما چون می‌دانیم که به صلاح عزیزمان است،‏ باید بخواهیم که تأدیب محبت‌آمیز یَهُوَه را ببیند و بپذیرد.‏ (‏امثال ۳:‏۱۱،‏ ۱۲‏)‏ علاوه بر این،‏ محبت سبب می‌شود که ما مسیحیان صداقت خویش را حفظ کنیم.‏—‏عبرانیان ۱۳:‏۱۸‏.‏

۱۱.‏ از آنجایی که محبت «در همه چیز صبر می‌کند» ما باید در مقابل کوتاهی‌های هم‌ایمانانمان چه واکنشی از خود نشان دهیم؟‏

۱۱ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ در همه چیز صبر می‌کند.‏» این عبارت به طور تحت‌اللفظی به معنای آن است که «محبت همه چیز را می‌پوشاند.‏» در اوّل پِطْرُس ۴:‏۸ آمده است:‏ «محبت کثرت گناهان را می‌پوشاند.‏» آری،‏ مسیحی‌ای که تابع محبت است،‏ عیوب و کوتاهی‌های برادران مسیحی‌اش را با آب‌وتاب پیش همه برملا نمی‌کند.‏ در بسیاری موارد،‏ اشتباهات و لغزش‌های هم‌ایمانانمان آنقدر کوچک و ناچیز است که می‌توان آن‌ها را با محبت پوشانید.‏—‏امثال ۱۰:‏۱۲؛‏ ۱۷:‏۹‏.‏

مسیحی‌ای سالمند نشان می‌دهد که به هم‌ایمان جوان‌تر خود اعتماد دارد.‏
محبت سبب می‌شود که به برادرانمان اطمینان کنیم
۱۲.‏ پولُس رسول چگونه نشان داد که به فِلیمون خوش‌بین است،‏ و چگونه می‌توانیم از پولُس سرمشق بگیریم؟‏

۱۲ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ همه را باور می‌نماید.‏» در ترجمهٔ دیگری آمده است که محبت «همیشه مشتاق خوش‌بینی است.‏» مسیحی واقعی بیش از حد به هم‌ایمانانش بدبین نیست و مرتب به آنان نیّت بد نسبت نمی‌دهد.‏ به یاری محبت «خوش‌بینی» خود را حفظ می‌کند و به آنان اعتماد دارد.‏ * به عنوان مثال می‌توان به نکته‌ای در نامهٔ پولُس به فِلیمون اشاره کرد.‏ مقصود پولُس از نوشتن این نامه آن بود که فِلیمون را تشویق کند تا غلام فراری خود،‏ اُنِیسِیمُس را که به مسیحیت گرویده بود،‏ دوباره با آغوش باز بپذیرد.‏ پولُس به جای اینکه فِلیمون را تحت فشار قرار دهد،‏ درخواست خود را با مهربانی و محبت بیان نمود.‏ او ابراز اطمینان کرد که فِلیمون واکنش درست از خود نشان خواهد داد،‏ و گفت:‏ «چون بر اطاعت تو اعتماد دارم،‏ به تو می‌نویسم از آن جهت که می‌دانم بیشتر از آنچه می‌گویم هم خواهی کرد.‏» (‏آیهٔ ۲۱‏)‏ اگر از روی محبت به برادرانمان اعتماد کنیم،‏ شخصیت مسیحی آنان شکوفا می‌گردد.‏

۱۳.‏ چگونه می‌توانیم نشان دهیم که به برادرانمان امیدواریم؟‏

۱۳ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ در همه حال امیدوار می‌باشد.‏» محبت علاوه بر اعتماد با امیدواری نیز همراه است.‏ ما نیز چون به برادرانمان محبت داریم به آنان امیدواریم.‏ برای مثال،‏ اگر برادری پیش از آن که خود متوجه باشد قدم اشتباهی بردارد،‏ امیدواریم که توصیه‌های مهرآمیزی را که به او می‌شود بپذیرد.‏ (‏غَلاطیان ۶:‏۱‏)‏ علاوه بر این،‏ امید داریم کسانی که ایمانشان ضعیف شده است بهبود یابند.‏ در عین حال با تحمّل و بردباری هر آنچه در توان داریم برای تقویت ایمانشان انجام می‌دهیم.‏ (‏رومیان ۱۵:‏۱؛‏ ۱تَسّالونیکیان ۵:‏۱۴‏)‏ حتی اگر یکی از عزیزانمان به راه خلاف کشیده شود،‏ امیدواریم که روزی به خود آید و مانند پسر گم‌شدهٔ حکایت عیسی به سوی یَهُوَه باز گردد.‏—‏لوقا ۱۵:‏۱۷،‏ ۱۸‏.‏

۱۴.‏ تحمّل ما به چه شکل‌هایی ممکن است در جماعت مورد آزمایش قرار گیرد،‏ و در این رابطه محبت چه کمکی به ما می‌کند؟‏

۱۴ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ هر چیز را متحمّل می‌باشد.‏» تحمّل و استواری ما را قادر می‌سازد تا در مقابل ناامیدی‌ها و مشکلات ایستادگی کنیم.‏ به غیر از عوامل خارجی گاهی در خود جماعت وضعیتی پیش می‌آید که تحمّل و بردباری ما را محک می‌زند.‏ علّت آن شاید ناکامل

ی برادرانمان باشد که در بعضی موارد موجب یأس و دلسردی ما می‌شوند.‏ شاید کسی از روی بی‌فکری حرفی بزند و ما را برنجاند.‏ (‏امثال ۱۲:‏۱۸‏)‏ شاید مسئله‌ای در جماعت به شکلی که ما توقع داریم فیصله نیابد.‏ شاید رفتار برادری که مورد احترام همه است،‏ طوری باشد که از خود بپرسیم،‏ «مگر ممکن است یک مسیحی این طور رفتار کند؟‏» در چنین مواقعی آیا باید از جماعت کناره‌گیری کنیم و دست از خدمت به یَهُوَه برداریم؟‏ خیر،‏ اگر محبت داشته باشیم چنین نمی‌کنیم!‏ محبت اجازه نمی‌دهد که اشتباهات یک نفر باعث شود خوبی‌های او یا خوبی‌های کل جماعت را نادیده بگیریم.‏ گفتار و کردار آدم‌های ناکامل هر چه باشد،‏ محبت باید سبب شود که ایمان به خدا را از دست ندهیم و حامی جماعت باقی بمانیم.‏—‏مزمور ۱۱۹:‏۱۶۵‏.‏

چه خصوصیاتی برخلاف محبت است؟‏
۱۵.‏ حسادت چیست،‏ و چگونه به یاری محبت می‌توانیم جلوی تأثیرات مخرّب آن را بگیریم؟‏

۱۵ ‏«محبت حسد نمی‌برد.‏» حسادت ممکن است سبب شود که به اموال،‏ امتیازات،‏ یا استعدادهای دیگران رشک بورزیم.‏ اگر جلوی این خصوصیت خودخواهانه و مخرّب را نگیریم ممکن است آتش آن دامنگیر جماعت شود.‏ چگونه می‌توان بر حسادت غلبه کرد؟‏ با محبت.‏ این خصوصیت ارزشمند سبب می‌شود که وقتی کسی مزایایی در زندگی دارد که ما از آن بی‌بهره‌ایم،‏ به جای آن که به او حسادت کنیم برایش خوشحال شویم.‏ (‏رومیان ۱۲:‏۱۵‏)‏ وقتی کسی به خاطر استعدادی فوق‌العاده یا موفقیتی چشمگیر مورد تحسین قرار می‌گیرد،‏ محبت به یاری‌مان می‌آید تا نسبت به او احساس خصومت نکنیم.‏

۱۶.‏ چرا محبت حقیقی به برادرانمان سبب می‌شود که در مورد خدمتمان به یَهُوَه خودستایی نکنیم؟‏

۱۶ ‏«محبت کبر و غرور ندارد.‏» محبت مانع از آن می‌شود که ما در بارهٔ استعدادها یا موفقیت‌هایمان خودستایی کنیم.‏ اگر واقعاً برادرانمان را دوست داشته باشیم،‏ مدام در مورد موفقیت‌هایمان در موعظه یا امتیازاتی که در جماعت داریم گزافه‌گویی نمی‌کنیم.‏ چنین خودستایی‌هایی ممکن است دیگران را مأیوس و ناامید کند چون سبب می‌شود که خود را در مقابل ما حقیر حس کنند.‏ محبت مانع از آن می‌شود که در مورد امتیازاتی که خدا در خدمت به ما عطا کرده است به خود ببالیم.‏ (‏۱قُرِنتیان ۳:‏۵-‏۹‏)‏ زیرا محبت «غرور ندارد» یا همان طور که در ترجمهٔ دیگری آمده است هیچ گاه «در مورد اهمیت خود اغراق نمی‌کند.‏» محبت مانع از آن می‌شود که خودمان را بالاتر از دیگران بدانیم.‏—‏رومیان ۱۲:‏۳‏.‏

۱۷.‏ چگونه محبت سبب می‌شود که ملاحظهٔ دیگران را بکنیم و در نتیجه از چه نوع رفتاری پرهیز می‌کنیم؟‏

۱۷ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ اطوار ناپسندیده ندارد.‏» منظور از اطوار ناپسندیده رفتار زشت یا توهین‌آمیز است.‏ چنین رفتاری از روی محبت نیست زیرا نشانگر نهایت بی‌ملاحظگی نسبت به احساسات و آرامش دیگران است.‏ کسی که محبت دارد بزرگوار است و همین بزرگواری سبب می‌شود که ملاحظهٔ دیگران را بکند.‏ محبت با رفتار خداپسندانه،‏ ادب و نزاکت،‏ و احترام به دیگران همراه است.‏ از این رو،‏ انسان را از ارتکاب اَعمال قبیح باز می‌دارد،‏ بدین معنا که شخص را از هر نوع رفتاری که حالت اهانت‌آمیز دارد و یا موجب انزجار و رنجش برادران مسیحی‌اش می‌شود دور نگاه می‌دارد.‏—‏اَفَسُسیان ۵:‏۳،‏ ۴‏.‏

۱۸.‏ چرا شخص بامحبت اصرار ندارد که همه چیز مطابق میل او انجام گیرد؟‏

۱۸ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ نفع خود را طالب نمی‌شود.‏» در ترجمهٔ دیگری این عبارت به شکل «محبت بر طریق خود اصرار نمی‌ورزد،‏» ترجمه شده است.‏ شخص بامحبت اصراری ندارد که همه چیز مطابق میل او انجام گیرد،‏ طوری که گویی نظرات او همیشه درست است.‏ او سعی نمی‌کند دیگران را زیر نفوذ خود قرار دهد بدین صورت که اگر با او هم‌عقیده نباشند آنقدر برایشان دلیل و برهان بیاورد که بالاخره خسته شوند و نظراتش را بپذیرند.‏ چنین لجبازی و یکدندگی نشانهٔ تکبّر و غرور است و به گفتهٔ کتاب مقدّس:‏ «غرور منجر به هلاکت می‌شود.‏» (‏امثال ۱۶:‏۱۸‏،‏ تفس‍.‌‏)‏ اگر واقعاً برادرانمان را دوست داشته باشیم،‏ به نظرات آنان احترام می‌گذاریم و تا جای ممکن از خود انعطاف‌پذیری نشان می‌دهیم.‏ طبع انعطاف‌پذیر با این گفتهٔ پولُس هماهنگی دارد که می‌گوید:‏ «هر کس نفع خود را نجوید،‏ بلکه نفع دیگری را.‏»—‏۱قُرِنتیان ۱۰:‏۲۴‏.‏

۱۹.‏ محبت چگونه به ما کمک می‌کند تا در مقابل رفتار ناراحت‌کنندهٔ دیگران واکنش درست نشان دهیم؟‏

۱۹ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ خشمگین نمی‌شود و کینه به دل نمی‌گیرد.‏» ‏(‏ا ش‏)‏ شخص بامحبت با کوچک‌ترین حرف یا عمل دیگران به خشم نمی‌آید.‏ البته طبیعتاً وقتی کسی به ما توهین می‌کند ناراحت می‌شویم.‏ اما حتی در این صورت نیز محبت نمی‌گذارد خشمگین و ناراحت باقی بمانیم.‏ (‏اَفَسُسیان ۴:‏۲۶،‏ ۲۷‏)‏ نباید گفته‌ها و اَعمال ناراحت‌کنندهٔ دیگران را به خاطر بسپاریم،‏ طوری که گویی آن‌ها را به حسابشان نوشته‌ایم.‏ بلکه به عکس محبت ما

را وا می‌دارد تا خدای مهربانمان را سرمشق قرار دهیم.‏ همان طور که در فصل بیست و شش دیدیم،‏ یَهُوَه هر جا که دلیلی محکم برای بخشش وجود داشته باشد،‏ آن را از ما دریغ نمی‌کند.‏ و هنگامی که ما را می‌بخشد،‏ گناهمان را فراموش می‌کند،‏ بدین معنا که دیگر ما را به دلیل این گناهان محکوم نمی‌کند.‏ آیا جای سپاسگزاری نیست که یَهُوَه کینه به دل نمی‌گیرد؟‏

۲۰.‏ اگر هم‌ایمانی در چنگال گناه گرفتار و در نتیجه دچار مصیبت شود،‏ باید چه واکنشی از خود نشان دهیم؟‏

۲۰ ‏«محبت .‏ .‏ .‏ از ناراستی خوشوقت نمی‌گردد.‏» در ترجمهٔ دیگری این عبارت به صورت «محبت ‏.‏ .‏ .‏ از گناهان انسان‌های دیگر خوشنود نمی‌شود،‏» برگردانده شده است.‏ در ترجمهٔ دیگری آمده است:‏ «محبت هیچ گاه از کج‌روی دیگران خوشحال نمی‌گردد.‏» از آنجایی که محبت از ناراستی شاد نمی‌گردد،‏ ما نیز از کنار هیچ گونه بی‌عفتی و فسادی بی‌اعتنا نمی‌گذریم.‏ حال اگر یکی از هم‌ایمانانمان در چنگال گناه گرفتار و در نتیجهٔ آن دچار مصیبت شده باشد،‏ چه واکنشی از خود نشان می‌دهیم؟‏ آیا خوشحال می‌شویم و می‌گوییم:‏ «خوب شد!‏ حقش بود!‏»؟‏ خیر،‏ محبت ما را از خوشحالی در این مورد باز می‌دارد.‏ ‏(‏امثال ۱۷:‏۵‏)‏ در عوض هنگامی خوشحال می‌شویم که ببینیم برادری خطاکار تلاش می‌کند دوباره از لحاظ روحانی روی پای خود بایستد.‏

‏«بهترین راه»‏
۲۱-‏۲۳.‏ الف)‏ منظور پولُس از اینکه گفت «محبت هرگز ساقط نمی‌شود» چه بود؟‏ ب)‏ آخرین فصل این کتاب به چه موضوعی اختصاص دارد؟‏

۲۱ ‏«محبت هرگز ساقط نمی‌شود.‏» منظور پولُس از این عبارت چیست؟‏ موضوع بحث پولُس در این باب،‏ عطایایی است که از طریق روح‌القدس به مسیحیان اوّلیه داده شده بود.‏ این عطایا نشانگر آن بود که این جماعت نوپا مورد لطف و عنایت خداست.‏ اما همهٔ مسیحیان اوّلیه قادر به شفا بخشیدن،‏ نبوّت کردن،‏ یا سخن گفتن به زبان‌ها نبودند.‏ این امر اهمیتی نداشت چون این عطایای اعجازآمیز سرانجام روزی خاتمه می‌یافت.‏ لیکن محبت باقی می‌ماند؛‏ خصوصیتی که همهٔ مسیحیان قادر بودند آن را در خود پرورش دهند و از هر هدیهٔ معجزه‌آسایی چشمگیرتر و پردوام‌تر بود.‏ پولُس حتی آن را «طریق افضل‌تر» یا بهترین راه خواند.‏ (‏۱قُرِنتیان ۱۲:‏۳۱‏)‏ آری،‏ راه محبت،‏ بهترین راه است.‏

قوم یَهُوَه را می‌توان از روی محبتی که به یکدیگر دارند شناخت
۲۲ محبت مسیحی که پولُس توصیف کرد «هرگز ساقط نمی‌شود،‏» بدین معنا که هیچ گاه پایان نمی‌گیرد.‏ حتی در روزگار ما نیز پیروان حقیقی عیسی را می‌توان از روی محبت برادرانه و ایثارگرانه‌شان شناخت.‏ چنین محبتی را می‌توان در جماعت‌های پرستندگان یَهُوَه در سرتاسر دنیا یافت.‏ این محبت تا ابد باقی می‌ماند،‏ زیرا یَهُوَه به خادمان وفادارش وعدهٔ زندگی جاودان را داده است.‏ (‏مزمور ۳۷:‏۹-‏۱۱،‏ ۲۹‏)‏ بیایید تمام تلاش خود را بکنیم تا ‹از روی محبت زندگی کنیم.‏› بدین سان،‏ بزرگ‌ترین سعادت و فرخندگی که از بخشش و سخاوتمندی به دست می‌آید نصیبمان خواهد شد.‏ علاوه بر این،‏ می‌توانیم همچون خدای مهربانمان یَهُوَه تا ابد زندگی و محبت کنیم.‏

دكتر فرهاد ميثمى، فعال مدنى كه درچهل ونهمين روزاعتصاب خود بسرميبردازپذيرش سرم سرباز زده است.حال ايشان وخيم گزارش شده ونگرانى شديد فعالين رادرپى داشته است

از عیسی دعا کردن را بیاموزیم
‏«چون عیسی این سخنان را ختم کرد،‏ آن گروه از تعلیم او در حیرت افتادند.‏» —‏ مت ۷:‏۲۸‏.‏

۱،‏ ۲.‏ چرا مردم از نحوهٔ آموزش عیسی متعجب شدند؟‏
ما باید گفته‌های یگانه پسر خدا،‏ عیسی مسیح را به گوش گیریم و در زندگی به کار بندیم.‏ عیسی در موعظهٔ بالای کوه به نحوی آموزش داد که مردم متعجب گردیدند.‏ به راستی که او سخنرانی بی‌نظیر بود.‏ —‏ متّیٰ ۷:‏۲۸،‏ ۲۹ خوانده شود.‏

۲ پسر یَهُوَه خدا همانند کاتبان به مردم تعلیم نمی‌داد.‏ گفته‌های آنان بر اساس حکمت انسانی و سخنرانی‌هایشان طویل و بی‌محتوا بود.‏ در مقابل،‏ عیسی با «قدرت» آموزش می‌داد،‏ و سخنان او گیرا و نافذ بود،‏ چرا که از جانب خدا سخن می‌گفت.‏ (‏یو ۱۲:‏۵۰‏)‏ بیایید ببینیم گفته‌های او در موعظهٔ بالای کوه چگونه می‌تواند بر دعاهای ما تأثیر گذارد.‏

هرگز همچون ریاکاران دعا نکنید

۳.‏ سخنان عیسی در متّیٰ ۶:‏۵ را به طور خلاصه بیان کنید.‏
۳ دعا بخش اصلی پرستش ماست.‏ بنابراین باید به طور مرتب به یَهُوَه خدا دعا کنیم و نحوهٔ دعا کردنمان باید هماهنگ با تعالیم عیسی در موعظهٔ بالای کوه باشد.‏ او در خصوص دعا می‌گوید:‏ ‏«چون عبادت کنی،‏ مانند ریاکاران مباش زیرا خوش دارند که در کنایس و گوشه‌های کوچه‌ها ایستاده،‏ نماز گذارند تا مردم ایشان را ببینند.‏ هرآینه به شما می‌گویم اجر خود را تحصیل نموده‌اند.‏» ‏—‏ مت ۶:‏۵‏.‏

۴-‏۶.‏ الف)‏ فریسیان چرا دوست داشتند که «در کنایس و گوشه‌های کوچه‌ها ایستاده» دعا کنند؟‏ ب)‏ چنین ریاکارانی چگونه ‹اجر خود را تحصیل می‌نمودند›؟‏
۴ شاگردان عیسی هنگام دعا نباید فریسیان متظاهر و زاهدمآب را سرمشق قرار می‌دادند.‏ (‏مت ۲۳:‏۱۳-‏۳۲‏)‏ این «ریاکاران» دوست داشتند «در کنایس و گوشه‌های کوچه‌ها ایستاده» دعا کنند تا «مردم ایشان را ببینند.‏» در قرن اوّل،‏ مرسوم بود که یهودیان حدود ساعت نُه صبح و سه بعدازظهر هنگام گذراندن قربانی سوختنی در معبد به صورت جمعی دعا می‌کردند.‏ بسیاری از پرستندگان یَهُوَه که ساکن اورشلیم بودند در محوطهٔ معبد به همین منظور گرد هم می‌آمدند.‏ یهودیان در مناطق دیگر نیز اغلب روزی دو بار ‹ در کنایس ایستاده› دعا می‌کردند.‏ —‏ لوقا ۱۸:‏۱۱،‏ ۱۳ مقایسه شود.‏

۵ از آنجایی که بسیاری از مردم در نزدیکی معبد یا کنیسه‌ای نبودند در این ساعات در هر جا که ممکن بود به دعا مشغول می‌شدند.‏ برخی ریاکاران برای این که مردمی که از آنجا عبور می‌کنند «ایشان را ببینند» کاری می‌کردند که در این ساعات در کوچه‌ها باشند تا در «گوشه‌های کوچه‌ها» دعا کنند.‏ این عوام‌فریبان ‹نماز را به ریاکاری طول می‌دادند› تا رهگذران آنان را تمجید و تحسین نمایند.‏ (‏لو ۲۰:‏۴۷‏)‏ ما باید همواره با چنین طرز فکر نادرستی مقابله کنیم.‏

۶ عیسی به روشنی نشان داد که چنین ریاکارانی «اجر خود را تحصیل نموده‌اند.‏» آنان تشنهٔ توجه و تحسین مردمند و این اجر را دریافت می‌کنند.‏ یَهُوَه به دعاهای ریاکارانهٔ آنان هیچ توجهی نخواهد کرد.‏ اما همان طور که در سخنان بعدی عیسی آشکار است خدا به دعاهای مسیحیان واقعی گوش می‌دهد .‏

۷.‏ برای دعا کردن «به حجرهٔ خود داخل شو» به چه مفهوم است؟‏
۷ ‏«لیکن تو چون عبادت کنی،‏ به حجرهٔ خود داخل شو و در را بسته،‏ پدر خود را که در نهان است عبادت نما؛‏ و پدر نهان‌بین تو،‏ تو را آشکارا جزا خواهد داد.‏» ‏(‏مت ۶:‏۶‏)‏ هشدار عیسی در اینجا به این معنی نیست که شخص نباید در جمع مردم دعا کند.‏ منظور عیسی این است که انگیزهٔ ما از دعا نباید تحت تأثیر قرار دادن دیگران و مورد تمجید قرار گرفتن باشد.‏ کسی که مسئولیت دعا برای جمع را بر عهده دارد باید این هشدار عیسی را به یاد داشته باشد.‏ در ادامه می‌خواهیم پند دیگری از عیسی را در خصوص دعا مورد بررسی قرار دهیم.‏

۸.‏ بر طبق متّیٰ ۶:‏۷ چه شیوهٔ دعایی ناشایست است و باید از آن پرهیز کرد؟‏
۸ ‏«چون عبادت کنید،‏ مانند امّت‌ها تکرار باطل مکنید زیرا ایشان گمان می‌برند که به سبب زیاد گفتن مستجاب می‌شوند.‏» ‏(‏مت ۶:‏۷‏)‏ عیسی در اینجا به شیوهٔ ناشایست دیگری در دعا اشاره می‌کند.‏ طبعاً منظور عیسی این نبود که ما باید در دعا از تکرار خواهش‌های قلبی‌مان و عباراتی که نشانهٔ قدردانی و سپاسمان است خودداری کنیم.‏ عیسی خود شب قبل از مرگش در باغ جتسیمانی بارها با «همان کلام» که پیش از آن گفته بود «دعا نمود.‏» —‏ مرق ۱۴:‏۳۲-‏۳۹‏.‏

۹،‏ ۱۰.‏ در دعاهایمان از چه نوع تکراری باید اجتناب کنیم؟‏
۹ برای ما پرستندگان حقیقی یَهُوَه نادرست است که دعاهایمان «مانند امّت‌ها» یا پرستندگان ادیان دور از خدا گردد.‏ آنان با تکرار عباراتی که به خاطر سپرده‌اند که شامل کلمات زائد و غیر ضروری است «تکرار باطل» می‌کنند.‏ زمانی که پرستندگان بَعْل نام خدای باطل خود را «از صبح تا ظهر» می‌خواندند که «ای بَعْل ما را جواب بده» نفعی حاصلشان نشد.‏ (‏۱پاد ۱۸:‏۲۶)‏ امروزه میلیون‌ها نفر

این تصوّر باطل را دارند که با گفتن دعاهای طولانی و تکرار یک سری کلمات دعاهایشان «مستجاب» می‌شود.‏ اما عیسی برای ما روشن ساخت که از دید یَهُوَه «زیاد گفتن» و تکرار یک سری کلمات برای طولانی ساختن دعا ارزشی ندارد.‏ سپس عیسی چنین افزود:‏

۱۰ ‏«پس مثل ایشان مباشید زیرا که پدر شما حاجات شما را می‌داند پیش از آنکه از او سؤال کنید.‏» ‏(‏مت ۶:‏۸‏)‏ بسیاری از رهبران یهودی با دعاهای بیش از حد طولانی‌شان مانند بت‌پرستان عمل می‌کردند.‏ دعایی که از دل جاری شود و حمد و سپاس و درخواست‌هایمان را در بر گیرد بخش مهمی از پرستش حقیقی است.‏ (‏فیل ۴:‏۶‏)‏ نادرست خواهد بود اگر در دعاهایمان یک سری کلمات مشخص را طوطی‌وار تکرار کنیم گویی که باید درخواست‌هایمان را به خدا یادآور شویم.‏ باید همواره به خاطر داشته باشیم که مخاطب دعاهای ما کسی است که نیازها و ‹حاجات ما را پیش از آنکه از او سؤال کنیم می‌داند.‏›‏

۱۱.‏ اگر از ما خواسته شود در جمع دعا کنیم باید چه نکاتی را به خاطر داشته باشیم؟‏
۱۱ تعالیم عیسی در مورد دعا باید همواره به خاطرمان آورد که کلمات پرطمطراق و سخنان طولانی خدا را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.‏ همچنین باید مد نظر داشته باشیم اگر برای جمع دعا می‌کنیم نباید سعی کنیم شنوندگانمان را مجذوب خود سازیم و آنان را تحت تأثیر قرار دهیم یا دعایمان چنان طولانی باشد که شنوندگان در انتظار تمام شدن آن و «آمین» گفتن باشند.‏ همچنین اگر دعا را وسیله‌ای برای اعلام خبر یا پند و نصیحت قرار دهیم،‏ با آنچه که عیسی در موعظهٔ بالای کوه تعلیم داد هماهنگ نیست.‏

عیسی شیوهٔ دعا کردن را به ما تعلیم می‌دهد

۱۲.‏ مفهوم درخواست «نام تو مقدّس باد» را چگونه توضیح می‌دهید؟‏
۱۲ عیسی فقط به شاگردانش تعلیم نداد که از چه چیزهایی در دعا پرهیز کنند بلکه همچنین به آنان آموخت که چگونه دعا کنند.‏ (‏متّیٰ ۶:‏۹-‏۱۳ خوانده شود.‌‏)‏ دعای نمونه به این منظور گفته نشده است که آن را حفظ و مرتباً تکرار کنیم.‏ بلکه این دعا الگویی برای دعاهای ماست.‏ برای مثال،‏ عیسی در این دعا قبل از هر موضوعی به خدا اشاره کرد و آن را چنین آغاز نمود:‏ ‏«ای پدر ما که در آسمانی،‏ نام تو مقدّس باد.‏» ‏(‏مت ۶:‏۹‏)‏ خطاب کردن یَهُوَه خدا به عنوان «پدر ما» شایسته است،‏ زیرا او آفرینندهٔ ماست و «در آسمان‌ها» ورای زمین سکونت دارد.‏ (‏تث ۳۲:‏۶؛‏ ۲توا ۶:‏۲۱؛‏ اعما ۱۷:‏۲۴،‏ ۲۸‏)‏ استفاده از ضمیر «ما» در دعا به ما یادآور می‌شود که هم‌ایمانانمان نیز به مانند ما رابطه‌ای نزدیک با خدا دارند.‏ «نام تو مقدّس باد» در واقع درخواستی است از خدا تا او دست به عمل زند و نام خود را از بی‌حرمتی‌هایی که از وقایع باغ عدن تا به حال بر آن نهاده شده پاک سازد.‏ در پاسخ این دعا یَهُوَه شریران را از زمین نابود خواهد ساخت.‏ —‏ حز ۳۶:‏۲۳.‏

۱۳.‏ الف)‏ چگونه این درخواست که «ملکوت تو بیاید» به تحقق خواهد رسید؟‏ ب)‏ انجام شدن ارادهٔ خدا در زمین چه وقایعی را در بر می‌گیرد؟‏
۱۳ ‏«ملکوت تو بیاید.‏ ارادهٔ تو چنانکه در آسمان است،‏ بر زمین نیز کرده شود.‏» ‏(‏مت ۶:‏۱۰‏)‏ در خصوص این درخواست که در دعای نمونه آمده باید مد نظر داشته باشیم که «ملکوت» حکومتی آسمانی است که حکمرانی آن در دست مسیح و «مقدّسان» رستاخیزیافته است.‏ (‏دان ۷:‏۱۳،‏ ۱۴،‏ ۱۸؛‏ اشع ۹:‏۶،‏ ۷)‏ درخواست آمدن ملکوت خدا در دعا،‏ درخواستی است برای اینکه پادشاهی خدا «بیاید» و تمامی مخالفان فرمانروایی خود را در زمین نابود کند.‏ این امر به زودی روی خواهد داد و راه را برای بهشتِ عدالت،‏ صلح و بهروزی در سراسر زمین آماده خواهد ساخت.‏ (‏مز ۷۲:‏۱-‏۱۵؛‏ دان ۲:‏۴۴؛‏ ۲پطر ۳:‏۱۳‏)‏ درخواست اینکه ارادهٔ خدا در زمین برقرار گردد به این معنی است که همان طور که خدا اراده‌اش را در آسمان برقرار ساخته برای سیّارهٔ ما نیز به عمل آورد؛‏ یعنی همانند گذشته بار دیگر مخالفانش را نابود سازد.‏ —‏ مزمور ۸۳:‏۱،‏ ۲،‏ ۱۳-‏۱۸ خوانده شود.‏

۱۴.‏ چرا شایسته است که برای ‹نان امروز› به خدا دعا کنیم؟‏
۱۴ ‏«نان کفاف ما را امروز به ما بده.‏» ‏(‏مت ۶:‏۱۱؛‏ لو ۱۱:‏۳‏)‏ با چنین درخواستی در واقع از خدا می‌خواهیم که در هر روز برای کفایت همان روز غذا به ما ارزانی دارد،‏ نه مازاد نیازمان.‏ چنین دعایی نشان می‌دهد که ما اطمینان داریم که یَهُوَه قادر است نیازهای روزانهٔ ما را برآورده کند.‏ دعا برای ‹نان امروز› ما را به یاد فرمانی می‌اندازد که برای جمع‌آوری منّ به اسرائیلیان داده شده بود اینکه «کفایت هر روز را در روزش گیرند؛‏» یعنی تنها به اندازهٔ نیاز روزانه‌شان غذا جمع‌آوری کنند.‏ —‏ خرو ۱۶:‏۴.‏

۱۵.‏ منظور عیسی از گفتن «قرض‌های ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم» چیست؟‏
۱۵ خواهش دیگری که عیسی در دعای نمونه بدان اشاره کرد توجه ما را به نکته‌ای جلب می‌کند که انجام آن ضروری است.‏ عیسی می‌گوید:‏ ‏«قرض‌های ما را ببخش چنانکه ما نیز ق

رضداران خود را می‌بخشیم.‏» ‏(‏مت ۶:‏۱۲‏)‏ لوقا در انجیل خود اشاره می‌کند که منظور از ‹قرض› در واقع ‹گناه› است.‏ (‏لو ۱۱:‏۴‏)‏ تنها زمانی می‌توانیم انتظار داشته باشیم که خدا گناهان ما را ببخشد که ما نیز از سر تقصیرات دیگران گذشته باشیم.‏ (‏متّیٰ ۶:‏۱۴،‏ ۱۵ خوانده شود.‌‏)‏ به این معنی که آنان را از صمیم دل بخشیده باشیم.‏ —‏ افس ۴:‏۳۲‏.‏

۱۶.‏ عیسی در دعای نمونه در مورد وسوسه و نجات یافتن از دست شیطان به چه مطلبی اشاره می‌کند؟‏
۱۶ ‏«ما را در آزمایش میاور،‏ بلکه از شریر ما را رهایی ده.‏» ‏(‏مت ۶:‏۱۳‏)‏ منظور عیسی از این دو خواهش در دعای نمونه چیست؟‏ قدر مسلّم آن است که یَهُوَه هرگز ما را ‹ در آزمایش نمی‌آورد؛‏› یعنی در موقعیتی وسوسه‌انگیز قرار نمی‌دهد.‏ (‏یعقوب ۱:‏۱۳ خوانده شود.‌‏)‏ کسی که ما را به وسوسه می‌کشد شیطان است.‏ (‏مت ۴:‏۳‏)‏ اما گاهی در کتاب مقدّس یَهُوَه انجام‌دهندهٔ عملی خوانده شده،‏ به این مفهوم که او مانع انجام آن عمل نشده است.‏ (‏روت ۱:‏۲۰،‏ ۲۱؛‏ جا ۱۱:‏۵)‏ پس وقتی می‌گوییم «ما را در آزمایش میاور،‏» در واقع خواهش ما این است که یَهُوَه نگذارد در موقعیتی وسوسه‌انگیز از معیارهای والای او تخطّی کنیم.‏ و وقتی درخواست می‌کنیم که ‹ما را از شریر رهایی ده› در واقع از او می‌خواهیم که نگذارد شیطان ما را مغلوب کند.‏ کتاب مقدّس به ما اطمینان می‌دهد که ‹خدا نمی‌گذارد ما فوق طاقت خود آزموده شویم.‏› —‏ ۱قُرِنتیان ۱۰:‏۱۳ خوانده شود.‏

همچنان ‹سؤال کنید،‏ بطلبید و بکوبید›‏

۱۷،‏ ۱۸.‏ منظور عیسی از این که همواره ‹سؤال کنید،‏ بطلبید و بکوبید› چیست؟‏
۱۷ پولُس رسول هم‌ایمانان خود را چنین ترغیب می‌کند:‏ «در دعا ثابت‌قدم باشید.‏» (‏روم ۱۲:‏۱۲‏،‏ ترجمهٔ هزارهٔ نو‏)‏ عیسی نیز در این خصوص به نکتهٔ بسیار مهمی اشاره می‌کند و می‌گوید:‏ ‏«سؤال کنید که به شما داده خواهد شد؛‏ بطلبید که خواهید یافت؛‏ بکوبید که برای شما باز کرده خواهد شد.‏ زیرا هر که سؤال کند،‏ یابد و کسی که بطلبد دریافت کند و هر که بکوبد برای او گشاده خواهد شد.‏» ‏(‏مت ۷:‏۷،‏ ۸‏)‏ کاملاً شایسته و بجاست که در دعا مرتباً آنچه را که مطابق ارادهٔ خداست از او بطلبیم.‏ یوحنّای رسول با نظر به این سخن عیسی می‌گوید:‏ «خاطرجمع هستیم که هر گاه از خدا چیزی مطابق خواست او بطلبیم،‏ دعای ما را خواهد شنید.‏» —‏ ۱یو ۵:‏۱۴‏،‏ ترجمهٔ تفسیری.‏

۱۸ عیسی با گفتن این که ‹سؤال کنید و بطلبید› ما را ترغیب می‌کند که از صمیم دل دعا کنیم و از دعا و تضرّع خسته نشویم.‏ عیسی همچنین به ما تذکر می‌دهد که ‹بکوبیم› تا درِ ورود به ملکوت خدا و برکات و موهبت‌های آن به روی ما گشوده شود.‏ آیا به راستی می‌توانیم اطمینان داشته باشیم که یَهُوَه دعاهای ما را مستجاب می‌کند؟‏ بله،‏ ولی مشروط بر این که به او وفادار بمانیم.‏ عیسی می‌گوید:‏ «هر که سؤال کند،‏ یابد و کسی که بطلبد دریافت کند و هر که بکوبد برای او گشاده خواهد شد.‏» برای خادمان یَهُوَه به تجربه ثابت شده است که یَهُوَه همواره ‹ دعاهایشان را می‌شنود› و مستجاب می‌کند.‏ —‏ مز ۶۵:‏۲.‏

۱۹،‏ ۲۰.‏ با نظر به آنچه در متّیٰ ۷:‏۹-‏۱۱ آمده است چرا می‌توان یَهُوَه را پدری مهربان خواند؟‏
۱۹ عیسی یَهُوَه را به پدری مهربان تشبیه می‌کند که هیچ چیز خوبی را از فرزندانش دریغ نمی‌دارد.‏ حال،‏ خود را در جمع حاضرانی تصوّر کنید که سخنان عیسی را می‌شنیدند.‏ می‌شنوید که عیسی می‌گوید:‏ ‏«کدام آدمی است از شما که پسرش نانی از او خواهد و سنگی بدو دهد؟‏ یا اگر ماهی خواهد ماری بدو بخشد؟‏ پس هر گاه شما که شریر هستید،‏ دادن بخشش‌های نیکو را به اولاد خود می‌دانید،‏ چقدر زیاده پدر شما که در آسمان است چیزهای نیکو را به آنانی که از او سؤال می‌کنند خواهد بخشید!‏» ‏—‏ مت ۷:‏۹-‏۱۱‏.‏

۲۰ یک پدر مهربان گرچه به دلیل گناه موروثی در مقایسه با یَهُوَه «شریر» محسوب می‌شود،‏ اما صمیمانه به فرزند خود مهر می‌ورزد.‏ پدر آسمانی‌مان هرگز فرزندان خود را فریب نمی‌دهد،‏ بلکه آنان را از «چیزهای نیکو» همچون روح مقدّس خود بهره‌مند می‌سازد.‏ (‏لو ۱۱:‏۱۳‏)‏ آری،‏ «هر بخشندگیِ نیکو و هر بخششِ کامل» از جانب یَهُوَه است و این امر ما را بر می‌انگیزد تا او را به نحوی شایسته خدمت کنیم.‏ —‏ یعقو ۱:‏۱۷‏.‏

همچنان از سخنان حکیمانهٔ عیسی فایده ببریم

۲۱،‏ ۲۲.‏ چه چیزی موعظهٔ بالای کوه را چشمگیر ساخته است،‏ و تأمّل بر سخنان عیسی چه احساسی در شما برمی‌انگیزد؟‏
۲۱ موعظهٔ بالای کوه گرانقدرترین سخنرانی در تاریخ بشر است.‏ آنچه عیسی در مورد خدا آموزش داد و وضوح تعالیم او این سخنرانی را حقیقتاً چشمگیر و فوق‌العاده ساخته است.‏ چنانچه ما نکاتی را که در این سری مقالات از این موعظهٔ تاریخی آموختیم به کار گیریم فایدهٔ عظیمی خواهیم برد.‏ سخنان حکیمانهٔ عیسی نه تنها شادی و سعادت را به زندگی کنونی ما می‌بخشد بلکه افقی روشن و زیبا پیش روی ما می‌گستر

اند.‏

۲۲ در این مقالات ما تنها به شماری از تعالیم گوهرگونهٔ موعظهٔ تاریخی عیسی پرداختیم.‏ بی‌دلیل نیست آنانی که آن موعظه را شنیدند «از تعلیم او در حیرت افتادند.‏» (‏مت ۷:‏۲۸‏)‏ حقیقتاً که وقتی نور حکمت تعالیم این معلّم بزرگ ذهن و دل ما را روشن می‌کند ما نیز در حیرت و شگفتی فرو می‌رویم.‏

داستان :عیسی به مردمان زیادی غذا می‌دهد

اتفاق خیلی بدی افتاده است. یحیای تعمیددهنده کشته شده است. یرودیا زن پادشاه او را دوست نداشت و توانست پادشاه را وادار کند که سر یحیی را ببرد.

وقتی عیسی این موضوع را می‌شنود، بسیار ناراحت می‌شود و به تنهایی به مکانی خلوت می‌رود. اما مردم او را دنبال می‌کنند. هنگامی که عیسی جمعیت را می‌بیند، دلش به حال آنها می‌سوزد. بنابراین درباره ملکوت خدا با آنها حرف می‌زند، و بیماران را شفا می‌دهد.

عصر همان روز شاگردانش نزد او می‌آیند و می‌گویند:‏ ‹دیر وقت است، و اینجا هم جای خلوتی است. مردم را مرخص کن بروند تا از دهات نزدیک برای خود غذا بخرند.›

عیسی جمعیتی را غذا می‌دهد
عیسی جواب می‌دهد:‏ ‹احتیاجی نیست که بروند. شما به آنها چیزی برای خوردن بدهید.› عیسی به طرف فیلپس برمی‌گردد و می‌پرسد:‏ ‹از کجا می‌توانیم برای سیر کردن این افراد غذای کافی بخریم‌؟›

فیلپس جواب می‌دهد:‏ ‹برای خرید غذا به اندازه‌ای که هر کس بتواند فقط کمی بخورد، پول خیلی زیادی باید پرداخت.› اندریاس می‌گوید:‏ ‹این پسر که غذایمان را حمل می‌کند، پنج نان و دو ماهی دارد. اما برای این همه مردم کافی نخواهد بود.›

عیسی می‌گوید:‏ ‹به مردم بگویید روی چمن بنشینند.› سپس او برای غذا از خدا تشکر می‌کند و شروع به قطعه قطعه کردن آن می‌کند. بعد، شاگردان نان و ماهی را به مردم می‌دهند. آنجا حدود ۵۰۰۰ مرد و هزاران زن و بچه هستند. آنها همگی می‌خورند و سیر می‌شوند. و وقتی شاگردان آنچه را که باقی مانده است جمع می‌کنند، ۱۲ سبد پر می‌شود!

حالا عیسی شاگردانش را سوار قایقی می‌کند تا از دریای جلیل عبور کنند. در شب توفان بزرگی بر پا می‌شود، و موجها قایق را به این طرف و آن طرف می‌برند. شاگردان خیلی می‌ترسند. آنگاه در نیمه شب، شخصی را می‌بینند که بر روی آب قدم زنان به طرف آنها می‌آید. آنها از ترس فریاد می‌زنند، چون نمی‌دانند آنچه که می‌بینند، چیست.

عیسی می‌گوید:‏ ‹نترسید، من هستم!› آنها هنوز هم باورشان نمی‌شود. بنابراین پطرس می‌گوید:‏ ‹ای آقا، اگر تو هستی به من بگو تا بر روی آب پیش تو بیایم.› عیسی می‌گوید:‏ ‹بیا!› و پطرس از قایق پایین می‌آید و روی آب قدم می‌زند! سپس دچار ترس می‌شود و شروع به غرق شدن می‌کند، اما عیسی او را نجات می‌دهد.

بعدها، عیسی دوباره به هزاران نفر غذا می‌دهد. این بار او با هفت نان و چند ماهی این کار را می‌کند. این بار هم غذای کافی برای همه فراهم می‌شود. آیا طرز مواظبت عیسی از مردم شگفت‌انگیز نیست‌؟ وقتی که او به عنوان پادشاه خدا حکومت کند، ما دیگر هیچ نگرانی نخواهیم داشت.

متی ۱۴:‏۱-‏۳۲؛ ۱۵:‏۲۹-‏۳۸؛ یوحنا ۶:‏۱-‏۲۱.

قطعا بسیاری از مردم متوجه شده است که با سیاره ما این است که چیزی اشتباه است. در همه ما می شنویم گزارش های رسانه ها در مورد بلایای طبیعی است. زلزله های بزرگ ، سیل ، آتشفشان ، آتش سوزی ، برف سنگین ، طوفانها و tornadoes یک اتفاق روزمره. همه جا ما از جنگ ، شورش خونین و اعتصابات را بشنود. مردم دیگر احساس می کنم بیش از حد کند است ، که تمام آنچه اتفاق می افتد در جهان است.

یک تکه بزرگ از سوختن روسیه و چین و دیگر کشورهای آسیایی زیر آب. آتشفشان Soptí در ایسلند جنوبی ، امریکا ، بزرگ زمین لرزه ، سیل و ریزش کوه. استرالیا ناگهان خود را در زیر آب و در نیوزیلند ، زلزله قوی در بر داشت. یکی دیگر از زلزله ، سیل و ریزش کوه در جنوب امریکا ، چین و زلزله بزرگ در ژاپن است. مرگ و میر گسترده ای از پرندگان و ماهی در اطراف جهان است. جهان با جنگ های بی معنی آشغال علیه تروریسم ، کشورهای عربی حرکت ضد شورش با ابعاد غول پیکر. مرگ هر روز از گرسنگی و بیماری ویرانگر تعداد بی شماری از مردم است. این فقط یک قسمت کوچکی از آنچه که می تواند در رسانه ها بیش از چند ماه گذشته پیدا شده است.

همچنین ، شما باید قطعا متوجه شده است که افزایش شدید نشان می دهد که وحی غیبی spiritistic چگونه در دنیا و در کلیسا. تعداد sightings بشقاب پرنده ها افزایش بیش از بسیاری از شهرستانها بزرگ در کشورهای مختلف. شما ممکن است پدیده های غیر قابل توضیح در آسمان به شکل مارپیچی و نشانه های نور برای جلوگیری از نزول مسیح دروغین Maitrea دیده می شود. بسیاری از مردم می شود توانایی های غیر قابل توضیح مانند پرواز ، یا شفا از راه دور.

عیسی شاگردان خود را در جزئیات گفت که چطور به ثبت نام فقط قبل از دوم خود را به آینده. همه شاگردان و ما را دیده اند ، این پیام را برای پایان تاریخ جهان خواندن کتاب مقدس است.

متی 24،4-8 — مسیح آنها را پاسخ داد : “مراقب باشید که هیچ مردی شما را فریب می باید بسیاری به نام من آمده ، گفت :’ من به عیسی مسیح و نباید فریب بسیاری از وقتی که می شنوید ، صدای جنگ و.. گزارش از جنگ ، نگاه شما به نگرانی نیست. باید می آیند ، اما هنوز به پایان خواهد رسید. ملت در مقابل ملت افزایش یابد ، و در مقابل پادشاهی بریتانیا ، و گریز از قحطی در مناطق مختلف و زلزله. همه این ها فقط بدو تولد درد.

لوقا 21،9-11 — هنگامی که شما از جنگ و شورش می کنند ، وحشت نکنید. این باید انجام شود ، اما این پایان کار نبود. “بعد از آن او به آنها گفت :” ملت در مقابل ملت افزایش یابد ، و در مقابل پادشاهی بریتانیا. آنها خواهد شد زلزله بزرگ در نقاط مختلف وجود خواهد داشت قحطی و طاعون و وحشت می آیند و نشانه های بزرگ از بهشت است.

چه اتفاق می افتد در سراسر جهان است عادی و نه همیشه در چنین مقیاس بزرگ است. فقط برخی از این آمار و خواندن پیدا کنید که بلایای طبیعی در حال افزایش است تا steeply. در سراسر جهان ، آشوب ، قحطی و بیماری. جهان overpopulated ، دیوانه و در درد گرفتار.

چه اتفاق می افتد در هر گوشه از جهان ، از آغاز تولد به عنوان درد در متی در 24 فصل آمده است.

بسیاری از افراد مذهبی که با آنها در تماس با من آمد می گویند که ورود زود هنگام از عیسی مسیح که ایمان آورده اند پدران و اجداد یا بزرگ پدربزرگ. Panicking از هر فاجعه طبیعی و انتظار اولیه به پایان جهان است. پس از گذشت سالها و جهان هنوز هم همان ، عیسی در هر نقطه. هیچ دلیلی برای وحشت وجود دارد می گوید : عیسی مسیح خواهد آمد ، اما نگرانی ما نیست.

فقط کمی فکر کردن در مورد آنچه در آن زندگی می کنند طول می کشد تا ایمان ما چیست؟ ما انتظار داریم که به زودی خداوند ما عیسی مسیح در راه هستند. حتی شاگردان اول معتقد بودند که عیسی مسیح در طول عمر خود برگردند. متعصب و گسترش انجیل به جهان است. پس پدران ما را و ایمان خود را متعصب زنده بود و صادق. آنها شکارچیان مردم را به مسیح ، انجیل به سرعت گسترش بود.

امروز ، عیسی هرگز انتظار می رود هر کس به خنده ، که عیسی مسیح جهان است هنوز هم همان خواهد شد و در. آنها می گویند صلح و امنیت ، چیزی اتفاق می افتد ، بلایای طبیعی و نا آرامی ها همیشه هستند. هر کس تنها در کار خود ، سرگرمی خود ، لذت ، از ظاهر خود علاقه مند است. صرفه جویی تا تبخیر لذت بردن شکم پرستی و زیاده روی. ما در انسان همکاران ما علاقه ای ندارند ، من شرمنده از ایمان من ، موعظه به امید جهان به عیسی ، فقط هفته ای یک بار ما را به این تصور کلیشه ای از مجلس برود. کلیساها ، تبدیل به یک باشگاه که در آن مردم به چت با دوستان ، ترتیب دادن معاملات و اغلب نگاهی به تئاتر است ، که البته ما است.

کتاب مقدس به ما می گوید که در روز گذشته scoffers خواهد آمد. دقیقا چگونه آن نوشته شده است اشتباه است ، ایمان از پدران ما و ما را با مسخره کردن و دل ما سرد سرد می شود. ما فکر می کنیم ما را برنده شده اید ، و باور اس

ت که به اندازه کافی برای رستگاری.

2 پیتر 3،3-4 — اول ، می دانم که در روز گذشته scoffers خواهد آمد بر خلاف وجدان انسانی رفتار سلیقه خود ، گفت : “وعده آمدن او چیست پدران در حال حاضر فوت کرد و همه چیز را آن گونه که بود باقی مانده است از؟ ابتدای خلقت! “

1 تسالونیکیان 5،1-3 — روز و ساعت شما لازم نیست برای نوشتن هر چیزی ، برادران من. خودتان به خوبی می دانم که آن روز از پروردگارشان به عنوان دزد در شب می آیند. هنگامی که مردم خواهند گفت : “صلح ایمنی” است به طور ناگهانی توسط سردرگمی ، شگفت زده تا زمانی که آنها بر درد باردار آمد ، و نخواهد نشت.

نوح کشتی بیش از 120 سال وارد شده ، استدلال می کنند که جهان را در فرم از فاجعه سیل آمده است. هر کس به او خندید و او را احمق و علاقه مندان برگزار شد. jeering ایمان خود کمی دارند و هنوز زندگی است. همانطور که در روز از نوح بودند ، بنابراین حتی در حال حاضر. ما باور نمی کنم که عیسی مسیح است که به زودی ، و حزن در هر یک از دیگر مسخره. شادی کردن تنها سرگرمی خود را ، ما فقط خودمان را.

لوقا 17،26-30 — به عنوان روز پس از نوح ، پس باید هم پسر مرد روز : خوردن و نوشیدن ، ازدواج و دادن در ازدواج ، تا روز کشتی نوح وارد. سپس سیل آمد و همه آنها را نابود. به همین ترتیب ، روز لوط : آنها خوردند و نوشید ، خرید و فروش ، آنها کاشته و ساخته شده است ، اما در روزی که لوط از شهر سدوم رفت و آن را از آسمان آتش بارید برای نابود کردن همه آنها را ، و گوگرد. به همین ترتیب ، آن خواهد بود که روز وقتی پسر انسان ظاهر خواهد شد.

همانطور که در کتاب مقدس نوشته شده است ، به عنوان امروز در حال وقوع است. اعتقاد ما این است که از دست داده ، و ما به طور کامل به این دنیا مرتکب. ما سازش در مصالحه ، من غواصی به اعجوبههای ترسناکی و رذیلت از این جهان است. دقیقا همین وضعیت اخلاقی است در کتاب مقدس شرح داده شده ، مردم فراتر از خود نگاه کنند.

2 تیموتی 3،1-5 — مطمئن شوید که در آخرین روزهای دوران سخت رخ خواهد داد. مردم تنها خود و پول خود را از عشق ، می boasters ، متکبر ، سوء استفاده ، نافرمان به والدین ، ناسپاس ، نامقدس ، بی عاطفه ، سنگ دل ، slanderers ، بی بند و بار ، لجام گسیخته ، دشمن خوب است ، خائن ، بی پروایی ، مغرور ، عاشق ها به جای لذت بردن از دوستداران خدا. عمومی ، آنها مجسم تقوا است ، اما قدرت آن خواهد شد را تکذیب کرد. به نوبه خود از چنین دور.

بیایید نگاهی به اطراف جهان در throes از طبیعت شکستن. افزایش یافته است در بسیاری از messiahs نادرست ، پیامبران ، seers. جهان و دین با ارواح و روش یا فلسفه رمز وسر متصل می شود. موجب جنبش های مختلف است که اعلام آمدن عیسی مسیح ، استقرار اسرع وقت و استدلال. هستند بسیاری از پیشگویی های اشتباه در مورد پایان دنیا در سال 2012 در اوایل وجود دارد ، اینترنت و رسانه ها به معنای واقعی کلمه با این پدیده در افراد حساس و وحشت در هم آمیخته.

مطمئنا این همه تصادفی نمی باشد ، شیطان می داند که او را ترک کرده است هم کم است. رفتن به آخرین توهم خود را ، که همه ما را فریب و گمراه. آیا رفتن به بازتولید ، آمدن عیسی مسیح است. همه چیز کاملا آماده است ، تا خدا ، به او اجازه می دهد که به اثر کامل است.

متی 24.4 — مسیح آنها را پاسخ داد : “مراقب باشید که هیچ مردی شما را فریب می باید بسیاری به نام من آمده ، گفت :’ من به عیسی مسیح و باید بسیاری از فریب.

تسالونیکیان 2 2،3-12 — اجازه ندهید که هر کسی فریب به هیچ وجه. که تا آن زمان می آید ، باید به دور از خدا تبدیل شده وجود دارد. آنها باید فاسد و ستمکار ، که مخالف و exalteth خود را بالاتر از همه کشف کنند که چه می گوید و آنچه را خدا پرستش. حل و فصل حتی در معبد خدا خواهد شد و خدا یابی! آیا شما به یاد داشته باشید که چگونه من به شما گفته که من هنوز با تو بود نه؟ می دانید چه چیزی او را مانع رتبهدهی نشده است — ممکن است در واقع تا آن زمان رخ می دهد. راز این شرارت ، اما کار می کند ، فقط در انتظار آن را به ناپدید می شوند مانع است.

وقتی که او می یابد که ستمکار ، عیسی خداوند او را نفس دهان خود را کشتن ، از بین بردن درخشندگی خود را از آن راه است. ظهور از ستمکاران خواهد فعالیت شیطان ، همه قدرت های کاذب ، شگفتی ها و معجزه ها می شوند. با تمام حماقت است به فریب کسانی که می رویم به فاجعه ، چرا که او حقیقت را ، که می تواند صرفه جویی را دوست ندارد. بنابراین ، این مسئله را به توهم خدا به این باور نهفته است. به طوری که آنها محکوم به اعدام همه کسانی که ایمان آورده اند اما حقیقت لذتی است که در رسوایی بود.

اجازه بدهید به ما نمی شود فریب خورده ، آیا تاریخ پایان جهان مشخص نیست ، آیا رویدادهای جهان وحشت نمی کند و چه چیزی را انتظار دارند. این است وظیفه ما به نشستن خشمگینانه در روزنامه ، تلویزیون ، ا

ینترنت ، چسبیده به امور جهان ، و وای بر ما که چه در انتظار. از کتاب مقدس ما می دانیم که باید این اتفاق می افتد که پیش بینی شده. وظیفه ما این است که برای آماده سازی ، پاک کردن خودمان را از لذت و زیاده روی ، به تمرکز بر عیسی مسیح و فروتن خودمان را در برابر خدا به عنوان هرگز همیشه قبل از.

تاریخ از این جهان در حال حاضر در پایان آن و آمدن خداوند ما عیسی مسیح بسیار نزدیک است. ما باید همچنان به وقت تلف کردن ، ما باید آماده و موعظه که پیام را به جهان است. ما باید از همه معاون و شرارت پاک ، به منظور آماده سازی ما به ساکن ، عیسی مسیح است. اجازه انجام توبه و طلب بخشایش ، فروتنی را امتحان کنید برای پیدا کردن و خواهش بخشش از همه گناه و درونی. فقط در آن صورت می تواند ما را در باران اواخر درگیر ، بیرون ریز از روح القدس به عنوان شاگردان در روز عید پنجاهه.

آمادگی اکنون تا آن زمان است. زمان به سرعت در حال اجرا کنید!

کتاب هوشع نبی 14،2-3 — رفتن به اسرائیل ، خداوند خدای شما ، برای شما برای گناه خود کشته شدند. بازگشت به پروردگار آورد و کلمه ای از نماز : “همه گناه ما را ببخش و ما را قبول و مهربانی ما را ، چه آنها را گوساله ها به عنوان میوه از لب خود.

به عنوان مثال : سفید — آماده شدن برای باران دوم

جنگ بزرگ بین شیطان و مسیح از آمدن به پایان : شیطان رتبه نیروهای آخرین به عمل در درام از تاریخ بشر است. 12.12 در وحی می گوید : “وای بر کسانی که در روی زمین و در دریا ماند چرا که شیطان تا به پایین به شما آمده است ، داشتن خشم بزرگ ، زیرا او می داند که او هم کمی پیتر 5.8 هوشیار باشید ، لازم است مراقب باشند چون دشمن خود شیطان به عنوان یک شیر خروشان ، walketh ، به دنبال که او ممکن است بلعیدن.

چه می گویم ، بیدار شدم به جای مانده از قوم خدا؟ من تو را دیدم هولناک ما در انتظار : شیطان و فرشتگان خود را جمع آوری تمام نیروهای در مقابل مردم از خدا. او می داند که اگر آنها برای مدتی خواب ، آن را در دست خود اوست ، و خود را تخریب خاصی است.

شیطان سعی خواهد کرد تا آنها را از ساخت برای آن روز آماده سازی را متوقف کند. همه چیز ترتیب به طوری که آنها منع راه ، با گنجینه های زمینی که تا به حال بسیاری از نگرانی های بزرگ که بارگذاری شده و قلب خود را با نگرانی از این زندگی ، و روز امتحان است که آنها را به عنوان دزد پربار شگفت زده شدند.

نیروهای شیطان را در حال تلاش برای منحرف کردن ذهن مردم از ارزش های ابدی. دشمن هدایت همه چیز با توجه به اهداف آن است. ذهن زنان و مردان شاغل سکولار کسب و کار ، ورزش و مد. ما باید با توجه به هزار و منافع پرداخت. بعضی چیزها نیاز به زمان و تحریک حس کنجکاوی ، اما حس را ندارد. ما باید تمام توجه و انرژی خود را به بهترین منافع وقف ، اگر چه ما اغلب نسبتا بی معنی چیزها می شود. ما احساس مسئولیت ، اگر ما به غذا به روح من برای حفظ زندگی معنوی و روحانی و تشویق او را.

انسان از طبیعت تمایل به دنبال نجوا از شیطان است و می تواند با موفقیت نه مقاومت در برابر دشمن وحشتناک. این فقط می تواند قدرت را از مسیح ، قهرمان بزرگ ، اگر آن را ساکن و به دنبال تمایلات خود را به دست آورید. شیطان وسوسه در حال آماده سازی خود را ، که مردم از خدا را در خود گذشته از حمله شناخته شده است.

“شیطان است ترس از چیزی به عنوان واقعیت است که مردم به خدا همه موانع را از راه گزارش که می توانید پور پروردگار از روح خود در او نیست.”

مسيحي واقعي يعني چه؟؟
هیچ کس نمی تواند خودبخود مسیحی
شود، هیچ کس نمی تواند کس دیگر را مسیحی کند تنها خدا میتواند!

کسی که خود را مسیحی میداند باید به روشنی تمام بداند مسیحی کیست تا از مسیحی بودن خود مطمئن شود. اکثر مردم فکر میکنند مسیحی کسی است که به مسیح ایمان دارد و زندگی او طبق موازین اخلاقی با کوشش در اطاعت از مفاد ده احکام در تورات و تعالیم اخلاقی عیسی مسیح در انجیل سپری میشود. البته زندگی یکی مسیحی واقعی باید چنین باشد. ولی تنها کوشش برای داشتن یک چنین زندگی، انسان را مسیحی نمی کند. بلکه بر طبق تعالیم کتاب مقدس، مسیحی کسی است که زندگی خود را کلأ تسلیم عیسی مسیح زنده نموده و تنها به او اعتماد می کند و نه بر اعمال نیک، مراسم مذهبی و زندگی موفق خود! در کلام میخوانیم: “چون به ثروت و توانایی خود تکیه کردیف پس هلاک خواهی شد” (ارمیا۴۸: ۷)

سوال- چگونه خود را تمامأ به عیسی مسیح تسلیم نمائیم؟ ابتدا باید این حقیقت اساسی کلام خدا را به درستی درک کنیم: “زیرا همه گناه کرده اند” رومیان ۳: ۲۳ و آن را به خود اختصاص دهیم و قبول کنیم که گناهکاریم و در پیشگاه عدل خداوندی محکوم می باشیم. آن وقت برای رهائی از زیر بار محکومیت به حقیقت دیگری از کلام خدا توجه نمائیم که چنین الهام شده استک

“بنابراینف چون به عیسی مسیح تعلق داریم، هیچ محکومیت و مجازاتی در انتظار ما نیست” (رومیان ۸: ۱)

عیسی مسیح این دو حقیقت تابناک انجیل را در یک آیه این چنین آشکارا بیان میکند:

“کسانی که به او (مسیح) ایمان نیاورند، از هم اکنون محکومند، چون به یگانه فرزند خدا ایمان نیاورده اند” (یوحنا۳: ۱۸)

بلی، مسیحی کسی است که ابتدا به وسیله روح القدس متوجه شده است که گناهکار است و در پیشگاه عدل خدا محکوم می باشد. آن وقت از کلام خدا دریافته است که عیسی مسیح از فیض بی کران خود، جان خود را برصلیب فدا کرد تا نجات خود را به او هدیه کند و او را از زیر بار محکومیت آزاد سازد. او با شنیدن این مژده “نجات عظیم” از کلام خدا، به عیسی میح ایمان آورده و با توبه و پشیمانی از گناهان خود، از خدا خواسته است گناه او را بیامرزد و روح القدس را در قلب او ساکن گرداند تا به هدایت و قدرت او، یعنی روح القدس بتواند زندگی خود را تمامأ تسلیم یگانه منجی و مولای خود عیسی مسیحی بنماید! باید دانست که این همه، تازه شروع زندگی روحانی یک مسیحی است. او در این حال نوزادی بیش نیست و احتیاج جسم او را فراهم کرده تا جسمأ سالم بماند و رشد کند، احتیاج روح او را نیز در کتاب مقدس که “ما را از هر جهت آماده و مجهز می سازد” (دوم تیموتاوس۳: ۱۶-۱۷) فراهم کرده است.

به محبت مسیح پی ببریم
۱-‏۳.‏ الف)‏ چه عاملی سبب شد که عیسی پدرش را سرمشق خود قرار دهد؟‏ ب)‏ کدام جنبه‌های محبت عیسی را بررسی خواهیم کرد؟‏

آیا تا به حال دیده‌اید که پسربچه‌ای از طرز راه رفتن،‏ سخن گفتن،‏ حرکات و یا حتی ارزش‌های اخلاقی و معنوی پدر خود تقلید کند.‏ آری،‏ پسرک پدرش را سرمشق خود قرار می‌دهد زیرا او را دوست دارد و به او افتخار می‌کند.‏

۲ رابطهٔ صمیمانهٔ بین عیسی و پدر آسمانی‌اش نیز به همین شکل است.‏ عیسی گفت:‏ «پدر را محبت می‌نمایم.‏» (‏یوحنّا ۱۴:‏۳۱‏)‏ هیچ موجودی نمی‌تواند بیش از او به یَهُوَه محبت داشته باشد،‏ زیرا او مدت‌ها پیش از آفرینش موجودات دیگر در کنار پدرش به سر می‌برد.‏ محبت این پسر وفادار به پدرش سبب می‌شود که او را سرمشق خود قرار دهد.‏—‏یوحنّا ۱۴:‏۹‏.‏

۳ در فصل‌های پیشین کتاب حاضر،‏ نشان دادیم که عیسی چگونه قدرت،‏ عدالت،‏ و حکمت یَهُوَه را به طور کامل سرمشق خود قرار می‌دهد.‏ حال می‌پردازیم به اینکه چگونه مانند پدرش به دیگران محبت می‌کند.‏ به این منظور سه جنبهٔ مختلف محبت عیسی را که عبارتند از ایثارگری،‏ دلسوزی و آمادگی‌اش برای بخشیدن دیگران،‏ مورد بررسی قرار خواهیم داد.‏

‏«کسی محبتِ بزرگ‌تر از این ندارد»‏
۴.‏ چرا می‌توان گفت که هیچ انسانی به اندازهٔ عیسی از خود محبت ایثارگرانه نشان نداده است؟‏

۴ محبت ایثارگرانهٔ عیسی سرمشق بسیار خوبی است برای ما انسان‌ها.‏ ایثارگری به معنای آن است که نیازها و علایق دیگران را با از خودگذشتگی بر نیازها و علایق خود مقدّم بدانیم.‏ عیسی چگونه چنین محبتی از خود نشان داد؟‏ او خود در این باره می‌گوید:‏ «کسی محبتِ بزرگ‌تر از این ندارد که جان خود را به جهت دوستان خود بدهد.‏» (‏یوحنّا ۱۵:‏۱۳‏)‏ عیسی با میل و رغبت زندگی کاملش را برای ما فدا کرد.‏ هیچ انسانی تا این حد محبت نکرده است.‏ علاوه بر این،‏ عیسی به شکل‌های دیگری نیز از خود محبت و ایثارگری نشان داده است.‏

۵.‏ چرا می‌توان گفت که پسر یگانهٔ خدا با ترک کردن آسمان محبت و ایثارگری خود را نشان داد؟‏

۵ پسر یگانهٔ خدا پیش از آن که به صورت انسان تولّد یابد،‏ در آسمان از موقعیت بی‌نظیر و والایی برخوردار بود.‏ او با یَهُوَه و تعداد بسیاری از مخلوقات روحی دیگر معاشرت نزدیک داشت.‏ با وجود این همه مزایا،‏ «قدرت و جلال خود را کنار گذاشت،‏ و به شکل یک بنده درآمد،‏ و شبیه انسان‌ها شد.‏» (‏فیلِپّیان ۲:‏۷‏،‏ ترجمهٔ تفسیری‏)‏ عیسی با میل و رغبت آمد تا در میان انسان‌های گناهکار و در دنیایی زندگی کند که «تحت تسلّط شیطان است.‏» (‏۱یوحنّا ۵:‏۱۹‏،‏ انجیل شریف‏)‏ این عمل او از روی محبت و ایثارگری بود.‏

۶،‏ ۷.‏ الف)‏ عیسی به چه شکل‌هایی در طی خدمت روحانی‌اش بر روی زمین از خود محبت ایثارگرانه نشان داد؟‏ ب)‏ چه ابراز محبت خالصانه‌ای در یوحنّا ۱۹:‏۲۵-‏۲۷ آمده است؟‏

۶ عیسی در طی خدمت روحانی‌اش بر روی زمین محبتش را به شکل‌های گوناگون نشان داد و با ازخودگذشتگی تمام،‏ همهٔ توجهش را معطوف به خدمتش کرد و حتی از رفاهی که معمولاً انسان‌ها از آن برخوردارند چشم پوشید.‏ او خود در این باره می‌گوید:‏ «روباهان برای خود لانه و پرندگان برای خود آشیانه دارند اما پسر انسان جایی ندارد که در آن بیارامد.‏» (‏متّیٰ ۸:‏۲۰‏،‏ ا ش‏)‏ عیسی نجّاری قابل بود و می‌توانست مقداری از وقت خویش را صرف بنای خانه‌ای راحت کند و یا به ساختن اسباب و اثاثیهٔ زیبا برای مردم بپردازد و از فروش آن‌ها پول بیشتری برای خود فراهم آورد.‏ اما از مهارت‌ها و استعدادهای خود برای کسب مال و ثروت استفاده نمی‌کرد.‏

۷ یک نمونهٔ بسیار زیبای محبت ایثارگرانهٔ عیسی در یوحنّا ۱۹:‏۲۵-‏۲۷ ذکر شده است.‏ تصوّر کنید که در ساعات آخر زندگی چه در دلش می‌گذشت.‏ با وجود آن که بر چوبهٔ شکنجه زجر می‌کشید نگران رسولانش،‏ کار موعظه و بخصوص به فکر حفظ وفاداری به پدرش و تأثیر این کار بر نام یَهُوَه بود.‏ آری،‏ او در آن لحظات مسئولیت نجات بشر را بر دوش داشت!‏ با این همه،‏ درست پیش از مرگ نگران وضعیت مادرش،‏ مریم هم بود که ظاهراً بیوه شده بود.‏ عیسی از یوحنّا خواست تا از مریم مانند مادر خود مراقبت کند؛‏ در نتیجه یوحنّا مریم را به خانهٔ خود برد.‏ بدین سان عیسی اطمینان حاصل کرد که نیازهای مادرش از لحاظ جسمانی و روحانی تأمین است.‏

دل عیسی به حال مردم می‌سوخت
۸.‏ معنی واژهٔ یونانی‌ای که در کتاب مقدّس برای توصیف دلسوزی عیسی به کار رفته است،‏ چیست؟‏

۸ عیسی مانند پدرش دلسوز و رحیم است.‏ شخصیت او در کتاب مقدّس به صورت کسی تصویر شده است که از روی ترحّم و دلسوزی به کمک درماندگان می‌شتابد.‏ واژهٔ یونانی که در کتاب مقدّس برای توصیف دلسوزی عیسی به کار رفته در فارسی «ترحّم» ترجمه شده است.‏ محققی در این باره می‌گوید:‏ «این واژه توصیف‌کنندهٔ احساسی عمیق و قوی‌ترین واژهٔ یونانی برای توصیف دلسوزی است.‏» در ادامه به برخی از مواقعی که

عیسی از روی دلسوزی عمیق به کمک مردم شتافت اشاره می‌کنیم.‏

۹،‏ ۱۰.‏ الف)‏ چرا عیسی و رسولانش در پی یافتن جایی آرام و خلوت بودند؟‏ ب)‏ با اینکه حضور جمعیت به عیسی امکان استراحت نمی‌داد چگونه با آنان برخورد کرد،‏ و چرا؟‏

۹ عیسی از روی دلسوزی به نیازهای روحانی مردم رسیدگی می‌کرد.‏ در مَرقُس ۶:‏۳۰-‏۳۴ دلیل اصلی آن که عیسی از خود ترحّم و دلسوزی نشان می‌داد عنوان شده است.‏ صحنه را پیش خود مجسم کنید.‏ رسولان پس از موعظه در مناطق گوناگون،‏ هیجان‌زده نزد عیسی بازگشته بودند و با شور و شوق بسیار همهٔ دیده‌ها و شنیده‌های خود را برایش تعریف می‌کردند.‏ در همان وقت جمعیت عظیمی اطراف آنان گرد آمد و برای عیسی و رسولانش دیگر حتی وقتی برای صرف غذا نیز باقی نماند.‏ عیسی با هوشیاری همیشگی خود متوجه خستگی رسولانش شد و به آنان گفت:‏ «بیایید از غوغای جمعیت کمی دور شویم و استراحت کنیم.‏» (‏ترجمهٔ تفسیری‏)‏ سپس همگی سوار بر قایق،‏ رأس شمالی دریای جلیل را به قصد یافتن محلی خلوت و آرام طی کردند.‏ اما جمعیت متوجه عزیمت آن‌ها شدند و ساحل شمالی را دوان دوان طی کردند و پیش از رسیدن قایق عیسی و رسولانش،‏ به ساحل مقابل رسیدند!‏

۱۰ آیا عیسی از اینکه دیگر فرصتی برای استراحت برایشان باقی نمانده بود،‏ ناراحت و خشمگین شد؟‏ به هیچ وجه!‏ او از مشاهدهٔ آن جمعیت چند هزار نفری که چشم‌انتظارش بودند تحت تأثیر قرار گرفت.‏ مَرقُس حالت او را چنین توصیف می‌کند:‏ «دلش به حال ایشان سوخت چون مانند گوسفندان بی‌شبان بودند.‏ پس تعالیم بسیاری به ایشان داد.‏» عیسی می‌دید که تک تک این افراد به کمک روحانی نیاز دارند.‏ زیرا همچون گوسفندانی گم‌شده‌اند که شبانی ندارند تا آنان را هدایت یا از آنان حمایت کند.‏ عیسی می‌دانست که رهبران سنگدل مذهبی به مردم توجهی ندارند؛‏ در حالی که وظیفه داشتند برایشان در حکم شبانانی مهربان باشند.‏ (‏یوحنّا ۷:‏۴۷-‏۴۹‏)‏ او به حال مردم دل می‌سوزاند و به همین خاطر «ملکوت خدا» را به ایشان اعلام می‌کرد.‏ (‏لوقا ۹:‏۱۱‏)‏ نکتهٔ جالب توجه آن است که عیسی حتی پیش از آن که واکنش مردم را نسبت به تعالیمش ببیند برایشان دل می‌سوزاند.‏ به عبارت دیگر،‏ دلسوزی انگیزهٔ او از تعلیم دادن به مردم بود نه نتیجهٔ آن.‏

عیسی مسیح از روی دلسوزی فرید جذامی را لمس می‌کند و او را شفا می‌بخشد
‏‹دست خود را دراز کرد و او را لمس نمود›‏
۱۱،‏ ۱۲.‏ الف)‏ در روزگار باستان با جذامیان چگونه رفتار می‌شد،‏ اما عیسی وقتی «مردی جذامی» به او نزدیک شد چگونه با او رفتار کرد؟‏ ب)‏ عیسی با لمس کردن مرد جذامی به احتمال زیاد چه تأثیری بر او گذارد،‏ و تجربهٔ یک پزشک متخصص در این مورد چیست؟‏

۱۱ عیسی از روی دلسوزی به درد و رنج افراد پایان می‌داد.‏ کسانی که به بیماری‌های مختلف مبتلا بودند می‌دانستند که عیسی دلسوز است.‏ از این رو،‏ به سوی او می‌آمدند.‏ این نکته را بویژه می‌توان در مورد «مردی جذامی» دید که با وجود جمعیتی که به دنبال عیسی بود به او نزدیک شد.‏ (‏لوقا ۵:‏۱۲‏،‏ تفس‍.‌‏)‏ در روزگار باستان جذامیان قرنطینه می‌شدند تا از شیوع آن بیماری جلوگیری شود.‏ (‏اعداد ۵:‏۱-‏۴‏)‏ اما بعدها خاخام‌ها رفتاری غیرانسانی با جذامیان در پیش گرفتند و مقرّرات سختی برای آنان وضع نمودند.‏ * اما ببینیم که عیسی چگونه به مرد جذامی پاسخ گفت:‏ «روزی یک جذامی آمده،‏ نزد عیسی زانو زد و التماس‌کنان گفت:‏ ‹اگر بخواهید می‌توانید مرا شفا دهید.‏› عیسی دلش بر او سوخت،‏ دست خود را بر او گذاشت و فرمود:‏ ‹البته که می‌خواهم!‏ شفا بیاب.‏› بلافاصله جذام او برطرف شد و شفا پیدا کرد.‏» (‏مَرقُس ۱:‏۴۰-‏۴۲‏،‏ تفس‍.‌‏)‏ عیسی می‌دانست که حضور مرد جذامی در آنجا برخلاف شریعت است.‏ اما به جای اینکه او را از خود براند با دلسوزی تمام کاری بسیار غیرعادی کرد و مرد جذامی را لمس نمود!‏

۱۲ آیا می‌توانید تصوّر کنید هنگامی که عیسی مرد جذامی را لمس کرد،‏ به آن مرد بی‌نوا چه احساسی دست داد؟‏ برای توضیح موضوع به نکته‌ای که دکتر پُل بْرَند،‏ متخصص بیماری جذام نقل کرده است،‏ اشاره می‌کنیم.‏ او می‌گوید که یک بار در هندوستان هنگام معاینهٔ یک بیمار جذامی دستش را روی شانهٔ مرد جذامی گذارد و به کمک یک مترجم شیوهٔ مداوا را برای بیمار توضیح داد.‏ ناگهان مرد جذامی شروع به گریه کرد.‏ دکتر با تعجب پرسید:‏ «حرف‌های من شما را ناراحت کرد؟‏» مترجم سؤال دکتر را برای مرد جوان ترجمه کرد و به دکتر گفت:‏ «نه آقای دکتر،‏ گریهٔ او به خاطر آن است که شما دستتان را روی شانه‌اش گذاشتید.‏ چون چندین سال است که کسی او را لمس نکرده.‏» عیسی با لمس کردن مرد جذامی نه تنها آن مرد بی‌نوا را تسلّی داد بلکه او را شفا بخشید و از شرّ بیماریی که او را مطرود جامعه ساخته بود رها کرد!‏

۱۳،‏ ۱۴.‏ الف)‏ عیسی وقتی به شهر نایین نزدیک شد با چه کسانی روبرو شد،‏ و چرا این منظره بسیار اندوهناک بود؟‏ ب)‏ عیسی

از روی دلسوزی برای بیوه‌زن اهل نایین چه کرد؟‏

۱۳ عیسی از روی دلسوزی به اندوه دیگران پایان می‌بخشید.‏ اندوه دیگران دل عیسی را به درد می‌آورد.‏ برای مثال،‏ می‌توان واقعه‌ای را که در لوقا ۷:‏۱۱-‏۱۵ آمده است نمونه آورد.‏ عیسی در اواسط خدمت روحانی‌اش به شهر نایین واقع در منطقهٔ جلیل نزدیک می‌شد.‏ وقتی نزدیک دروازهٔ شهر رسید با جمعی عزادار روبرو شد.‏ صحنهٔ بسیار اندوهناکی بود زیرا جوان مرده تنها پسر زنی بیوه بود.‏ زن درمانده که شاید مدتی پیش،‏ جسد شوهرش را تشییع کرده بود حال تابوت پسرش را تشییع می‌کرد.‏ پسری که شاید تنها نان‌آور خانه‌اش بوده است.‏ احتمالاً در میان جمعیت نوحه‌سرایان و نوازندگانی بودند که با نوایی غم‌انگیز جسد را تشییع می‌کردند.‏ (‏اِرْمیا ۹:‏۱۷،‏ ۱۸؛‏ متّیٰ ۹:‏۲۳‏)‏ عیسی به زن درمانده چشم دوخته بود که بی‌شک نزدیک تابوت پسرش قدم برمی‌داشت.‏

۱۴ دل عیسی به حال مادر عزادار سوخت و با لحنی آرام‌بخش به او گفت:‏ «گریه نکن!‏» سپس بدون آن که کسی از او بخواهد به تابوت نزدیک شد و آن را لمس کرد.‏ حاملان تابوت و احتمالاً همهٔ جمعیت ایستادند.‏ سپس عیسی با لحنی آمرانه خطاب به جسد بی‌جان پسر گفت:‏ «ای جوان به تو می‌گویم برخیز!‏» در آن وقت،‏ جوان طوری که گویی از خواب برخاسته است راست نشست و شروع به سخن گفتن کرد!‏ به دنبال آن این عبارت زیبا آمده است:‏ «عیسی او را به مادرش بازگرداند.‏»‏

۱۵.‏ الف)‏ از روی مطالبی که در کتاب مقدّس در بارهٔ دلسوزی‌های عیسی می‌خوانیم به چه رابطه‌ای بین دلسوزی و عمل پی می‌بریم؟‏ ب)‏ چگونه می‌توانیم عیسی را از این نظر سرمشق خود قرار دهیم؟‏

۱۵ از این آیات چه می‌آموزیم؟‏ اینکه دلسوزی عیسی همیشه با عمل همراه بود.‏ عیسی وقتی مصیبت دیگران را می‌دید دلش به حالشان می‌سوخت و همین دلسوزی سبب می‌شد که به کمک آنان بشتابد.‏ اما ما چگونه می‌توانیم او را سرمشق قرار دهیم؟‏ ما مسیحیان ملزم هستیم که بشارت را به مردم موعظه نماییم و آنان را شاگرد عیسی سازیم.‏ در درجهٔ اوّل محبت به یَهُوَه ما را به این کار برمی‌انگیزد.‏ ولی در نظر داشته باشید که موعظه باید با دلسوزی نیز همراه باشد.‏ اگر مثل عیسی با مردم همدردی کنیم،‏ دلمان می‌خواهد هر آنچه در توان داریم برای بشارت دادن به آنان انجام دهیم.‏ (‏متّیٰ ۲۲:‏۳۷-‏۳۹‏)‏ چگونه می‌توانیم برای هم‌ایمانانمان که بیمار یا سوگوارند دلسوزی کنیم؟‏ درست است که ما قدرت انجام معجزه نداریم و نمی‌توانیم بیماری‌های آنان را شفا دهیم یا عزیزشان را دوباره زنده سازیم،‏ اما می‌توانیم با آن‌ها همدردی کنیم یا هر کمکی که از دستمان برمی‌آید برایشان انجام دهیم.‏—‏اَفَسُسیان ۴:‏۳۲‏.‏

‏«ای پدر،‏ اینان را ببخش»‏
۱۶.‏ چگونه می‌توان آمادگی عیسی را برای بخشیدن دیگران حتی وقتی بر چوبهٔ شکنجه بود مشاهده کرد؟‏

۱۶ خصوصیت دیگری که نشان می‌داد عیسی نمونهٔ کامل محبت پدرش است،‏ آمادگی او برای بخشیدن دیگران بود.‏ (‏مزمور ۸۶:‏۵‏)‏ این خصوصیت را حتی هنگامی که بر چوبهٔ شکنجه بود نیز می‌شد در او مشاهده کرد.‏ وقتی مجبور شد متحمّل مرگی شرم‌آور شود و دست‌ها و پاهایش را به چوبهٔ شکنجه میخکوب کردند،‏ چه گفت؟‏ آیا فریاد برآورد و از یَهُوَه خواست تا اعدام‌کنندگانش را تنبیه کند؟‏ خیر،‏ بلکه در میان آخرین سخنانش گفت:‏ «ای پدر،‏ اینان را ببخش زیرا نمی‌دانند چه می‌کنند.‏»—‏لوقا ۲۳:‏۳۴‏،‏ ا ش.‏ *

۱۷-‏۱۹.‏ عیسی به چه شکل‌هایی نشان داد که پِطْرُس رسول را پس از آن که سه بار او را انکار کرد،‏ بخشیده است؟‏

۱۷ نمونهٔ بسیار پراحساس دیگری که از بخشش عیسی وجود دارد شیوهٔ رفتار او با پِطْرُس رسول است.‏ تردیدی وجود ندارد که پِطْرُس بشدّت به عیسی علاقه‌مند بود.‏ او در شب ۱۴ نیسان که آخرین شب زندگی عیسی بود به او گفت:‏ «خداوندا،‏ من حاضرم با تو به زندان بروم،‏ حتی با تو بمیرم!‏» اما چند ساعت بعد سه بار بکلّی منکر شد که عیسی را می‌شناسد!‏ کتاب مقدّس برایمان نقل می‌کند که وقتی پِطْرُس برای سوّمین بار عیسی را انکار کرد چه روی داد:‏ «همان لحظه عیسی سرش را برگرداند و به پِطْرُس نگاه کرد.‏» پِطْرُس که زیر بار گناه خویش کمر خم کرده بود «بیرون رفت و زار زار گریست.‏» وقتی چند ساعت بعد عیسی فوت کرد پِطْرُس شاید با خود اندیشید:‏ ‹آیا سَروَرم عیسی مرا بخشید؟‏›—‏لوقا ۲۲:‏۳۳،‏ ۶۱،‏ ۶۲‏،‏ تفسیری.‏

۱۸ چیزی نگذشت که پِطْرُس پاسخ پرسش خویش را گرفت.‏ عیسی در صبح روز ۱۶ نیسان رستاخیز یافت و ظاهراً همان روز پِطْرُس را به تنهایی ملاقات نمود.‏ (‏لوقا ۲۴:‏۳۴؛‏ ۱قُرِنتیان ۱۵:‏۴-‏۸‏)‏ چرا عیسی به این رسول خویش که با شدّت تمام او را انکار کرده بود،‏ توجهی خاص نشان داد؟‏ شاید به این خاطر که می‌خواست به پِطْرُس توبه‌کار نشان دهد که هنوز دوستش دارد و برایش ارزش قائل است.‏ اما عیسی به پِطْرُس دلگرمی‌های دیگری نیز داد.‏

۱۹ کمی بعد،‏ عیسی در کنار دریای جلیل به شاگردانش

ظاهر شد.‏ در آنجا سه بار از پِطْرُس (‏که سه بار او را انکار کرده بود)‏ پرسید که آیا دوستش دارد.‏ پس از بار سوّم پِطْرُس پاسخ گفت:‏ «خداوندا،‏ تو بر همه چیز واقف هستی.‏ تو می‌دانی که تو را دوست می‌دارم.‏» عیسی که قادر بود دل انسان‌ها را ببیند بخوبی می‌دانست که پِطْرُس دوستش دارد.‏ اما به این شکل به پِطْرُس فرصت داد تا محبتش را ابراز کند.‏ علاوه بر این،‏ به او مأموریت داد تا گوسفندانش را خوراک دهد و شبانی کند.‏ (‏یوحنّا ۲۱:‏۱۵-‏۱۷‏)‏ پیش از آن،‏ پِطْرُس را موظف ساخته بود که به موعظه بپردازد.‏ (‏لوقا ۵:‏۱۰‏)‏ اما حالا،‏ در حالی که اطمینان خویش را به شکل بارزی به او نشان می‌داد،‏ مسئولیت سنگین مراقبت از پیروان آیندهٔ خود را بر عهده‌اش نهاد.‏ اندکی بعد،‏ عیسی به پِطْرُس در میان شاگردانش وظیفهٔ مهمی عطا کرد.‏ (‏اَعمال ۲:‏۱-‏۴۱‏)‏ آیا می‌توانید آسودگی خاطر پِطْرُس را هنگامی که فهمید عیسی او را بخشیده است و هنوز به او اعتماد دارد تصوّر کنید؟‏

آیا به محبت مسیح پی برده‌ایم؟‏
۲۰،‏ ۲۱.‏ چگونه می‌توانیم به طور کامل به محبت مسیح پی ببریم؟‏

۲۰ کلام یَهُوَه با زیبایی تمام محبت مسیح را توصیف می‌کند.‏ حال این پرسش مطرح می‌شود که ما چگونه باید به محبت او پاسخ گوییم؟‏ کتاب مقدّس چنین تأکید می‌کند:‏ ‹محبت مسیح را دریابید اگر چه مافوق فهم بشر است.‏› (‏اَفَسُسیان ۳:‏۱۹‏،‏ ا ش‏)‏ همان طور که دیدیم،‏ شرح زندگی و خدمت روحانی عیسی که در انجیل‌ها آمده است مطالب زیادی را در مورد محبت مسیح به ما می‌آموزد.‏ اما درک کامل «محبت مسیح» فقط با آموختن آنچه در کتاب مقدّس آمده است میسر نیست.‏

۲۱ عبارت یونانی که ‹دریابید› ترجمه شده است به معنی «در عمل و از روی تجربه» موضوعی را فهمیدن است.‏ اگر محبت عیسی را از خود نشان دهیم،‏ یعنی با ازخودگذشتگی با دیگران رفتار کنیم،‏ با دلسوزی نیازهای آنان را برطرف کنیم و آنان را از ته دل ببخشیم حقیقتاً احساسات او را درک کرده‌ایم.‏ بدین سان،‏ از روی تجربه محبت مسیح را دریافته‌ایم اگرچه مافوق فهم بشر است.‏ هیچ گاه نباید فراموش کنیم که هر چه بیشتر به مسیح شبیه شویم،‏ به خدای مهربانمان یَهُوَه نزدیک‌تر می‌گردیم،‏ زیرا مسیح کاملاً از او سرمشق می‌گیرد.‏

اینکه به اسم عیسی مسیح دعا کنیم یعنی چه؟
سوال: اینکه به اسم عیسی مسیح دعا کنیم یعنی چه؟

جواب: دعا به اسم عیسی مسیح در انجیل یوحنا 14 : 13-14، گفته شده است “و هر چیزی را که به اسم من سوال کنید بجا خواهم آورد تا پدر در پسر جلال یابد. اگر چیزی به اسم من طلب کنید من آنرا بجا خواهم آورد.” بعضی این آیه را اشتباه برداشت می کنند و فکر می کنند گفتن “به اسم عیسی مسیح” در آخر دعا باعث می شود که خدا همیشه هر چه از او بخواهیم به ما بدهد. در واقع با این فکر به “به اسم عیسی مسیح” بعنوان یک فرمول سحرآمیز نگاه می کنند. این برخلاف کلام خداست.

دعا در نام عیسی مسیح یعنی دعا با اقتدار و درخواست از پدر که در مورد دعای ما عمل کند، چون ما به اسم پسرش عیسی مسیح آمده ایم. دعا به اسم عیسی مسیح همان معنی را می دهد که دعای بر طبق ارادة خدا، “و اینست آن دلیری که نزد وی داریم که هر چه بر حسب ارادة او سوال نماییم ما را می شنود. و اگر دانیم که هر چه سوال می کنیم ما را می شنود، پس می دانیم که آنچه از او در خواست کنیم می یابیم” (1 یوحنا 5 : 14-15). دعا در نام عیسی مسیح دعایی است که برای جلال نام او کرده می شود.

گفتن “به نام عیسی مسیح” در آخر دعا یک فرمول سحر آمیز نیست. اگر آنچه ما می خواهیم برای جلال نام خدا و طبق ارادة او نباشد، گفتن “به نام عیسی مسیح” بی معنی است. آنچه مهم است دعای خالصانه ایست که به نام عیسی مسیح و برای جلال نام او باشد، نه اینکه لغات مخصوصی را در آخر دعا بگوییم. کلمات نیستند که که در دعا مهمند، بلکه مقصود پشت دعا. دعا برای چیزهایی که در اتحاد با ارادة خدا هستند اساس دعایی است که به نام عیسی مسیح کرده می شود.